به
تمام زنان
ستمدیده دنیا
شعر از
مریم
بزن
مردی!
فریاد
بزن،
مردی!
فحاشی
کن،
مردی!
نعره
بزن،
مردی!
هیاهو
کن،
مردی!
بلوا
کن ،
مردی!
اسلامت
گفته
مردی
برتری
مردی
سروری،
مردی!
دینت
گفته،
مردی!
وجدانت
چه می گوید؟
نامردی!
بزن
زنم!
نعره
بزن،
زنم!
بغض
در گلویم نشسته
زنم!
فریاد
درنایم
شکسته،
زنم!
لب
از شکوه
فروبسته،
زنم!
از
تمامی دنیا
رسته
زنم!
زندانیم،
زنم!
اسیرم،
زنم!
زنجیریم
زنم!
پای
در بندم،
زنم!
برده
ام،
زنم!
چشمم
خون می چکاند،
زنم!
تنم
از درد می
کاهد،
زنم!
اما
ایستاده
ام،
زنم،
سرفراز
ایستاده ام،
زنم!
خون
در رگ ها می
دوانم،
زنم!
استوارم
زنم!
با
صلابتم
زنم
اسطوره
ام
زنم!
عشق
در رگم می
جوشد
مادرم
بند
بندم از ستم می
خروشد،
مادرم
هنوز
سبزم
مادرم