تماس با ما و ارسال مطلب

 

بازگشت به صفحه نخست

یاور استوار

سنبه­ی پر زور مردم

سنبه گر پر زور گردد شیخنا جا می زند
در پیِ سوراخِ موشی سر به هر جا می­زند

از سریرِ عرشِ اعلا می خزد تا زیر فرش
پشتِ پا بر دنبه­ی آخوند و ملا می­زند

یا رود در چاله­ای همسانِ صدام لئیم
یا چو روباهی گریزان سر بصحرا می­زند

می­کند عمامه­اش را می­تراشد ریش و پشم
طفلکی در جمع آدم­ خویش را جا می­زند

خلق چون برخیزد و آهنگِ سالاری کند
مُهرِ خود بر تارکِ امروز و فردا می­زند

سنبه­ی امروز رستاخیز و شورِ توده­هاست
گر چه این روباهِ نالان راهِ حاشا می­زند

گر بکوبد خلق محکم کله­ی این اژدها
مار و کژدم در رود، افعی به مأوا می­زند

رقص می­باید کنون ملا به سازِ مردمان
قر بیا! این بار چون  آهنگِ چا چا می­زند

گر فرو افتد ز بامِ کِرّ  و ِفرّش این  ولی
هر ولی­ی دیگری هم بی­گمان جا می­زند

یاور استوار نیمه­ی دوم خرداد1388

حاصل گفتگوی تلفنی با یک از فعالانِ سیایسی که از ایران تماس گرفت، سروده­ای است بنام:

 

کودتا

یاور استوار خرداد 1388

 

احمدی­نژاد کودتا کرد
بس فتنه­ و های و هو بپا کرد
همراه ولی­ کشید شمشیر
سر از تن رای ما جدا کرد

با دوز و دروغ و نابجا کرد
احمدی­نژاد کودتا کرد

هر رای که داده­اند مردم
در رشت و فسا و خوی و قم
یا مشهد و بابل  و سمیرم
چون شیر برید کله و دم

یکباره بنامِ خویش جا کرد
احمدی­نژاد کودتا کرد

سیمای سیاهکاره را بین
اخبارِ دروغ واره را بین
ترفندِ هزار باره را بین
ای وای تو راهِ چاره را بین

کاینگونه به کارِ توده­ها کرد
احمدی­نژاد کودتا کرد

این فتنه ز کوی رهبر آمد
موجِ خفقان ز در درآمد
این نظم دروغ را نخواهیم
صبر همه­گان دگر سر آمد

بس فتنه که خود  بکار ما کرد
احمدی­نژاد کودتا کرد

ما رهبرِ گول را نخواهیم
از عدل عدول را نخواهیم
دیگر بسمان فریب و تزویر
این ابنِ فضول را نخواهیم

آنی که ستم به جانِ ما کرد
احمدی­نژاد کودتا کرد

تبعیض بس است ای برادر
تحقیر بس است جانِ خواهر
تقدیر گریز باش و برخیز
بشکن تو نظامِ نابرابر

سی سال ستم ببین چه­ها کرد
احمدی­نژاد کودتا کرد

 

چاپ کنید

بازگشت به صفحه نخست

تماس و ارسال مطالب تماس با سردبیر درباره ما