الا  یا ساکن لبنان فلسطین

 

گون اوغلی

 

الا  یا ساکن لبنان فلسطین

که حرفئ دارمت نه سوره یاسین

تو سنگ اندازئ از من میگیرئ پول

من گشنه ز ملا مئ خورم گول

ترا باشد همه حق و حقوقئ

مرا حتئ نباشد نان و  دوغئ

تو با موشک زایران مئ شوئ شیر

نصیب من ز ملا مئ شود تیر

اگر تازم به ملا در خیابان

تو مئ پوشئ لباس پاسداران

به جنگ من تو مئ آیئ نمک کور

بنام هم وطن ملائ مزدور

دلار نفتئ ام کرده ترا هار

تو موشک مئ پرانئ من سر دار

مرا غارت کند ملا بنامت

زمن مئ دزدد او آرد بکامت

شده ملا چنین تیمار دارت

خیانتهائ او  آید به کارت

یکئ آخر نمئ گوید به ملا

به من ربطئ ندارد حزب، آلله

به من چه که فلسطین جنگ دارد

و یا حماس آنجا بزم دارد

به من ربطئ ندارد جنگ لبنان

که حزب الله شود فرمانده گردان!

اگر لبنان شده ویران به من چه

چرا ایران شود مثل حلبچه

اگر اعراب را غیرت کمئ هست

بدادش مئ رسد با من چه ربط است

من ایرانئ، من آن آتش پرستم

برائ هر عرب بیگانه هستم

غلط کردم که گشتم من مسلمان

مرا پاره شده شلوار و تونبان

نمئ خواهم دگر باشم مسلمان

بکش از ما ترا سوگند به قران

اگر دادئ بر آرم مئ رود جان

ولئ از نفت من ملا شود خان

همه دزدند و مستند و خرافئ

چو زالو خون من خوردند کافئ

مرا غارت کند با تو شود جفت

تمام عمر ملا خورده است مفت

ز ایران گر رسد هر لقمه کامت

الا لبنان فلسطینئ حرامت

ترا امروز گشته بخت یارت

که باشد قدرت ملا بنامت

اگر بئ بهره گردئ بهر ملا

ترا هم مئ کند ملا هزار لا

ولئ تا آن زمان جان برادر

بکش از ما نفس آمد به آخر

نمئ خواهم دگر آیات قران

و یا عید قدیر یا عید قربان

مرا هر گز نبوده خیر اعراب

بجز عمامه با یک گله طلاب

 

ادامه دارد.......

 

 

 

بازگشتwww.perslit.com