الهام پاوه نژاد، بهاره رهنما و کاظم هژیر آزاد در این نمایش
تازه ترین نمایشنامه یاسمینا رضا بازگشتی است قدرتمند به حیطه آشنایی که او متخصصش است: درام جمع وجوری در باره جمعی کوچک و روابطشان، حول مسئله ای که در واقع محمل نمایش است برای حرف زدن شخصیت ها و بیان درونیاتشان.
"خدای کشتار"، بیش از هر نمایشنامه دیگری، یادآور "هنر" خود خانم رضا است؛ آنجا هم مایه خرید تابلو نقاشی توسط یکی از سه دوست بهانه ای بود تا آدم های نمایش به جان هم بیفتند، ایدهها و افکارشان را در باره خود و دیگران به زبان بیاورند و بازبنگرند، در اساسی ترین وجوه زندگی و رابطه هاشان تردید کنند و سر آخر ناگزیر باشند برای آینده دوستی ــ آینده زندگی هاشان ــ سر چیزهایی کوتاه بیابند و به حدی رضایت دهند.
دعوای دو پسربچه مدرسه ای نمایش "خدای کشتار" هم، همچون قضیه تابلو نمایشنامه "هنر"، یادآور مک گافین هیچکاک است، مایه نزاعی که بهخودی خود اهمیتی ندارد، بلکه صرفا تمهیدی است برای پرداختن به مسائلی و مایههایی دیگر.
زبدگی خانم رضا این است که هیچ گاه اجازه نمی دهد جدل ها و بگو مگوهای شخصیت ها بهحدی بحرانی برسد و به نظر آید یکی از انبوه مایه های مطرح نمایش مایه اصلی است.
شخصیت ها به هم می پرند، همدیگر را متلک باران میکنند، ضعف های دیگری و دیگران را بهرخ می کشند، حتی هم را می زنند، اما در نهایت هیچ وقت کار به جایی نمی کشد که کسی از پس ماجرایی در نمایش تصمیمی مهم و سرنوشت ساز بگیرد یا کار خیلی غریب و نامنتظری کند.
آدمها انگار همه آگاهند و پذیرفته اند که زندگی همین است و با هر فراز و نشیبش باید مدارا کرد مهارت خانم رضا در پرداخت روابطی چنین و حرکتش بر مرز حد تحمل آدم هایش چنان استادانه است که "هنر" و "خدای کشتار" را در جایگاهی بس فراتر از مثلا تجربههای فرمالیستی ترش ("زندگی × 3" و "مرد اتفاقی")می نشاند و آن را بدل به یکی از بهترین آثار او و از جمله بهترین نمایشنامههای معاصرِ اروپا میکند.
او البته دشواری اجرای "نمایشنامه ای از یاسمینا رضا" هم دقیقا از همین مهارت نویسنده و ظرافت متنش میآید. رضا درامش را چنان هوشمندانه پیش میبرد که موفق می شود افق تفسیری متنش را تا حد زیادی منوط به همدلی هرکدام از خوانندگان با دلمشغولیها و دغدغه های یکی از شخصیت ها کند.
درواقع، ما در جایگاه مخاطب متن رضا اثر را مطابق ترجیح ها و سلایق و نگاه خودمان به زندگی میخوانیم و نسبت به یکی یا چندتا از شخصیتها همدلی بیشتری حس می کنیم.
خوانش مخاطب از این دسته متن های رضا (بسته به هر مخاطب البته، اما بههرحال) خوانشی است جهتدار؛ جهتگیری ای که تصور مخاطب از هر شخصیت و نیز معنای کل متن را سازمان میدهد، جهتگیری ای که نویسنده خود به استادیِ تمام از آن طفره رفته و اجتناب کرده است.
مشکل اجرای آقای کوشکجلالی هم (همچون دو اجرای چند سال پیشترِ نمایش "هنر" در تهران: اجراهای داود رشیدی و پارسا پیروزفر) چیزی نیست غیر از فقدان نگاهِ کارگردانی، موضع نداشتن در برابرِ متن و شخصیت ها و پرهیز از جهتگیری.
علی رضا کوشک جلالی
اگر در فرآیند خواندن متن ما اثر را در ذهنمان از نو بازمی آفرینیم و بنا به موضعمان هرکدام از شخصیت ها را تعریف می کنیم و هویتی می دهیم، اما اینجا روی صحنه ما با بازیگرانی زنده و اطوار و حرکات و گفتاری مواجهیم که تفسیر ما را محدود میکنند.
این عرصه ای است که در گستره اش اتفاقا موففیت کارگردان منوط است به ایستادن نویسنده در برابر استراتژی و جهت دارکردن متن.
اجرای درست ــ و حتی می توان گفت ناگزیر ــ این دو متنِ رضا ارائه تفسیر کارگردان است از اثر، واِلا وفاداری به راهبرد نویسنده در بی طرفی و موضع نگرفتن حاصلی همچون این اجرا (و آن دو اجرای پیشین) میدهد که تماشاگر تا انتها هم تصور روشنی از هیچ کدام شخصیتها نمی یابد و هر لحظه نمایش برای خودش و در خودش ــ بیارتباط با کليت متن ــ تعریف می شود و هیچ شخصیتی همدلی (یا عکسش، پس زدن و تنفری هم) بر نمی انگیزد.
در نبود این نگاه کارگردانانه، بالطبع، تمام بار اجرا می افتد به گردن بازیگرانی که باید با "حضور" خود نداشته های نمایش را جبران کنند و اگر اجرای آقای کوشک جلالی ملالآور نیست دین به بازیگرانش دارد: جز الهام پاوه نژاد، که سرگردانی کارگردان در پرداخت نقشش امکان هرجور خلاقیت و جلوه ای را در کار بازیگری سلب کرده، اینجا با دو نقش آفرینیِ پرانرژی و قابل قبول مواجهیم از بهاره رهنما و کاظم هژیرآزاد و نیز یک اجرای درخشان از بهنامِ تشکر که صرفا به مدد نوع بازی اش تنها شخصیت نمایش است که میتوان ــ دست کم ــ شمایی محو از ویژگیهایش تعریف کرد و در برابرش موضع داشت.
او تنها بازیگر نمایش است که هرازگاه واقعا کورسوی امیدی برای جانگرفتنِ اجرا و نجاتش از ورطۀ سردرگمی در بیننده زنده میکند، گرچه که خود اینها هم بسیار به ندرتند و اندک.
خدای کشتار
کارگردان: علیرضا کوشک جلالی
نویسنده: یاسمینا رضا
بازیگران: کاظم هژیرآزاد، الهام پاوه نژاد، بهاره رهنما، بهنام تشکر
طراح صحنه: منوچهر شجاع
طراح لباس: کتایون فیض مرندی