پایان
فستیوال
تئاتر ایرانی
در شهر کلن
علی
امینی نجفی در
محل جشنواره
عکس ها
از جواد طالعی
پانزدهمین
دورهی
"فستیوال
تئاتر
ایرانی" که از
بیست و یکم نوامبر
در شهر کلن
(آلمان) شروع
شده بود،
شامگاه یکشنبه
با برنامهی
گروه موسیقی
"سایۀ مهر" که
از ایران به
جشنواره دعوت
شده بود، به
پایان رسید.
جشنوارهی
امسال از
انحصار تئاتر
بیرون آمده
بود، و احتمالا
به دلیل کمبود
برنامههای
نمایشی، به
هنرهای دیگری
چون فیلم و
رقص و موسیقی
امکان حضور
داده و به همین
خاطر نامش نیز
به "فستیوال
هنرها" برگشته
بود.
"انجمن
تئاتر ایران و
آلمان" به
سرپرستی مجید
فلاحزاده که
از پانزده سال
پیش این
جشنوارهی
هنری را در
ماه نوامبر در
شهر کلن
برگزار میکند،
هدف خود را "برقراری
پلهای دوستی
و دیالوگ میان
فرهنگهای
مختلف" اعلام
کرده است.

محسن
نامجو بر
صحنهی "خانه
فرهنگها" در
شهر کلن
جشنواره
روز جمعه بیست
و یکم نوامبر
با سخنرانی
لوتار تئودور
لومپر،
سرپرست بنیاد
فرهنگ و هنر
شهر کلن گشایش
یافت. آقای لومپر
در سخنرانی
خود تداوم کار
یک جشنواره در
طول پانزده
سال، آن هم
توسط عدهای
مهاجر و
پناهنده را
کاری بس دشوار
و ستودنی
دانست. او
تأکید کرد که
این فستیوال
به همت
هنرمندانی
شکل گرفته که
فعالیت آنها
در شرایط
سانسور و
اختناق در
ایران ناممکن
بوده است.
افول
فعالیتهای
تئاتری
"فستیوال
تئاتر
ایرانی" در
دورههای
اولیهی خود،
به اجراهای
تئاتری
اختصاص داشت،
و تا حدی چند و
چون فعالیتهای
تئاتری
هنرمندان
ایرانی را در
خارج از کشور بازتاب
میداد. اما
از چند سال
پیش شمار
کارهای
تئاتری کاستی
گرفته و در
عوض فستیوال
به روی هنرهای
دیگر آغوش باز
کرده است.
در
این دوره از
جشنواره از
میان آثار
نمایشی دو اثر
قابل ذکر است:
کار حمید عبدالملکی،
هنرمند
ایرانی مقیم
هلند، در ارائهی
روایتی
جاندار از
"موش و گربه"
طنز جاودانی
عبید زاکانی
شاعر قرن
هشتم. دیگر
نمایشی به نام
"مرثیهای
برای شکسپیر"
به کارگردانی
منوچهر
رادین، بر
پایهی
داستانی از
شهروز رشید.
این اثر زندگی
روشنفکری را
روایت میکند
که چنان در
عوالم روحی و
ذهنی غرق میشود،
که هرگونه
پیوندی را با محیط
واقعی
پیرامون خود
از دست میدهد.
"مرثیهای
برای شکسپیر"
در کلن با نقشآفرینی
حمید سیاحزاده،
بهرخ بابایی، پریسا
افتخارزاده،
علی حسنآبادی،
منوچهر
رادین، مجید
ساکی و عباس
سهرابی به روی
صحنه رفت.
نخستین
نقال زن ایرانی
در
سیر هنر قدیمی
نقالی و پردهخوانی
و در متن سنتی
که از ریشه به
مردان تعلق دارد،
از فاطمه حبیبزاده
به عنوان
اولین نقال زن
ایرانی نام
برده میشود.
خانم حبیبزاده
که با نام
حماسی
"گردآفرید"
نامور شده، از
حدود ده سال
پیش پژوهش در شاهنامهخوانی
را شروع کرد و
به نقالی
داستانهای
پهلوانی
ایرانی روی
آورد. این "سنتشکنی"
بی پایه نبود،
بلکه با شناخت
عمیق سنت نقالی
و عشق به ریشهها
و رگههای ملی
آن همراه بود.
گردآفرید
با اجراهای
متنوع و
بیشمار در
گوشه و کنار
ایران، موفق
شد به رسم و قاعدهای
کهن پایان دهد
و عرصهی
نقالی را از
انحصار مردان
بیرون بکشد.
او با صدای پرشور
و حرکات نرم و
استادانه،
سنت دیرین را
با رنگ و بویی
تازه به میان
مشتاقان برد.
گردآفرید
روز یکشنبه ۲۳
نوامبر بر
سالن "صحنهی
فرهنگها" در
شهر کلن،
نقالی نیرومند
و مؤثری ارائه
داد. به ویژه
اجرای بخش
آغازین حماسهی
رستم و سهراب،
با نوای
بااحساس و در
عین حال
پرتوان زنی
جوان، با
استقبال
فراوان روبرو
شد.
آشوب
دلنشین
هنرمند
دیگری که در
جشنوارهی کلن
خوش درخشید،
محسن نامجو
بود. هنرمند
نوجویی که با
مهارتی
فراوان و
جسارتی کممانند
سنتها و قالبهای
شناخته شده را
به هم آلیاژ میدهد
و از آنها
ترکیبی تازه و
بیگانه میسازد.
موسیقی
نامجو، صدایی
غریب،
نامألوف و گاه
شوکهانگیز
در فضای
موسیقی ایران
است، که در هر
صورت نمیتوان
آن را ناشنیده
گرفت. این
موسیقی با
آمیزش عناصر
گوناگون و گاه
ناهمساز، از
ردیفهای
موسیقی
ایرانی تا
گوشههای جاز
و راک و رپ،
نوایی تازه میسازد
که گاهی به
گوش سنگین و
ناهموار میآید.
این
موسیقی به
خودی خود
نوآورانه
نبود، اگر به
سنت موسیقی ایرانی،
به نواها و سازهای
آشنای ایرانی
کاری نداشت.
اما این موسیقی
نه تنها مایهها
و تکنیکهای
سنتی را به
چالش میگیرد،
بلکه آنها را
به همآوردی با
سنتهای
موسیقی غربی
وا میدارد. شاید
این موسیقی
خود بازتابی
باشد از
موقعیت پرتضاد
و به تعبیری
"برزخی"
جامعهی امروز،
که انبوهی از
عناصر
ناهمگون سنتی
و مدرن را
کنار هم
نشانده است، و
چه بسا به گونهای
ناچسب و
غیرطبیعی.
گروه
شاوش که از
مازندران
آمده بود،
موسیقی شمال
ایران را با
همان اصالت و شادابی
خللناپذیر
عرضه میکرد.
در گروه شاوش
احمد محسنپور
ساز کمانچه،
جمشید نیکپور
طبل و سرنا،
محسن فهیمی
دوتار و محمد
ابراهیم علمی
دف مینوازند.
زهرا شکرانی
خوانندهی
اصلی گروه است
که ترانههای
محلی را با
صدای گرم و
تسلط فراوان اجرا
میکند.
پدیدهی
جالب و تازه
در فستیوال
امسال، حضور
نسل تازهای
از مهاجران
ایرانی بود. جوانانی
که میتوان
آنها را نسل
دوم مهاجران
ایرانی در
آلمان دانست،
با عشق و علاقهای
بیشتر به
مظاهر فرهنگی
ملت خود توجه
میکنند.
از:
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2008/12/081202_og_colone_theatre.shtml