تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید  پنجشنبه ۲۲ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۸


امروز هم طبق روال هر دوشنبه عصر سمت میدان کاج قدیم (شهید طهرانی مقدم جدید) بودم. از میدان کاج که داخل سرو شرقی می شوی ردیفی از زنان تن فروش را می بینی که کنار خیابان ایستاده اند و هر کدامشان بسته به بضاعت طرفین، دیر یا زود سوار ماشینی می شوند و می روند. مدتهاست که این زنان و دختران را آنجا میبینم. اما امروز که مطلبی در مورد تن فروشی زنان می خواندم باعث شد فکر کنم بد نیست چیزی در مورد داستان تن فروشی بنویسم. قیمت این زنان بسته به خدماتی که ارائه می دهند و محلی که برای این کار انتخاب شود ( و مولفه های دیگر) متفاوت است. گرچه زنانی در این شهر هستند که برای 5 هزار تومان تن فروشی می کنند اما 300 هزار تومن از قیمت های متداول این گروه از زنان است که کمتر و بیشتر هم می شود. چندباری شده جایی نگه داشته ام و نگاهشان کرده ام. امروز مردی کنارم پارک کرد و گفت حیف شماها... اینام زن اند شمام زنید! اون تپله 400 قیمت میده. معلوم بود دلخور است! ازش پرسیدم مگه شما قیمت گرفتی ازش؟ کمی جا خورد و گفت نه وقتی به ماشین ها قیمت میدن شنیدم. بهرحال پی کارش رفت ...
بار اول که قیمت را شنیدم خشکم زد. 300 یا 400 هزار تومان برای نیم ساعت! کمی عجیب بود. ولی وقتی با چشمان خودم می بینم که ماشین ها سوارشان می کنند و کنار عابر بانک توقفی می کنند می فهمم که مردان بسیاری هستند که چنین پولی را می پردازند. اکثرشان بعد از نیم ساعت سر جایشان برگشته اند... درآمد کمی نیست!
به یاد کتابی افتادم که مدتها قبل خوانده بودم و از قضا می خواستم پستی فیس بوکی هم برایش بنویسم که فرصت نشد! کتابی جالب و متفاوت از کاترین حکیم با عنوان «Honey money» که در آن نگاه متفاوتی به فروش خدمات جنسی زنان (اعم از تن فروش، همسر، پارتنر، و ...) دارد. او در بحثی مفصل، به قدرت سرمایه اروتیک در جلب سایر سرمایه های اجتماعی و اقتصادی پرداخته است. حکیم با نقد فمنیسم رادیکال، این جریان را جریانی ضد زن و زنانگی می داند و معتقد است آنان با تحقیر جذابیت های زنانه، به همدستی با نظم پدرسالار برای ناتوان تر کردن زنان دست زده اند. اشاره او به جنبش های ظاهرستیزی فمنیست ها و جنبش چاق ها، نمونه انتقاد او به فمنیستهای رادیکال است.
نقدهای بسیاری می توان به تحلیل وی وارد دانست اما نگاه متفاوت او در این کتاب برایم جالب بود و توصیه می کنم کسانی که علاقه مند به حوزه زنان هستند حتما آن را بخوانند حتی اگر به لحاظ نظری و عملی ایراداتی بر آن وارد باشد. به نظر حکیم، سیاست های جنسی امروز با سرسختی ارزش سرمایه اروتیک را که زنان به لحاظ تاریخی بهره بیشتری از آن برده و مهارت بالاتری در کسب و به کار بردن آن به دست آورده اند در زندگی انکار می کند. از نظر او ایدئولوژی های پدرسالارانه به شکلی نظام مند سرمایه جنسی زنان را مبتذل جلوه داده تا زنان را از تبدیل این دارایی به سرمایه و ایجاد هزینه برای مردان منصرف کند. مردان همواره خواستار لذتهای بی هزینه بوده اند (مثل همان آقای دلخور).
سرمایه اروتیک که قابل تبدیل به سایر سرمایه ها از جمله سرمایه مادی است عبارت است از: زیبایی، جذابیت جنسی، سرزندگی، ذکاوت، خوش پوشی، دلربایی، و مهارت های اجتماعی و مهارت جنسی. آمیزه ای از جذابیت ظاهری و اجتماعی. 
مفهوم «سیری ناپذیری مردان در سکس» نیز، پایه ای است برای این نتیجه گیری حکیم که سرمایه جنسی زنان ارزشمندتر از سرمایه مردان است چون خواهان بیشتری دارد. به بیان دیگر او با مرزبندی میان زنان و مردان، سهم مردان از میل و سهم زنان از سرمایه اروتیک را بیشتر می داند (چیزی شبیه همان ناز و نیازی که در فرهنگ خودمان داریم) نگاهی که به نظر من کمتر پویایی در توجه به جریان های سیال میل و سرمایه در رابطه زن و مرد دارد. اما نکته جالب کار وی، نگاه متفاوتی است که به میل جنسی و سرمایه جنسی دارد. از منظر حکیم، تن فروشی نیز نوعی تبدیل سرمایه اروتیک به سرمایه اقتصادی است. همچنین رابطه یک زن در محل کار با رئیسش که به زعم برخی افراد ازار جنسی تلقی می شود ممکن است از سوی زنی دیگر پله ای برای ارتقای شغلی و تحصیلی و ... باشد. 
چنانچه گفتم ایرادات زیادی می توان به او وارد کرد از جمله اینکه، وی به تفاوت الگوهای لذت جنسی زن و مرد به طور کامل نپرداخته است و از قضا بر اساس الگویی کاملا مردانه به تحلیل لذت زنانه دست زده است. برای مثال توانایی بالای تخیل و لذت فانتزیک زنان و تنوع الگوهای لذت بردن از رابطه را نمی توان بر اساس امار خودارضایی یا دفعات سکس سنجید! بدین ترتیب حکیم، بیش از آنکه به الگوهای متفاوت میل ورزی توجه کرده باشد بر میزان آن تاکید داشته است. بهرحال او در جای جای کتاب بر کمتر بودن تمایل جنسی زنان و ارزش بیشتر سرمایه جنسی آنان در برابر سیری ناپذیری مردان تاکید دارد و از این نابرابری نتیجه می گیرد که برای ارتقای جایگاه اجتماعی، زنان باید از سرمایه اروتیک در راستای کسب قدرت استفاده کنند.
از منظر خانم حکیم زنی که سرمایه اروتیک اش را نقد می کند قربانی نیست بلکه کسی است که از آنچه مورد تقاضا است و در جامعه خریدار دارد برای ارتقای موقعیت اجتماعی اش استفاده می کنند (البته مشروط به اینکه از ارزش مندی سرمایه ای که در اختیار دارند آگاه باشد). این ها را نوشتم که بگویم نظرگاه های جدید به واقعیت های اجتماعی را از دست ندهیم حتی اگر به لحاظ نظری و عملی با آن زاویه داشته باشیم! 
پ.ن: پناه می برم به خدا از دست خانم کاترین حکیم! به من هم وصله سکسیت و تقلیل گرا و پدرسالار و ... نمی چسبد! ...

به قلمِ زهرا آقاجانی

.
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست