گرگ و میش

جواد شجاعی فرد
دیگر نه شب به جاست
نه روز
ماسیده دراجاق افق
ماه نیمسوز
گاهی کلاغکی می خواند
بر قلّه ی دیلاق تبریزی
گاهی عبور هفتی درناها
خاموشی شکسته ی آویزی
گوئی کنار حجله ی اشک افشان
در ذلّ سوگناک سیاهی
دیگر نه شب به جاست
نه آهی
نه هاله ی شکفته ی ماهی
دشت است
و
کاهدودی آتش
با خاطرات سوگ سیاوش
دستی کنار غربت کاغذ
با چوب-خطّی
از شمارش فرداهاست
در کنج برزخی
وامانده از جهنم
و
تارانده از بهشت
کی رفته است نیک ؟
کی مانده است زشت؟
برگرفته از: http://sh-fard.blogfa.com/