
نمایش ِ رقص ِ
بر هنه
آنجا که دستهایمان
در نمایش ِ
ها بیل و قابیل
به صلیب کشیده شد
مشعل آتش را
بالا بردیم
مشتی خا ک شار
از لابه لا ی انگشتانم
پاشیده شد
بر تن ِ برهنه ی تو
قلم موی رنگی ام
برپوستت مو ج می زد
تنت نقش ونگار بودائی
می رقصید عریان
آهسته به آواز ه های
ناقوسی در آب
و حزن ملودی گیتار ِ
"آران خو اِس "
به تیزی صدای زنگو له ها
تو ایستاده میان ِ بالهای
مجسمه ی سنگی
در نور ِ سرخ دو شمعِ ِ
خفته درسفره ی سروده ها یم
خیره ماندی
به چشم ِ تابلویی قرمز
کنار ستونی بلندِ
سنگفرشی از واژه ها
پرده ها کنار رفتند
انگار دریچه ای
در قفس ِ صحنه
باز شد
و تو به آزاد ی ِ
بازی صدا در بدن
رسیدی
قناری شعرم
آرام آرام از گلویت
بر خاست
"من و جود دارم"
"من و جود دارم در تو"
با مو زون با زوانت
رقص واره
باز گشتی
به ابتدای آفرینش
ما ریختیم
با قی مانده ی خاک
بر روی جنین ِ انسان
حیرت ِ برهنه ی تماشاچیان
در کف زدنها ی مکرر
شکست
سکوت ِ هسته ی نما یش ِ
ما همچنان ریختیم
باقی ِ مانده ی آب
برشنزار تشنگی امان ...
من وجود دارم یکی از اشعارم که
روی بدن بازیگر نوشته بودم
شهلا آقاپور
نمایشی کوتاه هنری شعر گو نه ای
( پرفرمنس) در جشنواره
کانون نویسندگان
در تبعید(هامبورگ) یولی۲۰۰۵
www.aghapour.de
نویساد هنر و ادبیات پرس لیت: به مناسبت زادروز شاعر گرامی شهلا آقاپور، این شعر باز انتشار یافته است. نویساد پرس لیت این روز را به ایشان شادباش می گویند /27.10.2011