
عقربه ها
سارا تبریزی
نگاهم را تعبیر مکن
ضربان قلب من قبل از هر تپشی
ایست میکند
حتی اگر در میخانه
تمام کرانه ها را هم ترانه سرایی
من سالهاست که عقربه به دوش ام
تو دگر زمان را به گروگان نگیر
آخر
کفشهای نو
و
رویاهای سالخورده
که همسفر نمی شوند
برو !
برو
و فاصله ها را ادامه دار کن
و
بگذار من رنج ببافم
ببافم و تکرار کنم دردی را که تکرار می شود
اما تکراری نمیشود .
ژانویه ۲۰۱۲