
در شگفتم
در شگفتم:... ما ز نسل کوروش و داریوش و شاهان کبیر
چون شدیم٬ بازیچه ی دستان شیخان صغیر
در شگفتم:... وارث منشور کوروش زاده ی علم و ادب
چون فتادیم ما٬ بدام دین و آیات عرب
در شگفتم:... غافل از تاریخ "ما"٬ در محفل بحث و سخن
آنقدر از "من" بگفتیم٬ تا که رفت از دست وطن
در شگفتم:... هر یک از ما عالم و دانشور و دانش پژو
از چه سان٬ اینسان شدیم تک تک جدا از هم٬ بگو
در شگفتم:... مارخواران عرب٬ با چهره های اهرمن
ادّعا دارند خد ا را صاحبند در خاک من
در شگفتم:... اهرمن بر نیک تازد با هجوم تازیان
شیخ مفتی حاکم است بر مردم آریائیان
در شگفتم:... جمله شیخان با جهالت میکنند قد را علم
رنگ بر بیرنگی خود میزنند با صد قلم
در شگفتم:... خواب رفتیم با خدا سازی ز دین و دین فروش
با خرافه های دین در نطفه گشتیم ما خموش
در شگفتم:... کین چه خوابیست از خرافه های دین بر دیده گان
بر کشید پرده٬... به عقل و بینش فرهیخته گان
در شگفتم:... خاک ما مهد تمدّن٬... از هزاران سال پیش
این چنین افتاده در دام انیران٬... شد پریش
در شگفتم:... آن همه ثروت ز علم و دانش و مهر و هنر
تاج و تخت خسروانی٬... پند زرتشتی ببر
در شگفتم:... در شگفتم:... در شگفتم:... در شگفت
چون شده؟... اعراب بی ثروت٬ ز ما ثروت گرفت
در شگفتم:... با سرو د مّلی خود٬ کرده ایم عهدی سلیم
"چون نباشد خاک ایران٬ تن نباشد"... گفته ایم
پس چه شد آن عهد٬... از پیمان ذات پاک ما؟
از چه رو بنشسته در غربت٬ بدور از خاک ما؟
از سخن باید گذشت٬... کار از عمل حاصل دهد
"ما" شدن با هم٬ ز "من" ها٬... مُهْر بر باطل نهد
وقت آن آمد که ما با هم٬ بپا خیزیم ز جا
باز بستانیم نشان از دشمنان٬... ایران ما
گرُزین کِلک©
سیل ِ پاکسرود
پانزدهم اکتبر ٢٠٠٩
کالیفرنیا