حکومت اسلامی
گیل آوایی
1
آیه ها
جاری
شلاقها
به زبان کدام رسالتی
ختم انبیاء لابه می کنند
مرده
کشته
پشته
گورها نشان حکومت الله بر زمین
کوچه ها سنگفرش خون
وای
سلیطگان وحی
باز
چاهی به عمق بلاهت تاریخ
فتوا جار می کنند
2
دستهایی زفغان
مشت هوا
دستهایی که هراسان
به تفنگ
پشت دیوار بلند
داغ و زنجیر و دار
بودن و نابودن
فرصتی یا که سری جنباندن
چارپایه به تکان
آه اگر
بگسلد حلقه طناب
دستهایی زهراس
به عبث می پاید
سایش کابوسی
3
بی تاب
گیل آوایی
14 آگوست 2009
پریشان موی بی افشان ِ مهتاب
به نجوای گسست۫،
پیوست۫،
همساز.
کرانه گم شده،
سرگشته در دام،
به هر گامی
سیه راهی
گشوده تنگ آغوش،
خیال خویش می کاوم
به صد آه،
نه آوازی ،
نه هایی از کسی،
جایی،
کند ساز.
منم
با این پریشان موی بی افشان ِ مهتاب،
منم
با این گسست۫،
پیوست۫،
دمساز.
دل ِ طوفان چرا
بی تاب بی تاب،
از این نجوای رام۫ آرام ِ دریا
به مُشت۫ اندوه می رازد به آواز!؟
4
چست و چالاک۫ تاخت
آفتاب خیز خیره آغاز
شوق بی مثالیست
دلدادگی
عشقیدن
چه خواست ِ بی رمقی
در آفتاب نشین ِ کنون
دل به دل
تکرار
5
روز بارانی
12آگوست 2009
بر شانه ها نشسته تو گویی
چنگی به موی پریشان
سیلی گرفته به اندوه همنواز
یاد تو
سینه دران است
ای فاتح ِ کرانه ی مات نگاه من
این غصه را چگونه سر آرم
با یادهای کوله انبوه
افشان ِ ابر سیاهی
چشم مرا
به سیلاب می برد.