
پوشیده ازعریان
سارا تبریزی
لبی بالا ، لبی پائین ...
لبی بالا ، لبی پائین ...
دو بوسه در یک آغوش
آنجا ...
آنجا که ماسه ها با انگشتی به قلبی می بازند .
لبی باز ، لبی بسته
لبی آشکار ،لبی پنهان
پوشیده از عریان.
وای زمین ... وای
تو خود از یک جنسی !
مگر کسی تو را به طنابی آویخت؟
مگر کسی به سوی تو
سنگی
پرتاب کرد ؟
پس چرا...
پس چرا این همه سار را با
سنگی
خون می کنند ؟