بُرشي از يك زن

خانه ام را
از اندامم بنا كرده ام ... سَردَرَش را از طاقّي هاي طاقتم
دَر هايش را
از بي خواهشي هايم
پنجره هايش را
از اشك هايم
پرده هايش را
از شرم هاي هوس آلوده ام
***
خانه ام را
از اندامم بنا كرده ام ... مهمانخانه ام را از شوق هاي كوچكم
پلّكانم را
از دندان هايم
اتاق هايم را
از خاطره هاي فراموش شده ام
بسترم را
از كَپَل ها و پستان هايم
مَلّافه ام را از گيسويم و بالشم را
از صبر هاي حسرت آلوده ام
***
به خانه ام بيا
من را تكّه تكّه كُن
... و روسپي ام بخوان
علی عابدی - 1385