رد

سیما مهرآذر

 

از کنـار خاطرات بی تـو رد شدم

بين بغض و سيل گريه..آه، سد شدم

 

پرسه پرسه توی کوچه های خلوتم

زير ضربه های بی کسی لگد شدم

 

خيره در شب‌ ِ نگاهِ خالی از مَنَت

! از هميشه بی ستاره تر رصد شدم

 

از دو فصل/از دو جنس/از دو تکه ام

با تو خنده بی تو گريه را بلد شدم

 

آمدم که نيمهء مکمّلت شوم

در گزينش دل تو ساده رد شدم

 

تو هميشه تشنهء گناه بودی و

! من برای سير کردنت چه بد شدم

 

رفتی و در اين زنانگی ِبی خودم

با نبودنت جسدتر از جسد شدم !

 

 

 

این مطلب را در صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست

تماس و ارسال مطالب info@perslit.com تماس با سردبیر perslit@gmail.com درباره ما