
رد
سیما مهرآذر
از کنـار خاطرات بی تـو رد شدم
بين بغض و سيل گريه..آه، سد شدم
پرسه پرسه توی کوچه های خلوتم
زير ضربه های بی کسی لگد شدم
خيره در شب ِ نگاهِ خالی از مَنَت
! از هميشه بی ستاره تر رصد شدم
از دو فصل/از دو جنس/از دو تکه ام
با تو خنده بی تو گريه را بلد شدم
آمدم که نيمهء مکمّلت شوم
در گزينش دل تو ساده رد شدم
تو هميشه تشنهء گناه بودی و
! من برای سير کردنت چه بد شدم
رفتی و در اين زنانگی ِبی خودم
با نبودنت جسدتر از جسد شدم !