تماس با ما و ارسال مطلب

info@perslit.com

بازگشت به صفحه نخست

آی آدمها

منوچهر نامور آزاد

 

 

 

آی آدم ها

که خسته دل شکسته ، دسته دسته

راه میپوئید در وحشت به هر جا

 

ای آدم ها

که میبینید تاریکست و ره باریک

در هر پیچ و خم گرگست بی پروا

 

آی آدم ها

که هم چون شمع می سوزید و می پوئید  و می طوفید

می غرید می کوبید خود را بر تن هر سنگ خارا

 

آی آدم ها

چراغ راه ما

همبستگی ، ایثار و یکرنگیست

ز خود بینی بریدن ها

چراغ راه ما

یاری و پیوند است

که در هم کوبد این دبیو سیاهی را

و بگشاید رهی در این شب تاریک بی فردا

 

آی آدم ها

فروزان شعله ای باید که در یابیم

او

تو

من

یعنی ما

ما ،  این جمع ندا ها

 

آی آدم ها ...

 

چاپ کنید

بازگشت به صفحه نخست

تماس و ارسال مطالب تماس با سردبیر درباره ما