
من مجرم ام!
سوسن احمدگلی
از شکستگی های سایه تو می روم
تا در نازکای خط نور
بال کبود پریدن را که اوج می گیرد
نگاه کنم
من
مجرم ام برای این نگاه
برای این تجاوز از حدود تاریکی
به وسعت روشنایی
و میل ساده پریدن
همان گونه که بوده است
همین گونه که هست.
من آب را تجربه می کنم
ار قطره ای که از میان دو دست می چکد
و باران را
و رود را
و دریا را
این گونه کشف می کنم
من مجرم ام برای تجاوز از حریم عطش
برای درک جریان آب
و شوق روندگی
همان گونه که بوده است
همین گونه که هست