پایی سر به هوا 5
سیروس کفایی
تقدیم به نرگس پرشین بخاطر فعالیتهای فرهنگیشون در فیس بوک و تحمل ناسزاها
عجبا !
نرگس جان مگه کسی روی باسن اش می نشیند که شما خوابیده اید ؟
روی سینه ات نشسته .
عجبا !
نرگس جان تو چرا حکم را اینجوری جلب می کنی :
بشارت می دهم من نه آن توقیف حادثه را به شما منع خواهم کرد و نه این جابجا شدن زمین را ، حتی اگر
مرده گان موکولی
این آستینهای تهیدست را با
تیرکی
از هم جدا کنند .
عجبا !
دهانه ای دود در حد فاصل ران از
فرورفتگیهایت
می گذرد و من اما همچنان منتظرم تا نقدینگی رنگ بخواهد فرجام را خواهی نخواهی به رخ واسطه ای بکشاند .
حالا که قاعده را دست گرفتی ، اصول را زیر پا بگذار !
خنده ام گرفته .... کف پاهات روی زمین و سرت در آسمون این و آن را می چرخاند ....
به ساعتم نگاه می اندازم .... هواسم به تاخیر هیچ ایستگاهی بند بند نمی شود . نه ....
نمی شود .... نمی خواهم هم بشود !