بن بست کابوس

سیروس کفایی
Syrous kafaei
تعادلی مرده ! ؟
تعادل مرده در کوچه ای.... نه
در خيابانی که زمين را گمراه می کند....نه
قبرستانی؟ .... نه
پس
از دستی به شانه ای.... نه
گم شده ام.
نامت را بگو!
ای کاش تردستان
تن پوشی از حضور را
به صدايی نمی آويختند تا
سوء پيشينه
تنم را
بدون اسطرلاب
از چهره ات جدا کند.
روبرو رفته است.....
روبرو رفته است و
مازاد شب
آفتاب را لاغر می کند
تا زوج گرايان
نام خود را دوباره از بر کنند.
گويا
اقتضا اينچنين بود که
مکمل سکس
بازيگر فاش خويش باشد.
از ساختمان می آيم....
از ساختمان می آيم
و ای کاش
زمين
از وزن من نمی کاست
و ديوانگان
به دوران قبل از تناسل
دل نمی دادند تا
مسببين اولوالعزم
مجبور نشوند اسامی را
مقطوع النسل کنند...
مردم!
يک بغل خواب دارم....
و شما می بينيد.