تماس با سردبیر > perslit@gmail.com بایگانی پیوندکده سیاسی  بیانیه ها و برنامه ها کتابخانه صدا و ویدئو ادبیات بومی هنر داستان شعر

 

بن بست کابوس

سیروس کفایی
Syrous kafaei

 

تعادلی مرده ! ؟
تعادل مرده در کوچه ای.... نه
در خيابانی که زمين را گمراه می کند....نه
قبرستانی؟ .... نه
پس
از دستی به شانه ای.... نه
گم شده ام.

نامت را بگو!
ای کاش تردستان
تن پوشی از حضور را
به صدايی نمی آويختند تا
سوء پيشينه
تنم را
بدون اسطرلاب
از چهره ات جدا کند.

روبرو رفته است.....
روبرو رفته است و
مازاد شب
آفتاب را لاغر می کند
تا زوج گرايان
نام خود را دوباره از بر کنند.

گويا
اقتضا اينچنين بود که
مکمل سکس
بازيگر فاش خويش باشد.

از ساختمان می آيم....
از ساختمان می آيم
و ای کاش
زمين
از وزن من نمی کاست
و ديوانگان
به دوران قبل از تناسل
دل نمی دادند تا
مسببين اولوالعزم
مجبور نشوند اسامی را
مقطوع النسل کنند...

مردم!
يک بغل خواب دارم....
و شما می بينيد.

 

این مطلب را در صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست