با افتخار و سرور به اطلاع دوستان گرامی ام می رسانم غزل زیر بعنوان سرود ملی اتحادیه ی کشورهای فارسی زبان مورد استقبال دوستداران همگرایی  در سه کشور فارسی زبان یعنی ایران -تاجیکستان و افغانستان قرار گرفته است.

با آرزوی تحقق یگانگی برای فرزندان رودکی-فردوسی و مولانا

 

غزل از عاکف


من از تاریخ «پامیر»م من از نسل دماوندم
من از بلخ و بدخشانم من از شهر سمرقندم

من از تاریخ می آیم هزاران ساله گردیدم
دلم خوش زان شود روزی که باید بگسلم بندم

«سهند» آرزوی من تب «دوشنبه» می گیرد
کجا منزل دهم آسان ستیغ کوه الوندم

به خوابِ طفل ِ«کولاب»م زمستان ذوب شود فردا
که دست افشان شود با من به بزم پاک پیوندم

نشان خاک خوارزم از بخارا کرده شیرازم
به یاد شهر تبریزم چه دلتنگ است «میمند»م

بسوی بامیان باشد نگاه "خارغ" از شرقم
به سمت بیستون آری دل از عشق تو آکندم

ز جوی مولیان راهیست تا اروند پر آبم
ز آمو پر کشد غربت به یک کارون لبخندم

چو بر سرچشمه بگذارم قدم،آهسته می گویم
به اصل شاخه آویزم ثباتِ سعی و سوگندم

سزای میهن پاکم نباشد تکه گردیدن
پس ازاین،بار همت را به یک مقصود می بندم

 

برگرفته از سایت شاعر

http://www.roodkhooneh.blogfa.com/

 

این مطلب را در صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست

تماس و ارسال مطالب info@perslit.com تماس با سردبیر perslit@gmail.com درباره ما