بهارمن کی می آيد؟

 

سيما(مهرآذر)

 

وقتی حجم تکيده ام

در انزوای برفی ترين

قلّه های ترديد

آفتاب را می جويد

کدامين تقويم انتظار را

ورق بزنم؟

تا شايد

از لابه لای اوراق سرنوشت

نام تو را

...به نوازش چشمانم بخوانم

 

بذر نگاهم را در زمان ميکارم

در باغچه آرزوهايم

شوق تو جوانه می زند

گاه ضابطه ها

حسّ مرا

به تنگنا ميکشانند

امّا یاد تو

چشمه ایست

که همیشه در من ميجوشد

وازدورترين فواصل

مرا به ارتفاع خواهشم ميرساند

 

آيا انحلالم را

درظرف محروميت  باور کنم

يا جريان آبی ات را

به بستر سنگ های خاکستری ام!؟

آنگاه که مهربانی دستانت

اعتماد مرا

به گرمی

در خود ميفشارد

رنگ چشمانت را

با تيرگی نگاهم

درهم می آميزم

تا با نگاهی سبز

بودنم را

رنگ آميزی کنم

 

بهارمن کی می آيد

تا بر باورعقيم من

شکوفه های يقين بنشاند

بهارمن کی می آيد؟

 

 

سيما(مهرآذر)

فروردين 1388

 

بازگشت به صفحه نخست

تماس و ارسال مطالب info@perslit.com تماس با سردبیر perslit@gmail.com درباره ما