در روزنامه ها خواندم که ساسان آل کنعان به جرم پناه دادن به يکی از اعضای کومله دستگير و ماه گذشته اعدام شد.
من مادر ساسان آل كنعان هستم
من
ما، ما،،،
ما،،
زبانم گيركرده است
آقا! سيد!
يعني بغض نمي،،
مي داني آقا! سيد ،،،.
چگونه ،
بله،،.
چگون،،،
نه،
مي خواستم بگويم
من،
من
ما،،
بله
من
مادر ساسان آل،،،
بله
آل كنعان هستم
من به
مهمانان ساسان
آقا! سيد!
فقط چاي دادم
و يك غذاي ساده
بعد
همين جا،
بله، همين جا،
در همين اتاق، روي همين قالي، خوابيدند
و صبح رفتند
من را هم اعدام كنيد آقا!
چون من همجرم پسرم، ساسان، هستم.
و بعد
اين سقف
بله اين سقف را هم.
چون الوارهايش فرونريخت
آن شب
و آن دو مهمان ساسان
زير آن سقف خوابيدند،آرام.
(زير اين سقف مجرم)
و اين دو تا پتو را هم اعدام كنيد
چون ،
چون، چطورـ
يعني چطور بگويم
يعني ، آخر،
آن ها،
آن ها هم
شريك جرم اند.
ببين آقا! سيد!
ببين از اين بهتر
مي شود شهروند جمهوري شما بود؟
ببين! من
مادر ،
بله،
مادر ساسان آل كنعان هستم.
و نمي گذارم در پيشگاه جمهوري شما مجرمي از عدالت فرار كند.
و همه را
بله
همه را من
اعتراف مي كنم
آقا !
سيد!
من،
مادِ،،،.
شهرون،،
جمهوري شما.
هستم.
ــــــــــ
16 مارس 2003