در چارشنبه بازار سانتامونیکا

مجید نفیسی

این لهجه را می شناسم

با "نون"های گِردش

که چون تورتیای خشکی

زیر دندان خرد می شوند.

 

در چارشنبه بازار سانتا مونیکا

با عطر ریحان ایران

لوبیا سبز چین

و فلفل سرخ مکزیک.

 

زنی از پشت سبد "ب"

به من لبخند می زند.

پیراهنش را "الف"ها پوشانده اند

و جیرجیرک ها در واژه هایش لانه کرده اند.

 

از روی پل رد می شوم

و به ماشین ها می نگرم

که در آن پایین بی اعتنا به من می گذرند.

می دانم

در شاهراه تمام تابلوها به انگلیسی ست

اما غم من فقط فارسی می داند.

30 مارس 1993

 

Santa Monica Farmers' Market

 

by Majid Naficy

 

I hear this dialect

With its silent "J"

Singing everywhere.

It is Wednesday's market

Near Santa Monica beach

With the scent of Persian basal

Chinese sugar peas

and Mexican jalapenos.

A woman smiles at me

Behind the jars of honey.

Flowers have covered her muumuu

And "B"'s are buzzing in her words.

I walk over the bridge

Looking at the cars below,

Passing, oblivious to me.

I know, on Freeways

All signs are written in English.

But my sorrow knows only Persian.

 

March 30, 1993

 

 

این مطلب را در صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست

تماس و ارسال مطالب info@perslit.com تماس با سردبیر perslit@gmail.com درباره ما