افسوس
شهلا
آقاپور
افسوس
ما
ندانسته
بی
اعتنا بوديم
فرياد
ها ی حبس شد ه
در
سکوت را
جواب
نداديم
اشک
ريختيم
و
کا
ری نکرديم
*
اتفا
ق ها و نا
گواريها را
برای
ديگران
خوا
ستيم
*
آه
افسوس
ندانسته
اين
زنجير ِ
به
هم پيوسته ی
آدمها ودنيا
را
ند يد يم
*
ديوارهای
بلندی
ميا
ن ِ ما ن
کشيديم
*
غرق
ِ ظواهر ِ
خويشتن
شديم
*
امّا
ما
فقط
« من
»
نيستيم
*
« من
»
ما
همه
هستيم
از
حيوا ن وانسا
ن
تا
خورشيد
وکهکشان
*
افسوس
ندانسته
*
فريادها
ی حبس شده
در
سکوت را
جواب
نداديم.
شعر
از کتاب ذرات
گرم حس چاپ
آلمان
نشر
" آيدا "
شهلا آقاپور
بازگشتwww.perslit.com