ازپشت پس
کوچه ها
از پشت پس
کوچه های تمنا
هی می زند
نگاهی
صیاد
بر ساق
بلند آهوان
گریز پا
در انتهای
شریان بسته ای
که به سمت
شکم می برد
خیال را
بوی کباب
داغ و قطره
های چرب
ریش های
براق و لب های
سرخ و مردان
سیر
امشب
بساط سرور می
کنند به پا
اینک
تناول آن
ساق های راهی
و تند
آنک
شتاب
روده های
سنگین پر
و باز هم
تپش تند
چشمان بی
قراری که
در
پس شب
رفتن را
به جستجو
نشسته است.
سوسن
احمدگلی
24دسامبر2006