یادواره ای از

استاد روح الله خالقی

170magnify

روح الله خالقی برای کسانی که با موسیقی ایرانی سرشته اند، هنرمندی سزاوار تاریخ موسیقی ایران است و کسانی که نام او را نمی شناسند آهنگهایش را سینه به سینه آموخته اند.

روح الله خالقی وقتی پدرش میرزا عبدالله خان، منشی والی کرمان بود در این شهر بدنیا آمد. میرزا عبدالله خان و همسرش مخلوقه خانم گرچه هر دو با موسیقی آشنایی داشتند و تار هم می نواختند اما بر این عقیده بودند که " از راه موسیقی در این مملکت نمی توان زندگی کرد" پس روح الله را هم چون دختر و پسر دیگرشان برای تحصیل به مدرسه امریکایی ها فرستادند. اما برنامه های هنری هر ساله مدرسه و محیط هنردوست خانواده بیش از پیش روح الله را به سوی موسیقی می خواند. ابتدا با موافقت پدر و مادرش تاری تهیه کرد بعد از مدتی برای فراگیری ویولن نزد رحیم خان کمانچه کش رفت و مدتی هم نزد رضاخان باربد تمرینهایش را ادامه داد.

خالقی سالها بعد در خاطرات خود می نویسد که چگونه برنامه های صبگاهی همین مدرسه که با نواختن ارگ و خواندن سرودهایی که به فارسی ترجمه شده بودند و بعضی را هم صاحب منصبان موزیک نظام ایران ساخته بودند روح جوان او را سرشار از نشاط کرده بود.

در سال 1302 جوانی هفده ساله بود که آگهی افتتاح مدرسه عالی موسیقی را توسط علی نقی وزیری می بیند و برای ثبت نام جزو اولین شاگردان به آنجا مراجعه می کند. چند ماه بعد کلاس درس وزیری، موسیقی و خلق و خوی او جوان شیفته را بر آن می دارد تا مدرسه و تحصیل را کنار بگذارد و فقط به موسیقی بپردازد. او نوازندگی ویولن، آهنگسازی و هارمونی را در مدرسه موسیقی می آموزد و با جدیت و پشتکاری که از خود در آموختن درس های علمی و عملی نشان می دهد بعد از چند سال به مقام همکاری با استادش در همان مدرسه می رسد و به تدریس درسهای نظری می پردازد .

چندی بعد همزمان با شاگردی و تدریس در مدرسه موسیقی، برای گرفتن دیپلم متوسطه در مدرسه دارالفنون ثبت نام

می کند تا بتواند به حرمت خواست پدرش و نیاز دل خودش در دانشسرای عالی به تحصیل بپردازد. او در سال 1313 موفق به اخذ دانشنامه لیسانس در رشته ادبیات فارسی شد. خالقی در سال 1314 وارد خدمت وزارت فرهنگ و تا سال 1320 که به معاونت اداره کل موسیقی کشور و معاونت هنرستان عالی موسیقی منصوب شد معاونت دفتر وزارت فرهنگ را نیز بر عهده داشت.

با تغیراوضاع سیاسی بعد از 1320 که منجر به تقلید از فرمهای اروپایی در سیستمهای دولتی و فرهنگی گردید اداره کل موسیقی کشور به دست کسانی سپرده شد که حتا حاضر نبودند تظاهری به موسیقی ملی بشود. در دادگاهی که آنها برای موسیقی ایرانی در ذهنهای مشتاق به غرق شدن در فرهنگ غربی خود تشکیل داده بودند، موسیقی ایرانی را به جرم مکتوب نبودن به نت و علم موسیقی رایج در غرب به فراموشی محکوم کرده بودند.

در پی این روند بود که خالقی بخاطر علاقه ای که به موسیقی ملی داشت در سال 1323" انجمن موسیقی ملی" را تاسیس کرد. اعضای انجمن هر سختی را که بر انجمن تحمیل می شد تحمل کردند تا خالقی توانست در سال 1328 هنرستان موسیقی ملی را تاسیس کند.

حسین علی ملاح بیاد خالقی می گوید: " هرگز آن روزها و شبهایی را که خالقی در زیر زمین هنرستان می نشست و متدها و کتاب هایی برای تدریس در هنرستان تالیف می کرد از خاطرهمکارانش محو نمی شود. خوب به یاد دارم که با چه کوشش و علاقه ای هنرستان را اداره می کرد و چگونه از هنرجویان که چون فرزندان خود آنها را دوست می داشت حمایت می کرد. شبها بیدار می ماند تا متدها و اتودهایی فراهم کند که روز بعد فرزندانش یک قطعه ی جدید برای تمرین داشته باشند."

خالقی از آگاهی خاصی در مورد تفاوت تجدد طلبی افراطی و گرایش های روشنفکرانه در مقابل سنت گرایی برخوردار بود و نیز چون مردی تحصیل کرده و دانشگاه دیده بود زودتر از سایر همقطاران خویش متوجه اهمیت ثبت و نوشتار شد و برای تبلیغ و نشر عقایدیش در باره موسیقی با نثر ساده و مشروح به نوشتن پرداخت و امروزه می بینیم که بیشترین حجم مقالات و نوشته های مکتوب در موسیقی معاصر ایران از او است.

خالقی علاوه بر ترجمه ی هماهنگی موسیقی غربی، نوشتن کتاب های نظری به موسیقی غربی و نظری به موسیقی علمی ایرانی، آهنگهای محلی ساحل دریای مازندران در یک جلد، در سالهای 1333 و 1335 دو جلد کتاب به نام سرگذشت موسیقی ایران تالیف کرد که تحقیقی در باب موسیقی معاصر ایران می باشد. جلد اول راجع به سرگذشت موسیقی ایران در صد سال اخیر است تا انقراض قاجاریه و جلد دوم در باره علی نقی وزیری است که زندگی خود خالقی را نیز در بر می گیرد. سرگذشت موسیقی ایرانی مجموعه ای منظم، دقیق و معتبر است که اطلاعات قابل اهمیتی را به علاقه مندان به تاریخ موسیقی ایرانی می دهد.

خالقی برای نخستین بار در سال 1955 با یک هیئت فرهنگی به اتحاد جماهیر شوروی رفت و تحت تاثیر برنامه های کنسرواتوارهای جمهوری های آسیایی شوروی قرار گرفت و در مراجعت همکاری خود را با انجمن فرهنگی ایران و شوروی آغاز کرد. پس از چندی به عضویت هیئت مدیره انجمن و مدیریت مجله پیام نوین انتخاب گردید و تا پایان عمر این دو وظیفه را بر عهده داشت. او که در نویسندگی شیوه ای روان و محکم داشت و از حافظه ی بسیار خوبی نیز برخوردار بود، نتیجه سفرهای بعدیش به رومانی و فرانسه را بصورت مقالاتی در مجله موسیقی و مجله پیام نوین نوشته است. همچنین بعد از سفر هندوستان مقالات با ارزشی در باره مطالعاتش روی رقص و موسیقی هند نوشت که در مجله موسیقی چاپ شده است.

کار اصلی خالقی در موسیقی آهنگسازی بود و همین دلیل خوبی بود تا از ابتدای تاسیس رادیو با این موسسه همکاری کند. او به دفعات مسئولیت قسمت موسیقی رادیو را به عهده داشته است. خالقی به پیروی از سبک استادش علی نقی وزیری آهنگ های خود را برای ارکستر تنظیم می کرد. رهبری ارکستر انجمن موسیقی ملی، رهبری ارکستر شماره یک، رهبری ارکستر گلها، تهیه و اجرای برنامه ی یادی از هنرمندان و تهیه و اجرای برنامه ی ساز و سخن از نمونه همکاریهای خالقی با رادیو است. آثار موسیقی او را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

· 1 تصنیف ها یا ترانه ها: می ناب، چنگ رودکی، حالا چرا ...

· 2 آهنگ های بدون کلام: رنگارنگ شماره یک و دو، آهنگ های محلی تنظیم شده برای ارکستر ...

· 3 سرودها: سرود ای ایران ( شعر حسین گل گلاب) ، سرود نفت ( شعر رهی معیری) ، دانایی، آذربایجان، ارتش، دانشگاه ...

شادروان روح الله خالقی از جمله افرادی است که گاه با بی مهری و حتا بی حرمتی و گاه با لطف نویسنده ای، سخنرانی، پژوهشگری و هنرآموزی... روبرو شده است. برای پی بردن به ریشه ی این شیوه نگرش باید بیشتر در باره او و سیاست زمانش و تاریخ موسیقی ایران بخوانیم. اما ورق های اندک این بولتن این فرصت را به ما می دهد تا اشاره ای مختصر به آن داشته باشیم.

علینقی وزیری استاد روح الله خالقی به موسیقی ایرانی دلبستگی فراوانی داشت و زمانی که تجدد طلبان افراطی می خواستند موسیقی ایرانی را منزوی و به خاموشی بکشانند و موسیقی غربی را جایگزین آن کنند، او بر آن بود تا برای همگام کردن موسیقی ایرانی با زمان، آموخته های غربی اش را با آن سازگار کند. این همان راهی بود که وزیری برای پیمودن آن با دو گروه " سنت گرا" و " غرب گرا" در کشمکش قرار گرفته بود. خالقی نیز چون استادش در همین راه باقی ماند و همراه کشمکشی شد که از همان ابتدا تا امروز که ما اینجا هستیم و او را یاد می کنیم با آنها ست.

برگرفته از:

http://blog.360.yahoo.com/blog-7Nz07e0ofq0MOn.EJDRbHaAjJLmQ?p=437

 

 

www.perslit.com