دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
تماس سردبیر: gilavaei@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب:perslit@gmail.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

«این گرفتاری بزرگ،
این درد خانما­سوز،
این حقارتِ نهادینه­شده»

سمبل­های «سفاهت در قدرت دینی
جنایت در قدرت دولتی»

اثرِ بهرامِ رحمانی

 

کتاب سفاهت در قدرت دینی- جنایت در قدرت دولتی، در بسیاری از صفحات خود یادآور پرده­­­دری­ها و فاش­گویی­های احمد کسروی و به پای میزِ محاکمه­کشیدنِ داعیان دین و دولتِ دینداران در ایران است. مقالات و گفتارهای کسروی در باره­ی عوام­فریبی ملایان و دروغ­پراکنی و به بدبختی­کشانیدن مردم در نهایت سبب­ساز ترور او شد. نوشته­های فراوانی که از او برجای مانده ، سندِ زنده­ی تاریخ زندگانی او برای ازمیان برداشتنِ پلشتی­ها و زشتی­ها به­شمار می­رود. در هر یک از این نوشته­ها و در هر صفحه­ای از آنها، اثری سخت خردمندانه و اشاره­هایی صریح به نقش مخرّبِ ملایانِ همراه و همسو نخست با دولتمردان عصر پهلوی اول و سپس پهلوی دوم می­توان یافت.
«با چنین کیشی و با بودن صدهزار ملایان که شب و روز به مردم وسوسه می­کنند و این بدآموزی­ها را در دل­های آنان ریشهدارتر میگردانند، شما چشمِ زندگانی مشروطهای از این مردم دارید؟»*
به مراجعت حاج آقا حسین قمی اشاره میکند و میگوید؛
«این شخصیت را که رضا شاه تحقیرش کرده و از ایران اخراج نموده بود، با استقبال فراوان دوباره به کشور بازگردانیدند و دوباره بساط حجاب بانوان را گسترش دادند: «چادر و روبند زن­ها که مایۀ ریشخند جهانیان بوده و پس از کوشش­های بسیار از سوی آزادی­خواهان در زمان رضاشاه برداشته شده بود کمپانی خیانت اینرا نمیپسندید. نمیپسندید که زنهای ایران همپای زنان جهان باشند و با روی باز بیرون آیند. این بود همان که رضا شاه افتاد وزیران ما یکی از کارهاشان آن بود که جلو سختگیری را گرفتند و برخی ملایان را وا داشتند که در این مسجد و آن مسجد سخن از «حرمت رفع حجاب» راندند .. .» **

سفاهت در قدرت دینی، جنایت در قدرت دولتی، نقدِ مذاهب در ابعاد تاریخی آن­ها است. در این میان بررسی نقش اسلام و ملایان در ایران، موضوع محوری و دغدغه­ی خاطر نویسنده­ی کتاب است. پس­زمینه و پشتوانه­ی این بررسی منطق علمی، استدلال عقلی و واقعیات تاریخی است. این واقعیات و توجیحات دینی خوابیده در پسِ­پشت آن­ها، گاهی مضحک و ریشخندآمیز از فرط بلاهت وجودی هستند. نویسنده فاکت­هایی ارائه می­دهد؛ به عنوان مثال از پیدایش پیغمران در سرزمین­های پیغمبرخیز قدیم عربی، از نحوه­ی زندگی، از درام عاشقانه و زناشویی و حرف­ها و خیالات و شیوه­ی نگرش آن­ها به زمین و زمان و خدایان و آدمیان و حیوانات و زنان، که امروزه مرغ پخته را می­توانند به خنده وادارند. نویسنده جابه­جا نشان می­دهد که این آدمیانِ بدوی با تخیلات فراتخیلی خود، برای تاریخ جنایتکارانی بزرگ آفریده­اند. این جنایتکاران گاه در جلد روحانیون، گاه در کسوت پادشاهان و سرداران جنگی پا به عرصه­ی وجود نهاده­اند و زمامِ امور اداری، اخلاقی، عقلی و حتّی حسی و جنسی ملّت­ها را در دست گرفته­اند. بررسی تاریخ اروپا در قرون میانه­- وسطی- نیز از این سبب ضروری متن و گفتارها آمده است.

دراین کتاب، تلاش می­شود تا بنیادی­ترین افکار و آرای مذهبی و نگرش ارتجاعی مذاهب ابراهیمی -عربی، سامی- به انسان و نیازها و آزادی­هایش و دخالت آن­­ها در خصوصی­ترین امور زندگی شهروندان، به خصوص زنان و کودکان مورد بحث و کنکاش قرار گیرند. داستان­های زندگانی تعدادی از پیغمبران که امروزه به کار سینماگران هزال و شاعران طناز می­آید، موضوعات موردِ اشاره را به نمایش گذاشته­اند.
وفور فاکت­های دینی در این اثر،  کنار مشتقات و زائده­های آن­ها مانندِ داستانِ «طالعبينی، شناختِ ارواح، فالبينی، بختگشايی، سحرگشايی، ساعتشناسی، شناخت اجنه، علمالحروف، و شفابخشی» در گوشه­وکنار ایران، ابزار مناسبی برای اندیشیدن در دسترس خواننده قرار می­دهند.
نویسنده بررسی مفصلی در باره­ی احکام دینی محمد، کتاب قران و نسخه­های متفاوتِ آن در دوره­های گوناگون دولت­ها و خلفای اسلامی انجام می­دهد که برای جامعه­ی ایران تازگی دارد. او پس­زمینه­ی قوانین اخلاقی قران را نام­ونشان می­کند که در بستر آن رفتار سیاسی پیغمبر اسلام را در دوره­ای که فاقد قدرت بود و در دوره­ای که قدرت کسب کرد، واکاوی می­کند. در این نمودارها، از جامعه­ی بدوی عربستان روزگار محمد، آینه­ای برساخته می­شود که پیروان این دین و پیغمبر می­توانند ریشه­های ازپیش­سوخته­ی خود در وجودِ امروزی­شان را به نظاره بنشینند. این داستانی است پُرآبِ چشم. در این داستان جهل عربی و ناتوانی ایرانی تبدیل به دروغِ بزرگی به نامِ مذهبی به نامِ شیعه می­شود. شیعیان، ایرانیانی هستند که به طرفداری از یک خانواده­ی عرب قیام کرده­اند که چرا آن­ها را از دایره­ی قدرت دولتی به دور انداخته­اند! پس تکلیفِ خودِ ایران چه می­شود که کران تا به کران­اش را شمشیر عرب به دریای خون و جهل­وجور و جنایت بدل کرده است؟!

سفاهت در قدرت دینی، یعنی شعبده­بازی­ها، سحر و جادو، هیپنوتیزه­کردن مغز مسلمانان، هر نوع فکر و خیال غیرانسانی را در مخیلّه­ی آن­ها فروکردن، اجانین، شیاطین، امامانِ جادوگر و شهوتران و طمّاع و گداصفت و بچّه­باز و زن­باره و پول­پرست و با این تفاصیل و این ویژگی­ها در نهایت برگرده­ی مردم نشستن و آن­ها را به صلّابه کشیدن، واداشتنِ به بیگاری، دریوزگی، گریه­وزاری و آرزوی محالِ باغی به نامِ بهشت را پروریدن و همیشه ترسیدن از نکیرومنکر، شب اول قبر، جهنّم و شکنجه­گرانی که در آن­جا حی­وحاضر با گرزهای آتشین ایستاده­اند و ما مسلمانان کافرشده، و تمام مردم غیرِ شیعه­ی دنیا که از نظرِ شیعیان کافر قلمداد می­شوند، را انتظار می­برند.
این­همه روزگاری اسباب و ابزارِ سعادت و قدرت و ثروتِ کشیشان و نیز جنایت و کشت­وکشتار مردم توسطِ آنان در کشورهای اروپایی بوده است و امروزه در سیطره­ی ملایان در ایران است. نویسنده به درستی نشان می­دهد که «جنایت در قدرت دولتی» در گرو «سفاهت در قدرت دینی» است. بذری که ملایان از دیرباز پاشیده­اند و پیشترها احمد کسروی در نوشته­های خود بدان­ها پرداخته بود و همزمان با او صادق هدایت به اختصار در داستان­های خود از جمله حاج­آقا و توپ مرواری و همچنین در نمایشنامه­ی کوتاهش فی­بعثت­السلام فی بلادِ فرنگیه با طنز و هزل ریشه­های آن را و رستنی­های حاصله از آن را نشان داده بود، و علی دشتی در کتابِ بیست­وسه­سال خود در باره­ی آن افشاگری کرده بود، از سی­وپنج سا­لِ پیش در ایران نتیجه داده است. امّا این کتاب فرآورده­ی هم افکار و اندیشه­های آن بزرگان و هم تداوم بررسی همه­جانبه­ی نقشِ دین و مذهب در کلیّتِ زندگانی اقتصادی، سیاسی فکری و اخلاقی ایران و ایرانی است. اهمیت مسئله­ی موردِ بررسی و پیچیدگی و ابهامات ذاتی آن سبب ابتکاری شده است که نویسنده را به مراجعه به آرای اندیشمندان مادّی سوق داده است. این است که از پیِ آیات تاریک و خوف­انگیزِ کتبِ دینی و سخنانِ سبک و بی­مایه­ی علاّمه­ها، فقها، مراجع تقلید و رهبرانِ مذهبی و سیاسی، نگاهی اجمالی به نظریه­ها، پژوهش­ها و روشنگری اندیشمندانی نظیرِ داروین، کانت، ژان ژاک روسو، فویرباخ، کارل مارکس، فردریک انگلس و ... پرتو می­افکند که به نوبه­ی خود زیبایی شاعرانه­ی تراژیکی به این کتابِ پُرحجم داده است.
«سفاهت در قدرت دینی» آبشخورِ «جنایت در قدرت دولتی» است. جنایت در قدرت دولتی، بازتابِ سفاهت در قدرت دینی است. جمع این­دو در شمایلِ هیولایی ضحّاک­مانند که از خون و خون­ریزی و سفاهت و جنایت سیری ندارد؛ در ایران امروز، بر اریکه­ی سلطانی تکیه زده و ملّت و حس و اخلاق و رفتار و کردارش را می­خواهد انضباطی منطبق با الگوهای عربی هزاروچهارصد سالِ پیشِ سرزمینی به نام عربستان بدهد. این کتاب برای تصویرپردازی این گرفتاری بزرگ، این دردِ خانما­سوز، این حقارتِ نهادینه­شده در اخلاق ایرانی که ترس و دروغ­گویی را در او توجیه می­کند، سوختن­وساختن با هرآن دیوسیرتی را که قدرتی به­هم می­زند، برای­اش طبیعی جلوه می­دهد و قضاوقدری شدن­اش را تدارک می­بیند؛ نوشته شده است.
این گرفتاری بزرگ، این درد خانما­سوز، چه ویژه­گی­هایی دارند؟ و چه بارها و نام­هایی را  برخود یدک می­کشند؟ پیدایش این مهمانانِ ناخوانده به کدام عصر، به کدام علّت و کدام زمینه­ها برمی­گردد؟ آیا کشور ایران از زمره کشورهایی نیست که تاریخ تکامل طبیعی نداشته­اند؟ آیا این­که ما دیروز را دوره می­کنیم و امروز را، به معنی این نیست که ما در هردوره­ای تاریخ خود را تکرار می­کنیم و چون دورِ پایان می­رسد، دوباره آن را بازسازی می­کنیم و دوباره آن را زندگی می­کنیم؛ مانند فیلمی که یک­بار تماشایش کنیم و چون تمام شد فیلم را به اول­اش برگردانیم و بازهم تماشایش کنیم؟
کتاب سفاهت در قدرت دینی، جنایت در قدرت دولتی، به شیوه­ای نوشته شده که پرسش­هایی از این­دست را دامن می­زند. نویسنده در شرح و بیانِ این گرفتاری­ها و دردها سرچشمه­های آغازین را هدف قرار می­دهد؛ فرهنگ، دین، ادبیات، اخلاق، اقتصاد و سیاست در گستره­ی تاریخ و ارزش و قدر و مقام هریک از این­ها در نزد آحاد ملّت. این پدیده­ها به طور طبیعی یکی آن دیگری را توجیه می­کند. چون سفاهت دینی در مغزِ مؤمنان سازنده­ی ابزار قدرت و قداست روحانیون است. همین سفاهت چون پایه­های قدرت خود را در مغز مردمان کوبیده است، برای کوبیدنِ پایه­های قدرت دولتی هم در همان نقطه­ی موردِ اطمینان جا باز کرده است. این است آن دردِ خانمانسوزی که جامعه­ ایران به روایت این کتاب و کتاب­های به تنگ­آمدگانی که در بالا نام برده شد، بدان گرفتار است.
تجلِی حقارت نهادینه­شده در تکلمه­هایی که در پایین می­آورم نمودار است:
« ... کسانی که به جنگیری، رمّالی، کفبینی به خدا، پیامبر، امام زمان و به طور کلی خرافات مذهبی روی میآورند شیّادان و کلاه­برداران بزرگی هستند که به احتمال قوی بسیاری از آن­ها حتی در زندگی روزمره خود درماندهاند.»
«در این ۳۳ سال حاکمیت جمهوری اسلامی، انبوهی از امامزادها، مدعیونِ امام زمانی، جنگیرانِ حرفهای دائرهًالمزخرفاتی از موهومات، حکایاتِ جنایی- ‌‌مذهبی و افسون و افسانههایی سخت مضحک و خندهدار و غیرعقلی، غیرطبیعی، غیر معرفتی و غیرانسانی در گسترهی امالقراء اسلام حقنه شده است...»
«و طالعبينی، شناختِ ارواح، فالبينی، بختگشايی، سحرگشايی، ساعتشناسی، شناخت اجنه، علمالحروف، و شفابخشی از حوزههای پررونق و پردرآمدِ  آن در سرزمین ایران است.»
«نظام حقوقی اسلام، نظامی عشیرهای، ماقبلِ قرونوسطایی، غیرانسانی و تبعیضآمیز است که با ملاحظات و دیدگاههای کاملاً مردانه تنظیم شدهاند.»
«اساساً هر دینی که قدرت را تصرّف کند، درهر جامعهای آسیب­ها و لطمات فراوانی به آن وارد میکند. چرا که نگرش دین به انسان­ها و حقوق و آزادی آن­ها - چنان که دیدیم- نگرشی غیرانسانی و فاشیستی است. نگرش دین به روابط زن و مرد نگرشی نابرابر و از منظر آپارتاید جنسی و مردسالاری است. بیشتر فقهای حاکم در ایران براین باورند که انسان کامل فقط نائبان خدا یعنی خودشان هستند. و انسانِ نوعی - در اینجا یعنی مرد- از آنجا که فاقدِ عقل است و گناهکار است و احتیاج به قیمومیّت علمای دین دارد، نصفِ انسان به حساب میآید. و چون زن، یک نیمه از مرد کمتر دارد، هیچکدام حقِ انتخاب و تصمیمگیری در امور سیاسی را ندارند. آنها فقط باید مطیع و گوش بفرمان فقها و علما باشند وگرنه زندان، داغ­­­­ودرفش و مجازات جهنّمی در انتظارشان است. این آن تفکّری است که در سایهی آن جمهوری اسلامی در سیواندی سال، یک جهنّم بزرگ برای اکثریّت مردم ایران به وجود آورده است. و به نظر میرسد که تا روزی که اینان در حاکمیّت باشند؛ آش همان است و کاسه همان.»
«چنان که میبینیم، در برابر این یاوه­­سراییها فقط میتوان خندهی جنونآمیز سر داد. این افکار و موهومات فقط میتواند از مغز فلجِ دیوانگان، مردمان خونآشام، سفیهان و دشمنان جان و مال و ناموس مردم تراوش کند. چنان که در حکومتِ اسلامی در ایران میبینیم که زندگی و هستی انسانی در نزد حکومتگران پشیزی ارزش ندارد و کشتن جوانان مردم و مملکت برایشان عین آبخوردن آسان است...»
این «حقارتِ نهادینه­شده» در ژن­های موروثی ما، امروزه سر از کا­کلِ سمبل­های دینی­ - سیاسی، دینی­- اخلاقی­، دینی­- اداری و دینی­- آموزشی ایرانی برآورده است.
کتاب حاضر این مسئله را در تمام ابعادِ تاریخی و اجتماعی­اش به بحث گذاشته و برآن است که راهِ رهایی ایران و ایرانی درگرو شناخت و حل آن به شیوه­ی عقلانی است...

نوری رهنورد
عضو کانون نویسندگان
 ایران در تبعید
بهار دوهزاروچهارده

 

* گشتی در زندگانی کسروی، به روایت بهزاد کشاورزی، کتاب دادگاه، سایتِ اینترنتی ایرانِ امروز
** (همان کتاب)

این کتاب 345 صفحه و در قطع وزیری است. علاقه مندان می توانند از طریق کانون فرهنگی بامداد، ناشر این کتاب با آدرس زیر:
Bamdad
Box 523
101 30
Stockholm, Sweden

و یا مستقمیا از طریق ایمیل با خود نویسنده:
bahram.rehmani@gmail.com
تماس بگیرند.

 

This terrible predicament
This excruciating pain
This established humiliation
The symbols of foolishness in religious power
The crime of the state power
By: Bahram Rahmani

The book “foolishness of religious power and the crime of the state power” by Bahram Rahmani in many pages reminds Ahmad Kasravi's disclosures and his criticism against religious pretenders and religious state.
Kasravi's articles and speeches about mullahs' demagogy, lies and bringing misery to the people eventually led to his assassination.
The many books and writings that he has left is living proof of his life history and his determination to eliminate ugliness. Each page of these writings is a wise work that includes clear indications of destructive effect of mullahs who aligned with the first and then the second Pahlavi authorities.
"With this religion and hundred thousand mullahs who are tempting people night and day to grow evil in their heart deeper and stronger, are you hoping that this people can have a constitutional life?" A study of Kasravi's life, by Behzad Keshavarzi, the book of court, Iran-e Emrooz website
He refers to the return of Haj Agha Hosein Ghomi and writes: they returned this character, who was humiliated by Reza Shah and banished from Iran, by with enthusiastic welcomes to expend the use of hijab by women again; veils and masks of the Iranian women, which was the reason of mockery of the world, were abandoned after much effort by the freedom fighters (liberals) during the Reza-Shah, but the company of betrayal didn't like it. It didn't like Iranian women to be equals with their peers around the world and come out of their homes without veils. Consequently, once Reza-shah was gone, a duty of each minster was to prohibit strictness and forced mullahs in every mosque to talk about “religious prohibition of being unveiled”. (The same book)
The book "The foolishness of the religious power and the crime of the state power" is criticism of religions in their historical aspects. While the author's main concern and central issue is to investigate the influence of Islam and the mullahs in Iran. This study is supported by the scientific methodology and rationale, logical reasoning and historical facts. The extent of foolishness of these facts and religious justifications behind them makes them sometimes absurd and ridiculous. The author presents facts such as the advent of the prophets in ancient Arabic lands, their lifestyles, drama, romance, marriage, talks and thoughts, and the way they attitude towards the earth gods, men, women, and animals that looks very silly today. The book indicates how primitive men, with their post-imagination, have created great criminals for history. These criminals, sometimes in the form of pastors and mullahs, sometimes in the form of kings or military commanders have come into the existence and have taken over the administration of moral, intellectual and even emotional and sexual affairs of nations. The review of the history of Europe in the middle-ages is reviewed based on the necessity.
This book attempts to discuss and explore the most fundamental ideas of religious opinions and reactionary attitude of the Abrahamic religions, Arabic and Sami, towards man, his needs and freedoms, and their involvement in the private lives of citizens, especially women and children. Some of these subjects are presented in the form of life stories of some prophets which is the comic inspiration of filmmakers and poets working today.
Frequency of religious facts in this book, along with their derivatives and appendages such as the story of "astrologers, understanding spirits, divination, solving a bad fortune, dawn decoding, knowing goblins, and healing by magic and etc. will give the reader great tools for thinking and understanding.
Author provides a detailed study on the religious rules of Muhammad, the Qur'an and its alternative versions during various Islamic governments and caliphs who are new to contemporary Iranian society. He reviews Qur'an's moral laws in the context of Mohammad's political behavior in the different periods, for instance, when the prophet of Islam had no power, and in the period when he is the prophet-king. In these figures, the primitive Saudi community in the time of Muhammad is transformed to a mirror for the followers of this religion that can watch their own burned roots in their present-self.

In this story, the combination of the Arabic ignorance and Persian disability, turns into a lie called Shi'a religion. Shi'a Moslems are Iranians who have revolted in favor of an Arab family because of their discharge from the state power, and they do not care about their own country which is converted to a sea of blood, ignorance and crime by Arab sword.
Foolishness of religious power is illustrated in the form of magic, hypnotizing people's mind, making them believe any kind of inhuman envision, demons, witches, licentious, pedophile and greedy Imams... . Finally, using all these features to immiserate and enslave people and impelling them to labor, misery, and cry; persuading people to an invented impossible dream garden called Behesht (Paradise), frightening people of Nakir and Monkar, the first night of the grave, the hell and the torturers repercussions, waiting for us, Muslims who have become infidels, and all non-Shi'a population in the world who are considered infidels.
These were once the toys and tools of prosperity, power, and wealth in the hands of murdering priests in Europe and are currently the tools of dominance of Iran by the mullahs. The author clearly indicates that "crimes of the state power" depends on "the Foolishness of religious authority". This is the seed that was planted long ago by the mullahs and has fructified from thirty five years ago, and has been exposed by Ahmad Kasravi in his writings, Sadeq Hedayat by his short stories of like "Haji-agha" or "Toop-Morvari" who has shown its roots and fruits by means of Satire and parody, and Ali Dashti with his revealing book "Twenty-three years";. This book is the continuation of thoughts and ideas of these great writers that comprehensively studies the role of religion in all aspects of economical, political, intellectual and moral life in Iran and Iranian people.
The importance of the problem, its complexity and intrinsic vagueness has led to an initiative; following the dark and horrifying verses from religious books and cheap and meaningless words of mullahs, clerics and political leaders, a brief overview of the theories, researches, and enlightenment from the thinkers such as Darwin, Kant, Rousseau, Feuerbach, Karl Marx, Friedrich Engels and etc. are presented which in turn has added a tragic poetic beauty to this book.
The crime of the state power depends on the Foolishness of religious authority which is the reflection of this amentia (Foolishness or Idiotism). The combination of these two currently is realized in the form of a monster icon "Zahak" with insatiable desire for blood, insanity and crime, who is on the throne in contemporary Iran and wants to adjust the ethics, beliefs and behavior of people with Arabian models of a thousand and four hundred years.
This book has been written to depict this terrible predicament, excruciating pain, and this established humiliation in the Iranian’s morality that justifies fear and lie, acceptance of oppression and submission to destiny. What are the features of this terrible predicament, excruciating pain? Where do come from these uninvited guests? Which causes, eras and background? Is Iran among those countries that didn't have a natural evolution? Does the fact that we are repeating yesterday and today indicate that we're repeating a period of history and when the period is finished; we rebuild it and re-live it again, like watching a movie over and over?
The book "The Foolishness of the religious authority and the crimes of the state power" has been written in a way that provokes such questions. For describing and explaining this predicament and pain the author targets the initial sources of the problem; Culture, religion, literature, ethics, economics, historical aspects of the politics, and the value of each one in the whole nation. Because the foolishness of religious belief in believers is the instrument of power and sanctimony of clergymen, each of these phenomena justifies the other. Ironically, this firmly accepted foolishness has turned into the foundations of the state power. This is the excruciating pain which the Iranian society has been trapped in, and has been remarked in this book and all the other books mentioned above.

This established humiliation is illustrated by the fallowing examples from the texts:

“Those who turn to exorcism, prophecy, God, the Prophet, 12th Imam and all the other religious superstitions, are charlatans and crooks who probably a lot of them, cannot afford their daily lives.”
“In the 33 years of the Islamic republic, a great number of Imams descendants, those who claim that they are the 12th Imam, exorcists, a set of imaginary anecdotes criminal - religious stories, which are absolutely ridiculous and funny, senseless and abnormal fables, have been created in this country which claims to be the center of Islamic world.”
“Predicting future, understanding ghosts, fortunetelling, magic, understanding goblins, and magical healing are the lucrative occupations in Iran."
“Islamic legal system is a tribal, Pre-medieval and inhuman system with discriminatory remarks that is set up perfectly for men's perspectives.”
“Basically religions that conquer the power cause a lot of damages and losses in each society. That is because of their inhuman and fascist attitude towards human rights. The attitude of the religions towards the men and women relationship is sexually discriminative, unequal and patriarchal attitude. Most of Iran's ruling clerics believe that only perfect men and are God's own vice i.e. themselves, and a normal man needs their guardianship because he is injudicious and guilty, and is counted as a half man; and since a women are equal to half men, they don't have right and authority to be part of decision-makers in politics. They just need to be obedient to the command of Mullahs otherwise hot awl and hellish punishment in prison is awaiting them. This is the idea that in its light the Islamic regime of Iran has created a hell for the great majority of people in the last thirty years and it seems that until the day that they are in power everything is going to be the same.”
“As we see, in facing with this rants all we can do is just a madcap laughs. These thoughts and imaginary nonsenses can be created only by cripple and insane brains of bloodthirsty animals, fools and enemies of people's lives, property and honor. That is why the Islamic state does not value the human life and killing young people comes really easy to them.”

This “established humiliation” in our inherited genes, currently is realized in the form of religious-political, religious-moral, religious-administrative, and religious-educational symbols in contemporary Iran. The present book is discussing this problem in its all historical and social aspects to illustrate that the liberation of Iran and its people requires to understand the roots of the problem and to solve it in a rational way.

Noori Rahnaward
A member of
Iranian PEN in Exile
May 2014

 

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست