رابعه
دختر کعب
قُزداری که به رابعه
بلخی هم
شناخته شدهاست،
زن شاعر پارسیگوی
نیمه نخست سده چهارم
هجری (۹۱۴-۹۴۳میلادی)
است.
رابعه
همدوره با سامانیان
و رودکی
بود. بسیاری رابعه
را نخستین زن
شاعر پارسیگوی
میدانند.
رابعه از عربهای
کوچیده به خراسان
بود. پدرش
فرمانروای بلخ
و سیستان
وقندهار
و بست
بود.
رابعه
شیفته شخصی به
نام بَکتاش میشود
و برایش شعر
میسراید.
برادرش حارث
که از این عشق
آگاه میشود
آشفته میشود
و دستور میدهد
که خواهرش را
به حمام برند
و رگهایش را
بگشایند تا
بمیرد. حکایت
او را فقیر
نظم کرده نام
آن مثنوی را گلستان
ارم نهاده و
اشعار زیبایی
گفنهاست. از
آن جملهاست:[۱]
|
مرا بعشق
همی متهم کنی
به حیل |
|
چه حجت آری
پیش خدای
عزوجل |
|
به عشقت
اندر عاصی
همی نیارم شد |
|
بذنبم اندر
طاغی همی شوی
بمثل |
|
نعیم بی تو
نخواهم جحیم
با تو رواست |
|
که بی تو
شکّر زهر است
و با تو زهر عسل |
|
بروی نیکو
تکیه مکن که
تا یکچند |
|
به سنبل
اندر پنهان
کنند نجم زحل |
|
هرآینه نه
دروغ است
آنچه گفت حکیم |
|
فمن تکبر
یوماً فبعد
عز ذل |
هم
از اوست:
|
دعوت من بر
تو آن شد
کایزدت عاشق
کناد |
|
بر یکی
سنگیندل
نامهربان
چون خویشتن |
|
تا بدانی
درد عشق و داغ
هجر و غم کشی |
|
چون بهجر
اندر بپیچی
پس بدانی قدر من |
این
دو بیت نیز از
افکار اوست و محمد
عوفی صاحب تذکرهٔ
لباب الالباب
نقل کرده که
بسبب این دو
بیت به مگس
رویین ملقب
شده بود:
|
خبر دهند که
بارید بر سر
ایوب |
|
ز آسمان
ملخان و سر
همه زرین |
|
اگر ببارد
زرین ملخ بر
او از صبر |
|
سزد که بارد
بر من بسی مگس رویین |
و
این غزل بدو
منسوب شدهاست:
|
ز بس گل که در
باغ مأوی گرفت |
|
چمن رنگ
ارتنگ مانی
گرفت |
|
صبا نافهٔ
مشک تبت نداشت |
|
جهان بوی
مشک از چه
معنی گرفت |
|
مگر چشم
مجنون به ابر
اندر است |
|
که گل رنگ
رخسار لیلی
گرفت |
|
بمی ماند
اندر عقیقین
قدح |
|
سرشکی که در
لاله مأوی
گرفت |
|
قدح گیر
چندی و دنیی
مگیر |
|
که بدبخت شد
آنکه دنیی
گرفت |
|
سر نرگس
تازه از زرّ و
سیم |
|
نشان سر تاج
کسری گرفت |
|
چو رهبان شد
اندر لباس
کبود |
|
بنفشه مگر
دین ترسی گرفت |
و
نیز:
|
عشق او باز
اندر آوردم
به بند |
|
کوشش بسیار
نامد سودمند |
|
عشق دریایی
کرانه ناپدید |
|
کی توان
کردن شنا ای
هوشمند |
|
عشق را
خواهی که تا
پایان بری |
|
بس که
بپسندید
باید ناپسند |
|
زشت باید
دید و
انگارید خوب |
|
زهر باید
خورد و
انگارید قند |
|
توسنی کردم
ندانستم همی |
|
کز کشیدن
سخت تر گردد کمند |
برگرفته از:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87_%D9%82%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C