گفت و گو با پرفسور هرمز فرهت، استاد و رییس مدرسهی موسیقی دانشگاه دوبلین ایرلند
«موسیقی
سنتی،
پاسخگوی
نیازهای
امروز نیست»
ایرج ادیبزاده
به
ابتکار و دعوت
انجمن توسعه و
تجدد در پاریس،
پرفسور هرمز
فرهت از
شکوه و غنای
موسیقی ایران
سخن گفت.
دیدارهای ماهانهی انجمن که جای ویژهای میان ایرانیان اهل فرهنگ و ادب در پایتخت فرانسه باز کرده است، تلاش دارد هر بار مهمانانی از ایران و دیگر کشورهای جهان دعوت کند تا به دور از غوغای سیاست از فرهنگ، ادب و تمدن ایران سخن بگویند.
اینبار
حمید اشراق و
عبدالمجید
مجیدی ضمن
خوشامد و
قدردانی از
دکتر هرمز فرهت به مقامهای
علمی و هنری
او اشاره
کردند.
او
از دههی ۲۰
با نوازندگی
ویولون وارد
دنیای موسیقی
شد. بعدها
لیسانس و
دکترای خود
را از دانشگاه
یوسیالای
گرفت. در
بازگشت به
ایران خدمات
فراوانی در زمینهی تدریس
تاریخ
موسیقی،
شناساندن و
ترویج آن انجام
داد.
رییس
مدرسهی ملی
موسیقی در
تهران،
استاد و رییس
کرسی موسیقی
در دانشگاه
تهران، رییس
شورای موسیقی
در سازمان
رادیو و
تلویزیون ملی
ایران، نایب
رییس دانشگاه
فارابی تهران
از جمله سمتهای
پرفسور فرهت
در ایران بوده
است.
وی
سالهاست در
دوبلین اقامت
دارد. استاد و
رییس مدرسهی
موسیقی
دانشگاه
دوبلین ایرلند
و سخنران در
دانشگاههای
مختلف جهان
بوده است.
او
چندین اثر
موسیقی برای
ارکستر و
سمفونیک هم بهوجود
آورده است. در
دیدار ماهانهی
انجمن توسعه
و تجدد در
پاریس،
پرفسور فرهت
در بررسی
موسیقی ملی،
فارغ از تعصب
سخن گفت.
با پرفسور هرمز فرهت، درباره موسیقی ایران گفت و گو کردهام.
دو نوع موسیقی در ایران وجود دارد: موسیقی سنتی و موسیقیهای محلی و روستایی. هدف من این است که به یک بررسی کلی از فرهنگ موسیقی در ایران بپردازم.
موسیقیای که به عنوان موسیقی سنتی در ایران میشناسیم و موسیقی شهری ما است و موسیقی محلی ایران که خیلی متنوع و وسیع هستند. هدفم این است که بررسی کلی در مورد هر دو نوع موسیقی شود.
در سخنرانیتان اشاره کردید موسیقی سنتی نیازهای امروزه را برآورده نمیکند.
موسیقی سنتی برای نیازهای امروزی اکتفا نمیکند. چون موسیقی خیلی خصوصی و یک صدایی است و در یک محوطه و دنیای خاصی قرار دارد که با جمعیت و تکرار زیاد وفق ندارد.
اگر قرار باشد هر روز شنیده شود، موسیقی را زایل میکند. موسیقی سنتی خیلی فردی و خصوصی است و مربوط به زمانی است که موسیقی در تجربهی انسانهایی که در ایران بودند، در مواقع خاصی پیش میآمده و نه در شبانه روز و هر روز.
حالا که قرار است موسیقی از طریق وسایل مختلفی که هست دایماً شنیده شود، قطعاً به انواع دیگری از موسیقی هم نیاز داریم.

پرفسور
هرمز فرهت، استاد و
رییس مدرسهی
موسیقی
دانشگاه
دوبلین
ایرلند
به این ترتیب فکر میکنید که موسیقی سنتی باقی بماند.
امیدوارم که باقی بماند. اما نباید با دخل و تصرف در آن و اجرای زیاد آن ضایعش کرد. موسیقی سنتی موسیقی است که باید با دقت و ظرافت، در جای خود از آن نگهداری شود.
یک نوع موسیقی از انواع موسیقی است که به هر حال جامعهی امروز باید با آن سر و کار داشته باشد و قدرش را بداند.
وقتی میگویم موسیقیهای دیگر، منظورم موسیقیهایی است که باید آفریده شود. امیدوارم موسیقیدانان و آهنگسازان ایرانی که صاحب ذوق و دانش موسیقی هستند، این موسیقی را ایجاد کنند.
موسیقی سنتی ما، موسیقی خاصی است که مربوط به گذشته است و باید در جای خودش محفوظ و عزیز داشته شود، ولی امروز که مردم میخواهند موسیقی بشنوند، باید آذوقهای نوین تامین شود.
باید آهنگساز وجود داشته باشد، حتا اگر موسیقی که میسازد مربوط به موسیقی ملی باشد، اگر نباشد هم ایرادی نیست. به هر صورت ایجاد موسیقی مهم است، فرهنگ موسیقیهای جهانی هم تاثیر دارد که میتواند مورد استفاده باشد.
موسیقی امروز با همهی دنیا ارتباط دارد و منحصر به خودش نیست، در ژاپن فقط موسیقی ژاپنی شنیده نمیشود.
در چین هم فقط موسیقی چینی شنیده نمیشود. موسیقیهای غربی و کلاسیک و سبک شنیده میشود. و موسیقیهای ساخته شدهی آهنگسازان چینی هم اضافه میشود. موسیقی ما هم باید به همین سمت حرکت کند.
پیشنهاد میدهید موسیقی سنتی برای زنده ماندن و گسترش به نوعی با موسیقی غربی ترکیب شود؟ همانطور که عدهای این کار را کردهاند؟
خیر، اصلاً نباید این کار را کرد. چون اگر این موسیقی با چیز دیگری ترکیب شود، دیگر موسیقی سنتی نیست. این موسیقی خاصی است که باید در مقام خودش نگهداری و حفاظت شود.
تلفیق آن مشکلی ندارد. یعنی اگر آهنگسازی در صدد الهام گرفتن از این موسیقی برآید امری جدا است. اما بازهم تکرار میکنم دخل و تصرف در موسیقی سنتی جایز نیست.
در سخنرانیتان به علینقی وزیری اشاره کردید و گفتید در موسیقی ایرانی سرنوشتساز بوده است، چرا؟
به خاطر فعالیتهای همگانی که در زمینهی موسیقی داشت. و پیشکسوتی موسیقی را در جامعه محترم کرد.
شاگردان زیادی پروراند که به نوبهی خود موسیقیدانان عمده شدند، مثل مرحوم خالقی که از شاگردان وزیری بود.
به علاوه در زمینهی آهنگسازی فعالیت داشت. تئوریهایی هم راجع به موسیقی ایرانی وضع کرد که قابل بحث هستند.
شاید آن تئوریها از جهاتی مردود باشند، اما در اوایل قرن بیستم شخصیت خیلی عمدهای در موسیقی ایران بود و فعالیتهایش فوقالعاده موثر بود.
به موسیقی امروز ایران توجه دارید؟
میدانید که رشتهی اصلی من، موسیقی کلاسیک غربی است. راجع به موسیقی ایرانی تحقیق کردهام و قسمتی از عمر و حرفهام را گذراندهام.
کلاً در دانشگاههای مختلفی که بودهام از جمله این سالهای اخیری که در ایرلند هستم، در زمینهی موسیقی کلاسیک غرب کار کردهام. ۲۹ سال است که از ایران دور هستم و زیاد با موسیقی نو در ایران آشنا نیستم.
اما در جریان اخبار هستم. کارها و مجلاتی به دست من میرسد و با افرادی هم از طریق تلفنی یا حضوری در تماس هستم. یک آشنایی نسبی وجود دارد، اما اینکه مدعی شناخت از این موسیقی باشم، خیر.
آخرین پرسشم درباره موسیقی یا موسیقیدانی است که جزو منتخبان شما چه در موسیقی غربی و چه در ایرانی است.
از دید و سلیقهی من و عمری که در موسیقی گذراندهام بالاترین شخصیت موسیقی، سباستین باخ است.
و در موسیقی ایران؟
در موسیقی ایران، راجع به نوازندگان و خوانندگان صحبت میکنم. چون نمیتوانم آهنگسازی را که در زمینهی موسیقی ایرانی به عنوان آهنگساز، فعالیت داشته باشد، اسم ببرم.
هرچند آهنگساز زیاد بوده و کارهای خوبی هم داشتهاند. اما موسیقی ایرانی بیشتر معرف مجری است تا سازنده. تعدادی از این مجریان را میشناختم که در قید حیات نیستند.
از سهتار مرحوم عبادی لذت میبردم. هنوز هم از تار آقای شهناز خوشم میآید. آقای پایور، سنتورزن بسیار ماهری هستند و با سبک نوینی کارها را انجام میداد که متاسفانه مدتی است که بیمار هستند.
به هر حال اینها شخصیتهای عمدهی موسیقی هستند که من به خاطر میآورم. جایز نیست که ایرانی فقط به عقب بنگرد و مدام موسیقی گذشته را تکرار کند.
موسیقی گذشته را باید محترم داشت و حفظ کرد، ولی فرهنگ موسیقی ایران تنها آنچه نیست که در ردیف سنتی شهری میآید. آهنگهای محلی و روستایی، سرمایهای بسیار وسیعتر از این فرهنگ هستند.
از:
http://zamaaneh.com/adibzadeh/2008/10/print_post_192.html