
در پياده رو غير هندسي جهان
دکترتورج پارسی

چه نگاه تلخ و خسته اي دارد
آن دخترك با رخ زيبا و چرك آلودش
در پياده روى غير هندسي جهان ،
چه التماس مي كند
بغض آلود
و اشك آلود
تا شاید تكه ناني از تنوري
یا دستي به مهر
لالاييش بخواند .
وه چه خور خوري مي كند
" وجدان خواب آلود " آدمي
در قلب بي تپش پياده رو ی روبرو.
انسان در چهار سوي رسوايي
روي طناب پوسیده ی" دین " موعظه مي كند
و دخترك نان را
و مادر را به خواب مي بيند .
فوريه ي ۲۰۰۲ ويرجينيا