دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
    سه شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۲۳ آپريل ۲۰۱۳
تماس سردبیر: gilavaei@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: perslit@gmail.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

بخش دوم : گل سرخ ایرانی ملکه گل ها
تورج پارسی

گل سرخ با فسیل سی و پنج ملیون ساله اش
هر چند در تاریخ و فرگشت واژه اوستایی " ورز " یا " رز "یا گل سرخ نسبت به شخص خاص وجود ندارد ، اما در فرهنگ کوچه آهنگ دیگری می شنویم :
منوچهری دامغانی شاعر نیمه اول قرن پنجم در قصیده ی نوروزی خود از نوعی گل سرخ نام می برد که به نام " کامکار " جد احمد بن سهل معروف بوده است . نشان می دهد که این گل سرخ در باغ و بوستان کامکار به عمل می آمده است !
با سد هزار جام می سرخ مشکبوی
با سد هزار " برگ گل سرخ " کامکار
گل سرخ را در ایران گل "محمدی " هم نام گذاشته اند ناگفته نماناد که عرب آنرا " الورد "می نامد که برگرفته از واژه ی پهلوی ساسانی است . دکتر بهرم گرامی در شماره ۷۹ فصال نامه ی ره آورد تابستان ۱۳۸۶ رویه ۹۰ زیر عنوان گل ( گل سرخ ) می نویسد : گل محمدی نامی نسبتا جدید است که احتمالا از عهد صفویه متداول شده " سپس بیتی از صائب را به عنوان گواه می آورد :
بوی "گل محمدی " باغ خلق او
در چین به باد عطسه دهد مغز مشک ناب
بهرام گرامی احتمال می دهد : چون صفت " پارسی " بی ارتباط به دین زرتشتی نیست همین سبب تغیرش به محمدی شده باشد " ره آورد بهار ۱۳۸۶شماره ۷۸
" یکی از اعتقادات مردم درباره گل محمدی این است که روزی پیامبر اسلام از جایی عبور می کرده است عرق پیشانی او به زمین ریخته است و بوته گل محمدی سبز شده است و به خاطر همین مردم هر وقت آن را بو می کنند بر محمد و آل محمد صلوات می فرستند"
یا شهردار شهر توریستی قمصر در نخستین کنگره سراسری " گل سرخ " گفتند " گل محمدی از مضمون های مورد علاقه شاعران ایرانی بوده و تاکید بر آن داشت که اصل گل محمدی چکیده عرق پیشانی پیامبر اسلام است "
همین مضمون شهردار قمصر را هدایت در نیرنگستان رویه ی ۱۲۰ در پانویس این ترانه کرمانی آورده است البته با این تفاوت که " عرق از سینه ی پاک محمد "
شب شنبه برفتم بر سر پل
قدمگاه علی باسم دلدل
عرق از سینه ی پاک محمد
چکیده بر زمین حاصل شده گل .
در ترانه ها نیز به ثبت صادق هدایت در نیرنگستان چنین آمده و در همین اواخر نیز آهنگی با چنین مضمونی راشنیدم :
دیشب که بارون اومد /یارم لب بوم اومد / رفتم لبش ببوسم / نازک بود و خون اومد / خونش چکید تو باغچه ، یه دسته گل در اومد .
شاید بشود که ریشه ی اعتقادت فرهنگ کوچه را به ویژه در این زمینه در استوره ها یافت مثلا در میترایسم آیین قربانی گاو در بهار انجام می شد تا با کشتن گاو خونش بر زمین بریزد و بر اثر آن گیاهان برویند و جانوران زندگی بیاغازیند .
در شهنامه هم از خون سیاوش گیاه سیاوشون می روید : به دستور افراسیاب و آهنگ شوم گرسیوز سر سیاوش را از تن جدا می کنند ، به شرح شهنامه :
یکی تشت بنهاد زرین برش
به خنجر جدا کرد از تن سرش
کجا آنکه فرموده بد تشت خون
گروی زره برد و کردش نگون
گیاهی بر آمد همانگه ز خون
بدانجا که آن تشت شد سرنگون
گیاه را دهم من کنونت نشان
که خوانی همی خون اسیاوشان
در اساتیر یونانی نیز گل سرخ و شقایق از اشک ادونیس و آفرودیت‪Aphrodite/Αφροδίτη‬
می رویند .
پایان بخش دوم

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست