«تا فردا» ؛ شعری از منصور اسالو

 

شادي مثل پرچم هاي گل
عشق شبيه دانه هاي گياه
مهر مثل ابر آبستن باران
و دوستي
مثل درياي خاطرات ما
از لبه ساحل شني
كه موج بر سينه ساحل بوسه مي زند .
اين دوستي را
در برابر آئينه هايمان
تا بي نهايت ادامه مي دهيم
قطره هاي مهرت مثل پژواك بوسه ها
از سر شاخه هاي لبخند و تبسم
سر ريز مي كند .
به پرتگاه بازگشتي نيست
چشم ها به دور دست
به فردا
به نور و خورشيد
و قلبها گره خورده در هم
تا فردا !

شعر از منصور اسالو
رئيس هيئت مديره سنديكاي كارگران شركت واحد
اتوبوسراني تهران و حومه
15/3/1387

 

برگرفته از:

http://www.iranpressnews.com/source/041220.htm

 

 

www.perslit.com