تماس با ما و ارسال مطلب

 

بازگشت به صفحه نخست

چرا در انتخابات شرکت نمی کنم؟
 دادن، یا ندادن (رای)، مسئله این است؟!


ابوالفضل اردوخانی

یکی از دلایل مهم کسانی که انتخابات را تحریم می کنند؛ نبود دمکراسی، و دیگری اینکه نامزدهای ریاست جمهوری، انتخاب شدگان حکومت اند. بنابراین (رای) دادن ما تاثیری در روش حکومت نداشته، و برعکس سبب تایید آن می شود.بدین جهت ما تحریم  می کنیم. 

برای رسیدن به دمکراسی احتیاج به تحول عمیق فرهنگی در کنار برداشتن سدهای بسیار است.

به نظر این پژوهشگر چرندنویس یکی از این سدها، زبان فارسی و فعل های "کردن و دادن" است که اگر آنها را عوض یا  جایگزین نکنیم، هرگز به دمکراسی نمی رسیم! به این دلیل که از همان کودکی با این دو فعل آشنا می شویم.پدر به فرزند: سلام بکن! دست بده! کار  را می کنیم، نگاه را می کنیم، انتخاب رامی کنیم، رای  را می دهیم، پرسش را می کنیم، پاسخ را می دهیم و...

فکر نمی کنم در هیچ زبانی به اندازه زبان فارسی، فعل های "کردن و دادن" تا این اندازه مورد استفاده قرار بگیرد. و مردم از صبح تا شب، آنها را به کار ببرند و به آنها بیاندیشند. حتی کار به جایی رسیده که اپوزیسون  های ( دوسه نفری) خارج از کشور هم از این قاعده مستثنی نیستند، تحریم را می کنند، رای نمی دهند. کردن را آسان تر از دادن می دانند. اینگونه از خود سلب مسئولیت می کنند. 

در تمام دوران تاریخ ما این مشکل، یعنی "کردن و دادن" همیشه سد راه پیشرفت به سوی دمکراسی بوده و حکومت ها اگر در کنترل تمام امور دیگر مانند: مسکن، بهداشت، آموزش و پرورش، بیکاری، امنیت ملی و ... شکست خورده، ولی با نیروی زیاد و بودجه عظیم همیشه مواظب بوده مبادا کسی "بدهد"، یا "بکند". 

بنابراین، تا این دو فعل از زبان فارسی برداشته، یا جایگزین نشوند، یا فاعل در فعل ترکیب نشود (یعنی فاعل و مفعول ها در فعل ترکیب و تبدیل به فعل جدیدی شوند. مانند تمامی زبان های دنیا، به عنوان مثال: فعل "کار کردن" به صورت "کاریدن" و به همین ترتیب انتخابیدن، دستیدن، سلامیدن، ماچیدن، رشویدن و ...، من در انتخابات شرکت نخواهم کرد. و به خودم اجازه نمی دهم، از کسی بخواهم ( رای ) بدهد، یا ندهد.و به کسی هم  این اجازه را نمی دهم در( رای) دادن و یا ندادن من فضولی کند.

خوشبختانه در زبان فارسی هنوز بعضی فعل ها درست صرف می شوند مانند: خاریدن، مالیدن، بوسیدن، خوابیدن، دویدن، رفتن، خوردن. دوشیدن، چاپیدن و...، این سبب امیدواری من به اینده ایران با یک نطام دمکراسی باشم.

11 خرداد 1388 ــ 1 ژوئن 2009 بروکسل . اردوخانی

 

چاپ کنید

بازگشت به صفحه نخست

تماس و ارسال مطالب تماس با سردبیر درباره ما