نظری
به باغ خاطره
ها

عکسی
از فيلم دختر
لر. تهيه کپی اين
عکس اولين کار
اصغر بيچاره
در سينمای ايران
بوده است
لادن
پارسی
عکس ها از
سينا جعفريه
اصغر
بيچاره،
قديمی ترين
عکاس سينمای
ايران،
بالاخره نمايشگاهی
از آن همه عکس
خاطره انگيزش
برپا کرد.
عکس هايی از
فيلم های فارسی،
از دختر لر تا حالا، و
پرتره ها و
عکس های خاطره
انگيزی از
هنرمندان
عمدتا
درگذشته
ايران در محل
نشر ثالث به
نمايش گذاشته
شده است.
برای اهل
سينما و
خوانندگان
نشريات
سينمايی نام« اصغربيچاره»
کاملا آشناست.
او بيش از شصت
سال است که
عکاسی می کند.
|
|
نخستين
بار وقتی
عبدالحسين
سپنتا
فيلمنامه نويس
يکی از اولين
فيلم های
سينمای ايران
يعنی دختر
لر، در صدد
بود عکس های
فيلم را برای
کپی کردن به
آلمان
بفرستد، اصغر
بيچاره که
معمولا عکس
های فيلم های
خارجی را برای
نمايش در
ايران کپی می
کرد، داوطلب
انجام اين کار
در ايران می
شود و از تمام
عکس های فيلم دختر
لر برای
سپنتا کپی می
گيرد و به اين
ترتيب رسما وارد
جهان هنر می
شود.
آقای بيچاره
سپس با تئاتر
آشنا می شود و
ضمن عکاسی از نمايش
ها، گاه در
بعضی از آنها
هم بازی می
کند. چند سال
بعد در
ايتاليا با
گروه دوبله
مرحوم مرتضی
حنانه و زنده
ياد حسين سرشار
که آن زمان در
ايتاليا
دانشجوی موسيقی
بودند و برای
امرار معاش
فيلم های خارجی
را برای نمايش
در داخل ايران
دوبله می
کردند، آشنا
شد و مدتی با
آنها همکاری
کرد. او تعريف
می کند که
درسال های دور
با دوربين
عکاسی روسی
خان مدت ها
کار کرده است.
اصغر بيچاره
که درسال ۱۳۰۶ در تهران
متولد شده ،
می گويد: « از
سيزده سالگی
به عنوان
کارگر ساده در
عکاسی مشغول کار
شدم، چند سال
بعد که کار
ياد گرفتم
مغازه ای در
لاله زار باز
کردم و در
گوشه ای از
آن، روی ميز
چرخ خياطی
مادرم سماوری
ذغالی گذاشتم
با وسايل چای
خوری، به زودی
مغازه تبديل
شد به پاتوق
هنرمندان و
نويسندگان
معروف آن
روزگار. خيلی
ها به آنجا می
آمدند، صادق
هدايت، جلال
آل احمد، احمد
شاملو و ....»
اصغر بيچاره
در حال حاضر
بزرگترين
آرشيو عکس ايران
را دارد.
البته غنی
ترين آرشيو
عکس ايران از
آن مرحوم علی
خادم بود که
پس از درگذشتش
در اقدامی غير
منتظره به شکل
غير رسمی
مصادره شد.
|
|
به
هر روی آقای
بيچاره می
گويد: « از
دورانی که با
شيشه عکس می
گرفتم تا حالا،
همه شيشه ها و
فيلم هايم را
سالم نگه
داشته ام . اگر
بخواهم همه
آنها را به نمايش
بگذارم
احتمالا به
اندازه ميدان
توپخانه جا
لازم دارم. با
آقای بهشتی رئيس
سازمان ميراث
فرهنگی
مذاکراتی
برای خريد
آرشيو عکس
هايم داشته
ايم و حتی
قيمت هم تعيين
شده ولی هنوز
هيچ اقدام
عملی صورت
نگرفته است.»
در بين عکس
های ارائه شده
در اين
نمايشگاه، دو
عکس گولاژ نيز
ديده می شود،
در يکی خود
عکاس با لباس
راه راه نشسته
و غل و زنجير
واقعی به دست و
پا و گردنش
بسته شده و در
ديگری اصغر
بيچاره روی
پرتره ای از
مادرش عينک او
را نصب کرده.
عکاس، در
گوشه ای از
نمايشگاه،
تابلوی بزرگی را
برای بعد از
مرگ خودش
تدارک ديده
است. روی
تابلوی بزرگی
يک دستگاه
پنبه زنی ( از
همان ها که
قديم ترها
برخی از کسبه می
گفتن آی لحاف
دوزی....) ، يک
گليم کوچک و
دو بيت شعر
کار شده. شعری
که آقای
بيچاره برای
مرگ خودش
سروده است :
ساقی محفل
ما چون پير شد
رفت و دربان
درميکده شد
سال ها پبنه
زدم مردم را
عاقبت پنبه
ماهم زده شد
درميان عکس
های به نمايش
گذاشته شده ،
آنقدر خاطره موج
می زند و آنقدر
عطر و بوهای
قديمی خاطره
انگيز از ورای
عکس ها به
بيرون می
تراود که به
سختی می شود
از تماشای
آنها دست
برداشت.
تصاويری از
بزرگانی چون:
نوشين، صادق
بهرامی، بابا
صبحی، دلکش و...
يک عکس جذاب
از جوانی نصرت
کريمی با گريم
ولباس زنانه.
اصغر بيچاره
در اين
نمايشگاه
بخشی از
کلکسيون
دوربين های
عکاسی اش را
که در بين
آنها دوربين
نخستين عکاس
ايران يعنی
ميرزا
ابراهيم خان
عکاسباشی نيز
ديده می شود،
به نمايش
گذاشته است.
اين نمايشگاه
تا دهم مهر
ماه در نشر
ثالث واقع در
ضلع جنوبی پل
کريمخان داير
خواهد بود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
از:
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/030923_la-pa-bichareh.shtml