آخ عجب سرماست ....

نیسم شمال


آخ عجب سرماست امشب ای ننه

ما که می میریم در هذا السنه
تو نگفتی می کنیم امشب الو

تو نگفتی میخوریم امشب پلو
نه پلو دیدم امشب نه چلو

سخت افتادیم اندر منگنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه
این اطاق ما شده چون زمهریر

باد می آید زهر سو چون سفیر
من ز سرما می زنم امشب نفیر

می دوم از میسره بر میمنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه
اغنیا مرغ مسما می خورند

با غدا کنیاک و شامپا می خورند
منزل ما جمله سرما می خورند

خانه ما بدتر است از گردنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه
اندرین سرمای سخت شهر ری

اغنیا ژیش بخای مست می
ای خداوند کریم فرد و حی

داد ما گیر از فلان الطزنه
اخ عجب سرماست امشب ای ننه
خانباجی می گفت با آقا جلال

یک قرن دارم من از مال حلال
می خرم بهر شما امشب زغال

حیف افتاد آن قرآن در روزنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه
می خورد هر شب جنا مستطاب

ماهی و قرقاول و جوجه کباب
ما برای نان جو در انقلاب

وای اگر ممتد شود این دامنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه
تخم مرغ و روغن و چوب سفید

با پیاز و نان گر امشب می رسید
می نمودم اشکنه امشب ترید

حیف ممکن نیست پول اشکنه

آخ عج سرماست امشب ای ننه

 

 

www.perslit.com