تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ - ۱۷ اکتبر ۲۰۱۷

نجیب بارور

از نگاه مست تو آشوب بر پا می‌شود
باز از مفهوم چشمت شور معنا می‌شود
لا به لا پیچیده در تعبیر گنگ هستی‌ام
با سر موی تو حلّ این معما می‌شود
یوسفِ قلبم ز چاه عافیت آمد برون
پای او زولانه با عشق زلیخا می‌شود
چشم‌هایت بار دیگر مرده را جان می‌دهد
بوی آغوش تو در جانم مسیحا می‌شود
در حقیقت فرق بین عاشق و معشوق نیست
هر که از "من" بگذرد شایسته‌ی "ما" می‌شود
می‌روی گم می‌شوم در خویش، می‌آیی، عیان
ای که در آیینه‌ام روی تو پیدا می‌شود
باد را با زلف‌هایت می‌کشانی سوی دشت
دل میان سینه‌ی یک‌شهر شیدا می‌شود
طرح لب‌خندت گره بر‌ گونه‌ات انداخته
این گره کور است، با دندان فقط وا می‌شود

 

برگرفته از صفحه سمرقند و بخارا در فیسبوک

.
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست