تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید دوشنبه، 25 تیر ماه 1397/16-07-2018

کامیار شاپور «هنرمندی که تا پایان از بحران رهایی نیافت»

امير مصدق کاتوزيان
۲۶/تیر/۱۳۹۷
کامیار شاپور در ۶۶ سالگی به علت سکته قلبی در تهران درگذشت

کامیار شاپور متولد ۲۹ خرداد ۱، ۳۲۹نقاش، هنرمند و فرزند فروغ فرخزاد شاعر و پرویز شاپور طنزپرداز، روز دوشنبه ۲۵ تیرماه در ۶۶ سالگی به علت سکته قلبی در تهران درگذشت.

کامیار شاپور که پدر، مادر و نزدیکانش او را «کامی» صدا می‌زدند مدت‌ها برای ایرانیانی که درباره ادبیات کنجکاو بودند تنها به عنوان فرزند این دو شناخته می‌شد؛ و حتی حالا هم که کامیار شاپور دیگر زنده نیست گویا برای بسیاری او فقط همان فرزند است.

اما کامیار شاپور علاوه بر شمار زیادی طرح و نقاشی، دو مجموعه شعر برجا گذاشته است به نام‌های «اتاقی در حومه‌ها» و «عشق یک مجسمه فلزی است و نورهای معطر طلایی».

او علاوه بر این، با همکاری عمران صلاحی نویسنده و طنزپرداز مجموعه عاشقانه‌ها و نامه‌های فروغ فرخزاد به پرویز شاپور را گرد آورده است. کامیار شاپور همچنین مجموعه «خودنویسم را از آفتاب پر می‌کنم!» شامل نامه‌های پدرش به خودش را هم منتشر کرده است.

رادیو فردا درباره کارنامه و زندگی کامیار شاپور با بیژن اسدی‌پور سردبیر «دفتر هنر»، طنزپرداز پیش‌کسوت و از همکاران و دوستان صمیمی پرویز شاپور گفت‌وگو کرده است که با کامیار شاپور از دوران کودکی او آشنا بوده است.

دریافت/دانلود فایلِ گفت‌وگوی امیرمصدق کاتوزیان با بیژن اسدی‌پور درباره زندگی و کارنامه کامیار شاپور

بیژن اسدی پور ضمن مرور بر کارهای کامیار شاپور و دادن تصویری از دوران کودکی، جوانی و میان‌سالی او می‌گوید گرچه هنرمندی بود که بخت خود را در زمینه‌های نقاشی، شعر و اجرای موسیقی خیابانی آزمود اما از تولد تا مرگ «در بحران زندگی کرد» و «هیچوقت نتوانست از زیر سایه مادر و پدر در آید و به عنوان هنرمندی مستقل و صاحب‌سبک پا بگیرد». به همین سبب، به باور بیژن اسدی پور، «کارهای هنری خود کامیار شاپور دارای وزن کمتری است تا کارهایی که او در ارتباط با مادر و پدرش انجام داده است».

https://www.radiofarda.com/a/b11-interview-bijan-assadipour-on-kamiar-shapour-lifr-and-work/29372635.html

'قلبم را چون جامه‌دانی کهنه در مخملی سبز می‌پیچم'؛ کامی، فرزند فروغ درگذشت

مریم زهدی / بی‌بی‌سی
فروغ فرخزاد، کامیار شاپور و پرویز شاپورفروغ فرخزاد، کامیار شاپور و پرویز شاپور

"از طرفی خوشحالم و از طرفی افسرده‌ام چون ناخودآگاه می‌بینم که مرگ نزدیک است و خیلی چیز‌ها برایم اهمیتشان را از دست می‌دهند. قبلا صبح‌ها خیلی زود از خواب بیدار می‌شدم اما این روز‌ها انگیزه‌ای برای بیدارشدن ندارم. خیلی کلی به همه چیز نگاه می‌کنم، حس می‌کنم خب که چی این کره زمین و این آدم‌ها چرا زندگی می‌کنند وقتی هیچ چیز پایدار نیست و همه چیز نابود می‌شود؟ ۴۰ سال دیگر من که حتما با دنیا خداحافظی کرده‌ام و البته تمام کسانی که می‌شناسم! برای همین یک حس بیگانگی غریبی پیدا می‌کنم... ."

اینها را کامیار شاپور، اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۵ در گفتگو با روزنامه شرق گفت. او حالا "با دنیا خداحافظی کرده است و البته با تمام کسانی که می‌شناخت".

کامیار شاپور، فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور، در سن ۶۶ سالگی به دلیل ایست قلبی درگذشت.

کامیار شاپور، فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور، در سن ۶۶ سالگی به دلیل ایست قلبی درگذشت.کامیار شاپور، فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور، در سن ۶۶ سالگی به دلیل ایست قلبی درگذشت

به گزارش خبرگزاری‌های ایران افسانه بیات، دختر پوران فرخزاد و دخترخاله کامیار شاپور این خبر را تایید کرده و گفته کامیار - که به کامی شهرت داشت- به دلیل مشکلات ریوی در بیمارستان بستری بوده اما امروز (دوشنبه، ۲۵ تیرماه) به خاطر ایست قلبی درگذشته است.

کامیار شاپور ۲۹ خردادماه سال ۱۳۳۱ به دنیا آمد. هم فروغ در شعرهایش به کامیار اشاره کرده، و هم پرویز شاپور از نامش، کامی، به عنوان نام مستعار خود استفاده کرده است.

لای لای، ای پسر کوچک من

دیده بربند، که شب آمده است

دیده بربند، که این دیو سیاه

خون به کف، خنده به لب آمده است

سر به دامان من خسته گذار

گوش کن بانگ قدمهایش را

...

بانگ می‌میرد و در آتش درد

می گدازد دل چون آهن من

می کنم که کامی، کامی

وای بردار سر از دامن من...

فروغ فرخزاد- اهواز- زمستان ۱۳۳۳

وقتی کامیار ۳ ساله بود، مادرش فروغ فرخزاد از پدرش پرویز شاپور جدا شد. پدرش اجازه نمی‌داد فروغ را ببیند اما از سوی دیگر هم هرگز تلاش نکرد تصویری ناخوشایند یا مخدوش از فروغ به کامیار ارائه دهد.

کامیار در خانه مادربزرگش با عمو و پدرش زندگی کرد. در دبیرستان خبر مرگ مادرش را از یکی از همکلاسی‌هایش گرفت. بعد از اخذ دیپلم به بریتانیا آمد و در رشته نقاشی تحصیل کرد. سال ۵۷ به ایران بازگشت، با پدرش زندگی کرد تا سال ۱۳۷۸ که پرویز شاپور که به پدر کاریکلماتور ایران شهرت داشت، به گفته کامیار به دلیل ابتلا به بیماری سنگ مثانه و اینکه ۲۰۰ هزار تومان پول برای درمانش لازم داشتند و نداشتند، درگذشت.

کامیار شاپور در بریتانیا در رشته نقاشی تحصیل کرد و به ایران بازگشت

کامیار شاپور در بریتانیا در رشته نقاشی تحصیل کرد و به ایران بازگشت

کامیار ۲ کتاب شعر داشت و در جمع‌آوری نامه‌های پدرش به او و مادرش به همسرش مشارکت کرده. کتاب سوم او در وزارت ارشاد ماند و اجازه انتشار پیدا نکرد.

چمنزار

خسته از رویاست

رویای گیاهی سبز

من افق را با مدادی رنگ پریده

خط خطی می‌کنم.

اشک در چشمم جمع شده است

قلبم را چون جامه‌دانی کهنه

در پارچه مخمل سبز در خوابش

می‌پیچم

روزی دختری بود

خاطره‌ای بود

و کوچه‌های آفتابی

و سکوت سبز چمنزار

و رطوبت کمرنگ آسمان آبی

و عکس سیاه و سفید قدیمی خانوادگی در جیبم

قطره باران بر صفحه ساعت بی‌شیشه می‌افتد

زمان مرطوب می‌شود

و کارخانه‌ای سوت تعطیل می‌زند

روزی چمنزاری بود

دختری بود

و خاطره‌ای بود

انتهای کوچه‌های بی‌آفتاب

پر از چوب‌‌لباسی است

رود به آبشار دهن کج می‌کند

چگونه می‌توان شعری پوچ سرود

و به پوچی ایمان آورد؟

دختر یک روز با نسیم و چمدانش رفت

خاطره‌هاو کوچه‌ها آفتابی

از سوراخ‌های جیبم گریختند

و در ذهن افق رنگ پریده

ته‌نشین شدند

و من که بینی‌ام پر از شب بود

و مژه‌هایم در اشک‌هایم

پارو می‌زدند

سکوت سپیده

گل سرخی را که تو به من داده بودی

و تمام خاطره‌هایم را

با یک بلیط اتوبوس عوض کردم

و به شهری دوردست

که همان کنج اتاقم بود

و به دیوارهای چروک خورده

سقفی پر از لک،

و پنجره‌ای مشرف بر کوچه‌ای دود گرفته

سفر کردم

کامیار شاپور

در مصاحبه‌های متعددی که با رسانه‌های مختلف کرد گفته بود، نقاشی می‌کشد، مجسمه‌می‌سازد، شعر می‌گوید و گیتاری هم دارد که با آن در خیابان و پارک، موسیقی دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی را به یاد روزگار نوجوانی‌اش می‌نوازد.

وقتی از او پرسیده شد که آیا با فروش کتاب‌های مادرش حق و حقوق او را پرداخت می‌کنند یا خیر، گفت پی‌گیری این ماجرا برای من با ۶۳ سال سن کار بسیار سختی است، مگر در چند جبهه باید بجنگم.

کتابخانه کاملی که از آثار پدر و مادرش داشت به سرقت رفت و بالاخره موفق نشد آنها را پس بگیرد.

تصویری که از فروغ در ذهن او نقش بسته بود را اینگونه توصیف کرد: "در یک روز خیلی گرم در آپارتمانمان در اهواز به بالکن رفتم، زنبوری انگشتم را زد، مادرم مرا از روشنایی بالکن به تاریک توی آپارتمان برد و پنبه‌ای آغشته به مرکورکرم یا دوای قرمز را روی انگشتم گذاشت. از من فاصله گرفت و دست به سینه شروع کردم به من نگاه کردن. ضمنا گفت که به یاد دارد وقتی حدودا سه ساله بود پدر و مادرش برای یک جیپ اسباب‌بازی خریدند که سوارش شود و بازی کند."

کامیار شاپور می‌گفت وقتی دبیرستان فیروز بهرام درس می‌خوانده، فروغ به دیدارش رفته و با هم تا چهارراه یوسف آباد قدم زدند. فروغ گفته برویم به خیابان حافظ و در یک کافه‌تریا بنشینیم اما کامیار او را ترک کرده و حتی پشت سرش را هم نگاه نکرده است.

کامیار که جایی گفته بود تمام اشعار فروغ را تا چهارده سالگی خوانده بود درباره کار نقاشی در ایران به نمایشگاه‌هایی که در سال‌های ۶۳، ۶۹ و ۷۶ برپا کرده بود اشاره کرد و گفت بعد از آن دیگر نماشگاه نگذاشته چون بیشتر دنبال نود و پیکر در نقاشی بوده اما چون نمایشش ممنوع بوده دیگر نمی‌توانسته ادامه بدهد.

.http://www.bbc.com/persian/arts-44848824

کامیار شاپور، فرزند فروغ فرخزاد درگذشت

تنها فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور در سن ۶۶ سالگی در تهران درگذشت. از کامیار شاپور چند مجموعه شعر منتشر شده است.

    
کامیار شاپور

کامیار شاپور، حاصل عشق میان فروغ فرخزاد و پرویز شاپور بود که در ۲۹ خرداد ۱۳۳۱ به دنیا آمد. بعد از جدایی فروغ از پرویز شاپور، او تا آخر عمرش اجازه دیدار با تنها فرزندش را پیدا نکرد. برخی از اشعار فروغ در لحظات دلتنگی او برای فرزندش و در عطش دیدار با او سروده شده‌اند، از جمله این شعر:
لای لای ای پسر کوچک من
دیده بربند که شب آمده است
دیده بربند که این دیو سیاه
خون به کف خنده به لب آمده است
سر به دامان من خسته گذار 
گوش کن بانگ قدمهایش را ...

کامیار شعر می‌سرود، نقاشی می‌کرد، مجسمه می‌ساخت و ساز می‌زد. سال ۱۳۹۵ در مصاحبه با روزنامه "شرق" گفت که گاه‌گداری در پارک قیطریه تهران موسیقی دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی را می‌نوازد. او در این مصاحبه گفته بود موسیقی برایش تنها دستاویزی است که با آن زهر زندگی را می‌گیرد.

مجموعه شعر "عشق یک مجسمه‌ فلزی‌ست و نورهای معطر طلایی" از سروده‌های منتشرشده کامیار است. نامه‌های پرویز شاپور به کامیار را هم با عنوان "خودنویسم را از آفتاب پر می‌کنم" منتشر کرده است.

به گفته دختر پوران فرخزاد، دخترخاله کامیار شاپور، کامیار مدتی به خاطر ریه‌هایش در بیمارستان بستری بود و روز دوشنبه  ۲۵ تیرماه  حوالی صبح به دلیل ایست قلبی از دنیا رفت.

https://p.dw.com/p/31WPj
 
 
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست