بهارانه

رضا مقصدی
دیدار بنفشه زار را بـــــاور کن
بیداری جویبار را بــــــــاور کن
برشانه شادمان گلبرگ و درخت
گستردگی بهار را بــــــــاور کن
***
از پونه پیام آشنــــــــــــــــا می آید
عطر علف از عــــــاطفه ها می آید
خیزید و به روی عاشقان گل ریزید
ای منتظران! بهــــــــــار ما می آید
***
این بار، چو این بهار می باید زیست
سرشار و شکوفه بار، می باید زیست
امروز که رنگ شادیت سرخ تراست
شاداب تر از انـــــار، می باید زیست
***
برخیز و بیفشان و بباران، ما را
سبز است ترانه بهــــاران، ما را
ای شعله هر شکفته ای آتش عشق
برخیز و برانگیزو بسوزان، ما را
***
من چون چمنم توباد فروردینی
من داغ هزار لاله تو نسرینی
آزاده تر از سرود سروستانم
گر بامن و آرزوی من بنشینی
***
باز آمدن تو، بــــــاز دیدن دارد
سرسبزی لبریز تو، چیدن دارد
با اینهمه درد ِکهنه، نوروز! هنوز
آواز تو از دلم، شنیـــــــدن دارد
|