هنر و ادبیات پرس لیت

www.perslit.com

تماس با ما و ارسال مطلب
بازگشت به صفحه نخست

بهارانه


رضا مقصدی

 

دیدار بنفشه زار را بـــــاور کن
بیداری جویبار را بــــــــاور کن
برشانه شادمان گلبرگ و درخت
گستردگی بهار را بــــــــاور کن

***

از پونه پیام آشنــــــــــــــــا می آید
عطر علف از عــــــاطفه ها می آید
خیزید و به روی عاشقان گل ریزید
ای منتظران! بهــــــــــار ما می آید

***

این بار، چو این بهار می باید زیست
سرشار و شکوفه بار، می باید زیست
امروز که رنگ شادیت سرخ تراست
شاداب تر از انـــــار، می باید زیست

***

برخیز و بیفشان و بباران، ما را
سبز است ترانه بهــــاران، ما را
ای شعله هر شکفته ای آتش عشق
برخیز و برانگیزو بسوزان، ما را

***

من چون چمنم توباد فروردینی
من داغ هزار لاله تو نسرینی
آزاده تر از سرود سروستانم
گر بامن و آرزوی من بنشینی

***

باز آمدن تو، بــــــاز دیدن دارد
سرسبزی لبریز تو، چیدن دارد
با اینهمه درد ِکهنه، نوروز! هنوز
آواز تو از دلم، شنیـــــــدن دارد

همین سروده ها با فورمات پی دی اف

چاپ کنید

بازگشت به صفحه نخست

تماس و ارسال مطالب تماس با سردبیر درباره ما
توجه: بازانتشار مطالب با پیوند آن و نام بردن نشانی مجاز است و برای موارد اختصاصی مشروط به گرفتن اجازه کتبی از سر دبیر می باشد