تماس با ما و ارسال مطلب

 

بازگشت به صفحه نخست

شیونی در خون

سیروس کفایی

به یاد دانشجویانی که در کوی دانشگاهها قربانی دین وسرکوب سرمایه جمهوری اسلامی  ایران شدند ......عاشقانی که یک بغل خون ،دو سبد بوس و چند بغل شیون دارند....
و یا به یاد زن آبستنی که امروز در اعتراضات خیابانی ،شکمش، مورد هدف آگاهانه مزدوران ج ا ایران قرار گرفت تا مادر و بچه در شکم کشته شوند ....ویا به یاد .........

 

آنچه بر از دست دادگانم عزیز می دارم
صحت و سقم شلیکهاییست که به پیشانیم
نزدیکتر میشوند...

دادا !
با این همه فرد من چه کنم؟

مرتفعین
همنشین پس و پیش منند...

پیش نویس را می گویم :
من خودم دیدم !
من زمینی دیدم
که از هر سو
پا به فراری می داد...

دادا !.....دادا!
من خودم دیدم!
من آبستنی دیدم
بچه اش
در شکمش تیر خورده بود !!

با این همه فرد من چه کنم ؟
دادا!

پس نویس را می گویم :
من خودم دیدم !
من موازات طلبی دیدم
زمینی
به دو پایی می بست...

دادا ! دادا!
رونویس را میگویم :
من خودم دیدم !
من خروشی دیدم که فریاد میزد :
بسیجی !...بسیجی ! توپ،تانک،مسلسل دیگر اثر ندارد !!

دادا!
من خودم دیدم !
من خودم دیدم!
من نفسهایی دیدم در این کوی و در آن شهر
چند بغل ماه و یک صدا
آفتاب دارند...

دادا !
بنویسم
من خودم دیدم !
من دست رسانی دیدم
که رفیقی را
که رفیقی

که........

 

چاپ کنید

بازگشت به صفحه نخست

تماس و ارسال مطالب تماس با سردبیر درباره ما