
اي دوست وقت خفتن و خاموشي ات نبود
سوگ سرود استاد برای سرو آزاد وطن پرویز مشکاتیان
شفیعی کدکنی

اي دوست وقت خفتن و خاموشي ات نبود
...
وز اين ديار دور فراموشي ات نبود
تو روشنا سرود وطن بودي و چو آب
با خاک تيره روز هماغوشي ات نبود
ميخانه ها ز نعره تو مست مي شدند
رندي حريف مستي و مي نوشي ات نبود
دود چراغ موشي دزدان ترا چنين
مدهوش کرد و موسم خاموشي ات نبود
سهراب اضطراب وطن بودي و کسي
زينان به فکر داروي بيهوشي ات نبود
در پرده ماند نغمه آزادي وطن
کانديشه جز به رفتن و چاوشي ات نبود
در چنگ تو سرود رهايي نهفته ماند
زين نغمه هيچ گاه فراموشي ات نبود
اي سوگوار صبح نشابور سرمه گون
عصري چنين سزاي سيه پوشي ات نبود