دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

وجود حاضر و غایب

شاعر شفیعی کدکنی (م.سرشک)

 

چشمم به روی بیشه و
دریاچه بود و ابر
  و خوشه های خیس اقاقی ها
  و روشنای آب که قلبم را
در هرم آفتاب نشابور
طفلان
منتظر
در کوچه ای محاکمه کردند
قلبم برهنه شد
  آنجا به روی خاره و خارا
  در تیز تاب دشنه ی خورشید
  با واژه واژه پرسش آنان
قلبم برهنه شد
  از خویش رفته بودم
باران نزم و ریز فرو می ریخت
بر بازوان سبز علف ها
  و گیسوان خیس خزه ها
بر
سطح پر تبسم امواج آب و
  من
در هرم آفتاب نشابور
  آتش گرفته بودم

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست