روشنگری در مورد استعفاء خانم فریبا مرزبان

 

بنا به درخواست برخی از دوستداران کانون نویسندگان، مبنی بر آگاهی دادنِ به افکار عمومی در رابطه با توهمات و ابهامات ناشی از انتشار اینترنتی نامه یکی از اعضاء پیشین کانون، موارد زیر را جهت روشنگری به آگاهی می رسانیم. اگر چه بر این باوریم که در شرایط کنونی همه توانایی ها و امکانات باید بر روی مسائل مهمی از جمله دفاع از آزادی بیان و حقوق انسانی و هم صدایی و هم یاری با یاران در داخل میهنمان متمرکز باشد و جدل هایی از نوع آنچه که طی سال ها زخم آن بر پیکر جامعه سیاسی و فرهنگی ما برجای مانده، دامن نزده و از آن دوری جوییم. در پاسخ، ناگزیر می گوییم:

 

خانم مرزبان، حدود یک سال پیش، طی نامه ای از کانون استعفاء کرد ولی آن را انتشار علنی نداد. اما اکنون معلوم نیست چرا پس از گذشت بیش از یک سال، آن را در سایت های اینترنتی منتشر می کند؟! طبیعتا حق هر عضوی است که عضویت و یا استعفاء خود را علنی منتشر سازد و یا فقط به اطلاع اعضای کانون برساند. زیرا عضویت در کانون نویسندگان ایران (در تبعید) و جدایی از آن امری آزادانه و داوطلبانه و آگاهانه است.

 

ما قصد جواب گویی به انبوه تهمت ها و افتراهای مرزبان به کانون و اعضای آن را نداریم. زیرا به لحاظ حقوقی و اخلاق انسانی، فرهنگی و اجتماعی هر کدام از این تهمت قابل پیگیری هستند. قصد ما این است که در این مورد، مسایلی را که مرزبان مبهم و غیرواقعی به کانون نسبت داده است روشن کنیم. قبل از همه بسیار متاسفیم که خانم مرزبان در این حمله غیرعادلانه و خصمانه خود به کانون، به نام انسان شریف و مبارزی هم چون زنده یاد سعید سلطانپور متوسل شده است. در حالی که سعید در آن دوره ای که کانون نویسندگان ایران (در تبعید) تشکیل می شد نه در خارج بود و نه بنیان گذار آن (در تبعید).

 

1- اعضای انجمن قلم ایران (در تبعید)، واحد لندن، تصمیم گرفته بودند که مراسمی را در ماه نوامبر 2006 به یاد جان باختگان راه قلم و آزادی در لندن برگزار کنند. اما در حال تدارک و برنامه ریزی این مراسم، به دلایل مشکلاتی که بین آن ها بروز کرد اعضای دیگر انجمن، حاضر به ادامه همکاری با خانم مرزبان نشدند. آن موقع خانم مرزبان، هم عضو کانون نویسندگان و هم عضو انجمن قلم ایران (در تبعید) بود.

 

وی با جمع مشورتی کانون (بهرام رحمانی، گلمراد مرادی و علی کامرانی) تماس گرفت و برای برگزاری این مراسم، درخواست کمک کرد. جمع مشورتی نیز بدون این که وارد اختلافات اعضای انجمن (واحد لندن)  شود (بسیاری از اعضای انجمن و کانون، عضو هر دو نهاد هستند) در حد امکانات ضعیف کانون به ایشان کمک مالی کردند، در حالی که  در سازمان دهی و برنامه ریزی آن هیچ گونه دخالتی نکردند. - هر واحد محلی کانون می تواند چنین مراسم هایی را با (مسئولیت و امکانات مالی خود) برگزار کند-.

 

2- خانم مر زبان در نشست همگانی کانون در برلین (حدود یک سال و نیم) مطرح کرد که در برگزاری مراسم لندن بدهکار شده است. مجمع به وی پاسخ داد که این مشکل را با اعضای کانون در واحد لندن حل و فصل کند. زیرا کانون هیچ صندوق مالی که به فعالیت واحدهای محلی اختصاص داده باشد، ندارد.

 

3- در روزهای 27 و 28 سپتامبر 2008 که نشست همگانی انجمن قلم در شهر ماینس آلمان برگزار شد این مساله دوباره مطرح گردید. به مجمع عمومی پیشنهاد شد هر یک از شرکت کنندگان این نشست داوطلبانه 20 یرو پرداخت کند تا هزینه مراسم لندن به  به خانم مرزبان  برداخته شود. تعدادی از شرکت کنندگان به این پیشنهاد جواب مثبت دادند و مبلغ جمع آوری شده نیز همان جا در اختیار وی قرار گرفت. در حالی که خانم مرزبان، در استعفا نامه اش به این دو مورد مالی که کانون و انجمن  مبلغی را بابت هزینه مراسم لندن به ایشان پرداخت کرده اند و احتمالا فقط بخش ناچیزی از آن باقی مانده که هیچ اشاره ای نکرده است.

 

بنابراین، تا آن جا که به مساله مالی برمی گردد، هزینه مراسم نوامبر 2006 در لندن به خود ایشان و همکارانش در برگزاری این جلسه مربوط است و هیچ ربطی به هیئت دبیران فعلی و یا جمع مشورتی دوره قبل کانون ندارد.

 

مجمع عمومی کانون حدود یک سال و نیم پیش در برلین، به آقای ستار لقایی، ماموریت داد که با اعضای کانون واحد لندن در این باره گفتگو کند. اعضای واحد لندن، به دلیل این که در برگزاری این مراسم با آن ها مشورت و هماهنگی نشده بود، حاضر به پرداخت این وجه نشدند. هزینه های این مراسم شامل کرایه سالن و پرداخت هزینه سفر یکی از اعضای کانون از آلمان بود.

 

خانم مرزبان در پاراگراف دوم استعفا نامه خود، بدون هیچ مدرکی به کانون و اعضای آن اتهاماتی وارد کرده است که بسیار غیرمسئولانه  و غیراخلاقی است. در هر صورت ما از انگیزه ای وی، در این مورد بی خبریم!

 

جایز نیست بر اساس اختلافات شخصی با بعضی از اعضای ِیک نهاد فرهنگی و اجتماعی، تمامیت آن نهاد را مورد اتهام و حمله  قرار داد.

 

این نوع اقدام غیرمسئولانه و غیرواقعی، به غیر از این که دشمنان کانون و به ویژه حکومت اسلامی آزادی کش و جنایت کار را خوشحال کند به نفع هیچ انسان مبارز، عدالت جو و آزادی خواهی نیست.

 

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)

25 اکتبر 2008

 

 

kanoon_dt@yahoo.com

www.iwae.org

 

 

 

 

 

متن استعفا نامه خانم مرزبان:

 

اعلام استعفاء از کانون نويسندگان ايران در تبعيد

فريبا مرزبان


به هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران در تبعيد،

بدون مقدمه و انشاء نويسی لازم می دانم دو موضوع را اعلام کنم:

1- در آخرين مجمع عمومی کانون نويسندگان که در شهر برلين و با حضور 14 نفر از اعضاء برگزار شد؛ آقای ستار لقايی تعهد کرده اند، هزينه باقی مانده که در اصل بدهی ايشان و دوستانشان محسوب می شود را طی يک هفته با اينجانب تسويه بفرمايند. اکنون با گذشت بيش از يک ماه و نيم هيچ پرداختی صورت نگرفته است. از کانون نويسندگان انتظار دارم در مدتی کوتاه، اقدام به پرداخت بدهی خود نمايند در غير اينصورت متن اين نامه به ضميمه آنچه در لندن و کانون، رخ داده است منتشر می شود از سوی من و چهره بيرونی خواهد گرفت؛ مسائل و مشکلات را علنی خواهم کرد.

2- کانون نويسندگان ايران با قدرت و اراده سعيد سلطانپورها حفظ و بقاء يافت؛ اکنون، از کانون جز تار عنکبوت چيزی نمانده است؛ به انضمام اينکه وجود رفتارهای ناشايست و اهانت بار، تنگ نظری، فرصت طلبی، توطئه، دروغ و معامله در آن حاکم است که نمی شود از آنها چشم پوشی کرد. با اين سطور رسماً استعفای خود را از کانون نويسندگان در تبعيد اعلام می کنم.

 

شاد و سربلند باشيد

فريبا مرزبان

11 شهريور ماه يکهزار و سيصد هشتاد و شش

 

 

www.perslit.com