پدر سوخته ی 2
ابراهیم باران
آنکه میخواستی، درفشان ، بیز تیز
هنوزم
آنچه میخواستم، وحشی رام، ماده پلنگ خوش کام
آآآی یادم بیآور، آخرین بار، کی بود که نگذاشتم گازم بگیری
..
انتظار
رفتنت ناگهانی بود
و سقوطم.
آمدنت شاید
همچون بهار
و قطره قطره گلبرگهای آلوچه
بر خاک یخیده انتظارم.
تا آخرین خبر
بهار همیشه باز آمد
و آلوچه دوباره گل داد.
|