تماس با ما و ارسال مطلب

 

بازگشت به صفحه نخست

«قمر با صدایش درد مردم را فریاد می‌زد!»
گپی با گیسو شاکری

قمرالملوک وزیری

گیسو شاکری هنرمند و خواننده ایرانی مقیم سوئد تا کنون آثار متعددی به انتشار رسانده که دو آلبوم اجرایی تازه از ترانه‌های قمرالملوک وزیری هستند. گفت‌وگویی با گیسو شاکری درباره ویژگی‌های قمر و اهمیت زنده نگهداشتن یاد او.

 

دویچه وله: دو آلبوم از آثار شما اختصاص دارد به قمرالملوک وزیری. یکی آلبوم «تا به کی خموشی» که در گذشته منتشر کرده بودید و یکی هم آلبومی که مدتی پیش منتشر کردید. این آلبوم دربرگیرنده‌ی شش‌ تصنیف قدیمی است که با صدای قمر اجرا شده بودند. شما در گزینش ترانه‌ها سعی کردید تصنیف‌هایی را انتخاب بکنید که معروف‌اند یا این که خود شما علاقه‌ی خاصی به آنها دارید؟

 

گیسو شاکری: در گزینش ترانه‌ها باید به نکته‌ای اشاره کنم: اکثر ترانه‌هایی که قمر‌الملوک وزیری در آن دوران اجرا کرد، ترانه‌های اعتراضی بودند. او با شعرا و آهنگسازهایی کار می‌کردند که اینها خب همه هنرمندان معترض دوره‌ی خودشان بودند. بنابراین اکثر شعرها شعرهایی‌ست که بازگوکننده‌ی حال کنونی ما است و خب، من اینها را انتخاب کردم. سه کار اول را که در «تا به کی خموشی» اجراء کردم، دو کار مربوط به زنان است و یک کار به نام نوع بشر. همان طور که گفتم، چون من خودم را یک آوازخوان معترض تبعیدی می‌دانم و هستم، این است که سعی می‌کنم در انتخاب اشعارم خیلی دقت بکنم و اینها را به این علت انتخاب کردم.

 

دویچه وله: شما با این آلبوم فقط قصد داشتید یاد قمرالملوک وزیری را زنده نگهدارید یا این که واقعاً انگیزه‌ی دیگری هم داشتید؟

 

 گیسو شاکریگیسو شاکری: انگیزه‌های مختلفی پشت این کار بود. طبیعتا زنده نگهداشتن یاد قمرالملوک وزیری، به خاطر این که نقش قمر در تاریخ موسیقی و هنر ما یک نقش بسیار برجسته است. در آن دوره قمر اولین زنی بود که بدون حجاب به روی صحنه رفت و برنامه اجراء کرد و این کاری بود که واقعاً یک جرأت و شهامت خارق‌العاده می‌خواست. قمر صدایش و هنرش را واقعاً در خدمت مردم گذاشته بود و نه در خدمت حکومت حاکم. او سعی کرد با صدایش درد مردم را واقعاً فریاد بزند. و انتخاب این ترانه‌ها همان طور که اشاره کردم این چند انگیزه را داشت: زنده نگهداشتن یاد قمر، زنده‌نگهداشتن یاد شعرا، آهنگسازهای معترض و برجسته‌ای که در آن دوره واقعاً جانش را حتا برخی‌شان بر سر این کار گذاشتند.

 

دویچه وله: این تصنیف‌ها خب با اجراهای دیگر هم وجود دارد، چه با صدای شجریان، مرضیه یا هنرمندهای دیگر. تا چه اندازه این اصلاً مشغله‌ی ذهنی شما بوده که این تصنیف‌ها را با حال و هوای متفاوت ارائه بدهید؟ یک عنصر و بعد تازه‌ای به آن اضافه کنید؟

 

گیسو شاکری: تنظیم این کارها با بقیه‌تنظیم‌هایی که شده، به نوعی کمی متفاوت است. البته تفاوت‌های دیگری هم وجود دارد، برای نمونه وقتی ترانه‌ی «مرغ سحر» را می‌خواندیم که شعرش از استاد ملک‌الشعرای بهار است و آهنگش از استاد نی‌داود، همیشه این ذهنیت بود که فقط «مرغ سحر» است، این ترانه مرغ سحر است. ولی ترانه یعنی شعر «مرغ‌سحر» از دو بند تشکیل شده است که بند دوم آن به نام «مرغ حقیقت» است که تا بحال هیچ کس آن را نخوانده بوده یا اگرهم خوانده، با تمام تحقیقاتی که من کردم وسالیان سال است که مشغله‌ی من این کارهاست، کسی آن را اجراء نکرده بود. این شعر شعری بسیار زیبا و خب در دوره‌ی خودش هم خیلی رادیکالتر از «مرغ سحر» بوده و به نوعی هم اصلاً این بخش سانسور شده است. من در تمام طول این سال‌ها هرجا برنامه‌اجراء کرده بودم، این بخش از «مرغ سحر» را هم خوانده بودم و خب در این مجموعه این را انتشار دادم. برای این که این کار ثبت شود، بماند، از بین نرود و فراموش نشود. نکته‌ی دیگر این که شعر دیگری را که خواندم به نام «ز من نگارم» که قسمت‌هایی از این شعر را بعضی از هنرمندانی که اجراء کرده‌اند اصلاً نخوانده‌ا‌ند یا اگر خوانده‌اند، شعر را تغییر داده‌اند. یعنی جایی که می‌گوید: جز انقلاب و جز استقامت/ وطن علاج دگر ندارد، این بخش یا خوانده شده است «جز انتظام و جز استقامت» و یا «جز انتظار و جز استقامت» و آن مصرع اصلی خوانده نشده است. یا بعضی از کسانی که اجراء کرده‌اند، بخش آخر آن را، بیت آخر آن را هم نخوانده‌اند که: ز هر دو سر بر سرش بکوبند/ کسی که تیغ دو سر ندارد. این که این اجراء هم کامل است و عین شعر است، دقیقاً شعر را من اجراء کردم.

 

دویچه وله: ترتیب ترانه‌ها در این مجموعه آیا دلیل خاصی داشت که اینها را پشت سر هم به این شکل چیده‌اید، مثلا: «عمر حقیقت» ترانه‌ی اول است و «مرغ سحر» ترانه‌ی پنجم؟

 

گیسو شاکری: دقیقا. اول قصد داشتم «مرغ سحر» را به عنوان ترانه نخست بگذارم. بعد فکر کردم که هدف من از این کار این است که این ترانه‌، یعنی بخش دوم شعر «عمر حقیقت» زنده بشود. این است که «عمر حقیقت» را اولین قطعه کار گذاشتم. باز تصمیم داشتم «مرغ سحر» را در پایان آلبوم بگذارم ولی بعد فکر کردم که معمولاً وقتی آدم سی.دی را گوش می‌دهد، یا اولی را زیاد گوش می‌دهد یا آخری را. به همین خاطر «ز من نگارم» را به عنوان قطعه پایانی آلبوم انتخاب کردم که شعرش گاهی اوقات یا تحریف شده یا اصلاً حذف شده است.

 

مصاحبه‌گر: شهرام احدی

تحریریه: رضا نیکجو

 

 

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4542984,00.html

چاپ کنید

بازگشت به صفحه نخست

تماس و ارسال مطالب تماس با سردبیر درباره ما