تماس با ما و ارسال مطلب

 

بازگشت به صفحه نخست


بنان- استاد روح الله خالقی

 

سیری در برنامه گلها
«بهروز مبصری »
سال های سال است که نغمات برنامه گلها به صورت یک خاطره قوی به نسل امروز، انتقال یافته است

داود پیرنیا
مبتکر این برنامه ، مرحوم زنده یاد داوود پیرنیا بود که با تلاش بسیار ، اثری ماندگار از خود به یادگار گذاشت ، به طوری که امروز ملاک و مصدر بسیاری از هنرمندان شعر و موسیقی است بسیاری از هنرمندان و پژوهشگر ان شعر و ادب پارسی ، سند نوای ساز و آواز و یا فلان قطعه شعر را در برنامه گلها جست و جو می کنند .
مرحوم پیرنیا بسیاری از اهل ادب را که گرایش به موسیقی نیز داشتند، با اندیشه بلند خود، به برنامه گلها آورد و اثری را از این هنرمندان ضبط و به یادگار باقی گذاشت. از آن جمله، بزرگ مرد ادب پارسی عماد خراسانی است که در برنامه برگ سبز شماره 20 ، به نوازندگی تار پرداخته و خود نیز در دستگاه شور ، شعرش را با آواز خود خوانده است .
او در برنامه گلهای صحرایی ، اشعار و ترانه های محلی مناطق مختلف کشور را ضبط کرد، که یادگاری ارزنده از موسیقی نواحی است و می توان در آن به اشعار و ترانه های شیرازی اشاره داشت، که با صدای گرم دکتر عفیفی در برنامه گلهای صحرایی اجرا شد .
در این مقاله از شاخص برنامه گلها، صدای خانم روشنک یاد می کنیم، که اشعار را به خوبی بیان می کرد و باعث شد که بسیاری از شنوندگان ، مجذوب اجرای صحیح کلمات در دکلمه ایشان بشوند و صحیح خواندن اشعار را یاد بگیرند.هم چنین بررسی تفکر و اندیشه پیدایش چنین برنامه ای و اولین های آن برنامه ها که در برخی مصاحبه ها از خود به یاد گار گذاشته اند سخن خواهیم راند
مرحوم پیرنیا در مصاحبه ای چنین می گوید :
« معانی و مفاهیم، وقتی با بیانی لطیف ادا شد، بر دل می نشیند و هرگاه در قالب نظم در آید و موزون گردد، آن می شود که شعرش می نامیم و این از عهده بشری که تمدنش از نظر معنوی به درجات عالی نرسیده  باشد، ساخته نیست. شعر ما که از نظر کیفیت و کمیت در دنیا بی نظیر است نیز یکی از نمودارهای تمدن عمیق و ریشه دار ایران است و من شناساندن این گونه مظاهر تمدن و مفاخر هنر ایران را افتخاری بزرگ می دانم و به قدری به این کار علاقمندم و برای ان اهمیت قائل هستم که از هر آنچه غیر آن است ، بگسسته ام و به آن دل بسته ام و تا زمانی که بتوانم به گلها، خاصه گلهای ایران عشق می ورزم ، عشقی که تا به خاطر دارم در دل داشته ام و همواره در تزایدش دیده ام
در سال 1334 که به همکاری با رادیو دعوت شدم و طی مذاکره ای با دکتر پرویز عدل ، برنامه ای ادبی به نام گلهای جاودان را پیشنهاد کردم ، وسایل کار تا حدودی که وضع آن روز اداره تبلیغات اجازه می داد ، فراهم گردید .
اولین برنامه گلها با همکاری آقایان عبادی ، بنان ، صبا و عبدالعلی وزیری به مدت 10 دقیقه با مختصر گفتاری از حافظ با این ابیات شروع شد :
سلامی چو بوی خوش آشنایی
بدان مردم دیده روشنایی
درودی چون نور دل پارسایان
بدان شمع خلوتگه روشنایی
نمی بینم از همدمان هیچ بر جای
دلم خون شد از غصه، ساقی کجایی
این غزل آمیخته با آهنگی بود، اثر استاد علینقی وزیری و منظور من از حیث تطبیق آهنگ و شعر کاملاً تامین بود
دومین برنامه به مدت 10 دقیقه با این رباعی ، که اقای تقی روحانی به سبک انشا خواند ، آغاز شد
در آتش خویش چون همی جوش کنم
خواهم که تو را دمی فراموش کنم
گیرم جامی که عقل خاموش کند
در جام درآیی و تو را نوش کنم
و در پی آن ، غزل مشهور مولانا با آوای بنان پخش شد
من مست و تو دیوانه
ما را که برد خانه
صد بار تو را گفتم
کم خور دو سه پیمانه
ضمن همین برنامه بود که تعلق دیوان شمس تبریزی به مولانا خاطر نشان گردید .
در سومین برنامه ، از سعدی و چهارمین برنامه از عراقی
- که جز نزد خواص معروف نبود - وقتی چند بیت به سمع شنوندگان رسید، ارزش این شاعران عرفانی بر همگان معلوم گردید
همه شب بر آستانت شده کار من گدایی
به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهی
سربرگ گل ندارم، ز چه رو روم به گلشن
که شنیدام ز گلها همه بوی بی وفایی
به کدام ملت است این، به کدام مذهب است این
که کشند عاشقان را که تو عاشقم چرایی
من همیشه به یاد دورانی که افتخار خدمت به ادبیات ایران نصیبم شد ، هستم و به طبع سیمای هنرمندان ارجمندی که با من همکاری داشتند، در دل و دیده ام جلوه گر است
امروز از اقایان احمد عبادی و جواد معروفی سپاسگزارم که عنایت فرموده ، سرافرازم داشته اند و نغماتی به یادگار نواخته اند. نغماتی که همیشه با گوش جان شنیده و خواهم شنید .

استاد بنان و همسرش
تفکر اندیشه نام گلهای جاودان و گلهای رنگارنگ و انتخاب چنین نامی برای این برنامه را مرحوم استاد بنان در مصاحبه ای چنین می گوید :
« سال ها بود که در رادیو می خواندم، اما در ان زمان برنامه ای به نام گلها نبود. یک روز آقای پیرنیا مجله ای را به نام «  گلهای رنگارنگ » که متعلق به یکی از دوستان من بود ، دید و از نام آن مجله برای این برنامه اقتباس کردند .

بنان-ارکستر رادیو ایران
گلهای رنگارنگ ، تعداد 571 برنامه
مرحوم پیرنیا این برنامه را از شماره 100 شروع کردند که در واقع 471 برنامه است اولین برنامه گلهای رنگارنگ با همین نام با صدای خانم اشرف السادات مرتضایی ، ویلن استاد تجویدی، تار شاپور حاتمی و ضرب مرحوم عمیدی است .
مرحوم استاد تجویدی از ضبط اولین برنامه گلهای رنگارنگ چنین می گوید: « در ان موقع بیشتر اهنگ هایی که از رادیو پخش می شد، غیر از برنامه ای که انجمن موسیقی داشت ، به وضع فلاکت باری افتاده بود، خوانندگانی که شایستگی خواندن نداشتند، غالباً ضمن اینکه در برنامه شرکت می کردند، ارکسترها هم به نام انان بود. البته در میان آنها خوانندگان خوبی هم پیدا می شد
یادم می آید که در ان زمان اساتیدی نظیر صبا و محجوبی بسیار دلسرد شده بودند و تقریباً اوضاع به این شکل بود که انگار آن ها را کنار گذاشته اند .
روزی در یکی از راهروهای رادیو با آقایی برخورد کردم که مرد محترم و جاافتاده ای بود ایشان ضمن ملاطفت به بنده گفتند : آقا نمی خواهید با برنامه جدید همکاری کنید، گفتم : کدام برنامه ؟ ، گفتند: «برنامه گلها » گفتم: من هنوز نشنیده ام ، درست هم می گفتم، چون یکی دو هفته بود که برنامه گلها شروع به کار کرده بود .
این مرد بزرگوار که داوود پیرنیا نام داشت خدا بیامرزدش ، مرا سخت تحت تاثیر قرار داد و همان روز عصر آمدم نزد ایشان  و قطعه ای را نواختم ، چند روزی از این ماجرا گذشت و من ایشان را ندیدم ، ولی در برنامه ، ساز من توام با اشعاری دلچسب پخش شد .
از ان موقع به بعد تصمیم گرفتم شخصا با این برنامه بیشتر همکاری داشته باشم و بعد مجدداً آقای پیرنیا را دیدم و پیشنهاد کردم که ما یک ارکستری داشته باشیم مرحوم پیرنیا ارکستری درست کرد با شرکت بنده ، استاد صبا ، محجوبی ، وزیری تبار ، حسین تهرانی و آقای مجد .
به هر حال یادم است قطعه ضربی را ساخته بودم و این ارکستر اجرا کرد تصمیم گرفتم که برای این برنامه آهنگی تهیه کنم اولین اهنگی که تهیه کردم، روی یکی از اشعار وحشی بافقی بود که خانم خاطره پروانه آن را خواند و فوق العاده مورد توجه قرار گرفت و مرحوم صبا هم فوق العاده مرا تشویق کرد
اما عرض کنم که اولین اجرا در برنامه گلها رنگارنگ در ماهور و آهنگی است منسوب به شیدا، به نام صورتگر نقاش چین .
اصل این آهنگ در چهارگاه است ولی در ماهور هم منتقل کرده اند وقتی که این اهنگ را آوردند  بنده مقدمه ای برایش ساختم و ان را با تار شاپور حاتمی، ضرب مرحوم مجیدی و ساز بنده اجرا کردیم که به عنوان اولین برنامه گلهای رنگارنگ اجرا شد. در اینجا لازم است یادی کنم از زحمتی که روح اله خالقی برای برنامه گلها کشیدند و تنظیم اهنگ های عارف و شیدا را برای این برنامه ، انجام دادند .

یک شاخه گل ، تعداد 465 عدد
اولین برنامه یک شاخه گل با صدای خانم آذر(حنانه) ، سنتور استاد پایور و ویلن مرحوم استاد صبا، با دکلمه شعر ، توسط خانم پرینان اجرا شد
شعری که دکلمه شد :
امروز امیر در میخانه تویی تو
فریادرس ناله مستانه تویی تو
مرغ دل ما را که به کس رام نگردد
آرام تویی ، دام تویی، دانه تویی تو
و یک تصنیف نیز در ماهور با صدای خانم اذر اجرا شد که تصنیفی قدیمی است و بعدها با صدای محمدرضا شجریان مجدداً اجرا شده است

برگ سبز ، تعداد 312 عدد
اولین برنامه با صدای مرحوم سیدجواد ذبیحی، و نی استاد کسائی و تار استاد جلیل شهناز بود دلیل درست شدن نام برگ سبز را مرحوم ذبیحی چنین می گوید :
« از آنجایی که خود جناب داوود پیرنیا  از ارادتمندان خاندان ولایت بودند و به دلیل این که خود من نیز از سادات هستم، جناب پیرنیا این اسم  را برای این برنامه انتخاب کردند »
برگ سبز در شب های جمعه پخش می شد اولین برنامه همه با نی استاد کسائی و استاد جلیل شهناز بود در سه گاه که من نیز اشعار مثنوی را می خواندم صدای ذبیحی را سازی همراهی نمی کرد، بلکه پس از خواندن قطعاتی اجرا می شد، اولین برنامه هم با شعری از هاتف اصفهانی اجرا شد .
مرحوم پیرنیا می خواست که اسم این برنامه را برگ سبز بگذارند، زیرا این برگ سبز از آن برگ سبزهایی است که هیچ وقت زرد نمی شودو صدای خانم روشنک در اخر برنامه می گفت: « برگ سبزی است تحفه درویش »
گلهای صحرایی ، تعداد 62 عدد
اولین اجرای این برنامه با صدای انوشه بود ( نویسنده دچار اشتباه شدهٰ چون انوشه از شماره 47 شروع کرده و اولین برنامه را خانم سیما بینا اجرا کرده )که او در این باره چنین می گوید : « همکاری ام را با رادیو از سال 1336 شروع کردم . اهل شیراز هستم و نام اصلی من عفیفی است، علت این نام مستعار، شغلم بود که فاصله زیادی با هنر داشت.اصلاً هم خیال نداشتم که یک روزی در رادیو بخوانم. با دوستی دیرینه ای که با مرحوم پیرنیا داشتم و اصرار بیش از حد ایشان و علاقه خودم مبنی بر اینکه آهنگ های شیرازی یک جایی باید ثبت بشود این کار را به بهترین شکلی که امکان داشت، انجام دادم و یک نواری در منزل تهیه کردم و به خدمت جناب پیرنیا دادم که گوش بدهد و هر کسی را که مستحق می داند، و آن ها را با موسیقی اجرا کند در این نوار تمام آهنگ های شیرازی را خواندم و ضبط کردم . مدتی گذشت که شنیدم یکی از آهنگ ها پخش شده است جناب اقای پیرنیا گفتند که بهتر از خودت کسی نیست و بعد رفتیم به رادیو، اولین برنامه گل های صحرایی اهنگی است شیرازی که در مایه لری منطقه فارس است و با این شعر شروع می شود :
راه رفتنت واویلا
خندیدنت واویلا
رقصیدنت واویلا
راه رفتنت، خندیدنت، میان دشت رقصیدنت واویلا
بوای بوام سوزانده
آسمان به ان گپی گوشه اش نوشته
هر کی یارش خوشگله جاش تو بهشته
دومین برنامه ، با ویلن پرویز یاحقی و سنتور ورزنده بود که بلال بلالم نام دارم شعرش این است :
ایوای بالام بند او بالام بند
به چتر یارم اشرفی بند
بلال بلالم بالال بالم
دلبر خداحافظ ، بکن حلالم
در برنامه گلهای صحرایی تا آنجا که یادم می آید خانم سیما بینا که تازه از برنامه کودک به برنامه گلهای صحرایی آمده بود و خانم غزال، روح انگیز، روح بخش ، خانم فتانه ، مرحوم داریوش رفیعی و چند نفر دیگر که یاد م نیست شرکت داشتند
نام مستعار انوشته ، اسم پسرم است که بدین نام در برنامه گلهای صحرایی می خواندم .

گلهای جاویدان ، تعداد 157 عدد
زمان برنامه 45 دقیقه بود که معمولاً با ارکسترهای عالی انجام می شد ، بیشتر برنامه های استاد بنان در این برنامه بود و از نظر ارزش کار بالاتر از همه برنامه گلها قرار داشت از اولین برنامه آن اطلاعاتی کامل به دست نیامد، اما شواهد چنین نشان می دهد که اولین برنامه یا آواز از استاد بنان بوده است .
بسیاری از مردم ایران برنامه گلها را با صدای خانم روشنک که اشعار را به درستی دکلمه می کرد، می شناسند و تاثیر گویش ایشان در فراگیری اشعار ادبیات فارسی برای مردم هم چنان در اذهان، به عنوان یک خاطره قوی باقی مانده است
کم نیستند کسانی که درست خواندن اشعار بزرگان ادب پارسی را از ایشان در وقت دکلمه برنامه گلها یاد گرفته اند
از خصوصیات گویش ایشان ، فهم معنی و ادراک صحیح مفاهیم شعری از نظر جمله بندی و زمان بندنی است که با دستگاه موسیقی تطبیق می کند .
مثلاً اگر قرار بود برنامه ای در مایه دشتی اجرا گردد، اشعار را محزون و غم انگیز و خسته می خواند و اگر قرار بود در ماهور اجرا شود اشعار را با یک هیجان و نشاط و شادی اجرا می کرد در میان مردم، یک شعر بیش از باقی اشعار ، باقی مانده است .
به چه کار آیدت ز گل طبقی
از گلستان من ببر ورقی
گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد
اولین گویندگان بانو در برنامه گلها، خانم کوکب پیرنیان ، روشنک، آذر پژوهش ،فخری نیکزاد و ... بودند .

روشنک
خانم روشنک در مصاحبه ای در سال 1354 چنین می گوید :
«نام اصلی من صدیقه سادات رسولی است در سال 1327 ، با سمت گویندگی وارد خدمت رادیو شدم و تا سال 1334 در قسمت های مختلف رادیو گویندگی می کردم .

مستعان
زمانی که می خواستم وارد رادیو شوم ، 81 نفر جهت گویندگی شرکت کرده بودند که از میان آنان قبول شدم کسانی که از من امتحان گرفتند : مرحوم سعید نفیسی ، حسینقلی مستعان، حسین زاهدی، مرحوم صبحی و چند نفر دیگر هم بودند که الان یادم نیست مرحوم پیرنیا از برنامه سوم گلها مرا دعوت به همکاری کردند .
نام روشنک را هم ایشان برایم انتخاب کرد و اولین شعری را که در برنامه گلها خواندم ، این بود :
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
شب که خورشید جهان تاب، نهان از نظر است
طی این مرحله با نور مهی باید کرد
از خاطراتم این است که گاهی که از رادیو بیرون می امدم ، جوانان علاقه مندی در بیرون رادیو بردند که از من خواستند اشعاری را که در برنامه گلها می خوانم ، برایشان بنویسم . ولی همیشه به دلیل جوان بودن آنها این شعر را برایشان می نوشتم .
نخست موعظه پیر می فروش این بود
که از معاشر ناجنس احتراز کنید
اما حالا پس از گذشت چند سال اگر قرار باشد مطالبی بنویسم، این شعر را هم اضافه می کنم
از امروز کاری به فردا نماند
چه دانی که فردا چه آید زمان »

هوشنگ ابتهاج
برنامه گلها اول به صورت گلهای رنگارنگ، گلهای جاویدان ، یک شاخه گل ، گلهای صحرایی و برگ سبز بود اما پس از فوت مرحوم پیرنیا در سال 1350، هوشنگ ابتهاج به سرپرستی برنامه گلها در آمد او خود در مصاحبه ای می گوید :
« به خوبی از دشواری های کار با خبر بودم، می گفتند عمر گلها به سر آمده و ذخیره گرانبهایی که از اهنگ ها و ترانه ها داشتیم مثل ساخته های عارف و شیدا همه مصرف شده است و هنرمندان بزرگی مانند صبا ، خالقی و محجوبی دیگر در میان ما نیستند وهنرمندانی مثل ادیب و بنان کناره گرفته اند. از طرفی دیگر موسیقی بازاری گوش ها را پر کرده بود. من این کار قبول کردم ، زیرا به زندگی هنر و زایندگی هنر اعتقاد دارم
امیدم این بود که هنرمندان شایسته ای مثل جواد معروفی ، علی تجویدی ، کسائی ، عبادی، شهناز ، بدیعی ، خرم و بسیاری دیگر از همکاران ، یاری با برنامه گلها را شروع و ادامه به کار دهند، خوشبختانه اغلب این آقایان با برنامه همکاری داشته اند و امیدم این است که این آتش افسرده دوباره باهمت و هنر این عزیزان زنده گردد .
بعضی از این هنرمندان بی دریغ همکاری کردند و بعضی دیگر مشکلاتی داشتند که امیدوارم رفع گردد. آقایان معروفی و شهیدی که یادگار دوران سابق گلها هستند و آقای شجریان که بیشتر به دوره دید تعلق دارد همکاری مستمر و بسیار با ارزشی را با برنامه گلهای تازه دارند .
از لحاظ فرم ، همه انواع برنامه گلها ، مانند گلهای رنگارنگ، گلهای جاویدان، یک شاخه گل، برگ سبز و گلهای صحرایی را با هم آمیختیم و نام گلهای تازه را برای این برنامه انتخاب کردیم در همین مدت کوتاه کارهای ما زیاد بی توفیق نبود، از جمله شعرهایی که در این برنامه به کار بردیم، جز چند شعر که متاسفانه از اشعار خود من بود باقی اشعار ، خیلی خوب و از استادان شعر فارسی است امیدوارم با طرحهای جدیدی که سرپرست محترم سازمان رادیو و تلویزیون برای رفاه و تشویق هنرمندان موسیقی ایرانی دارند ، برنامه گلها ان تازه ای بگیرد و بیش از پیش دوستداران شعر و موسیقی ایرانی را خوشنود کند .
پروین دولت آبادی ، در سوگ مبتکر برنامه گلها، داود پیرنیا چنین می سراید :
با نای دل حکایت هجران او کنید
با چنگ جان حدیث غمش مو به مو کنید
گلهای جاودانه شعر و سرود را
بر گور او فشانده و می در سبو کنید
داوود نغمه پرور سحر آفرین کجاست؟
او را به شهر شعر و طرب جست و جو کنید
در چشمه ساز نغمه جوشان او مدام
ای خون دلان به اشک دمادم وضو کنید
در دامن هنر، گل صحرایی اش شکفت
تا عطر آشنایی  از آن نغمه بو کنید
آورد او به خلوت خاصان چراغ را
لب بستگان درد از او گفت و گو کنید
بالانشین مصطبه عشق و حال بود
حالی چنان که رفت، بر او آرزو کنید
آن جان ناز پرور و غم خسته را مگر
در رود رود شور و نوا جست و جو کنید
داوود رفت و طرفه مزامیر او بماند
با نای دل حکایت هجران او کنید
امید است دست اندرکاران صدا و سیما که مدتی است به تقلید از برنامه گلها به نوعی همان سبک و سیاق را به نگاه امروزی ادامه می دهند قدری به عمق مسئله هم بپردازند و بتوانند با دیدی کارشناسانه و به دور از تنگ نظری و یک سونگری ، برنامه ای را تدوین نمایند که در اصل ادامه دهنده همان راه باشد تا برنامه گلها که همیشه به عنوان یک برنامه فرهنگی تلقی شده و به یادگار مانده است ، با همان نام و به نگاه امروزی ، نیاز جامعه را پاسخ بدهد .

 

 

برگرفته از :http://iranold.net/Singer/Variuos%20Singer/Archive%20Golha/Siri%20dar%20Barnameh%20Golha.htm

چاپ کنید

بازگشت به صفحه نخست

تماس و ارسال مطالب تماس با سردبیر درباره ما