تماس با ما و ارسال مطلب

 

بازگشت به صفحه نخست

یادواره ی گلچین گیلانی

يك دوروزي بيش گلچين نيست در جمع شما
يادش آريد اي عزيزان، چون كه او از دست رفت
شانزدهم ارديبهشت ماه۱۳۸۰ مصادف است با نخستين سالگرد فقدان استاد فرهيخته، شاعر، محقق، نويسنده و پژوهشگر نامدار معاصر استاد احمد گلچين معاني كه بيش از شصت بهار از عمر پربركت خود را در راه تحقيق و تأليف و تصنيف؛ نقد و بررسي در شناساندن ميراث جاويدان ادب پارسي؛ و شرح و حاشيه بر تذكره ها سپري نموده است .
استاد احمد گلچين معاني در هجدهم ديماه۱۲۹۵شمسي، در تهران، ديده به جهان گشود و در روز يكشنبه شانزدهم ارديبهشت ماه۱۳۷۹ پس از ۸۴سال زندگي سراسر علم و معرفت در شهر مشهد چشم ازجهان فروبست و پيكر مطهرش را پس از طواف در حرم مطهر حضرت علي بن موسي الرضا (ع) به شهر توس بردند و در مقبرة الشعراي خراسان در كنار آرامگاه سخن سراي نامي ايران حكيم ابوالقاسم فردوسي به خاك سپردند .
اين دانش مرد بزرگ نخستين شاعر و محققي است كه در مقبرة الشعراي توس به دل خاك سپرده شد .
گلچين در سال۱۳۱۳ خورشيدي پس از تحصيلات مقدماتي به استخدام وزارت دادگستري درآمد كه يازده سال دادستان انتظامي دفترداران و دفترياران و مدت پانزده سال در دادگاههاي بدوي و تجديدنظر مال الاجاره ها عضويت اصلي داشت .
در سال۱۳۳۸ كه از كارهاي اداري خسته شده بود. با سرودن قصيده يي به مطلع:
چند در ديوان نشستن، خيز و ديوان واگذار
نيستي ديوانه، ديوان را به ديوان واگذار
موافقت مسؤولان را جلب كرد. و به كتابخانه مجلس شوراي اسلامي (ملي سابق ) انتقال يافت و طي چهارسال به تأليف بخشي از فهرست مجموعه هاي خطي كتابخانه مجلس همت گماشت و در اسفندماه۱۳۴۲ بازنشسته شد. مرحوم گلچين معاني درحين خدمات پرمسؤوليت دولتي از سال۱۳۳۰ تا ۱۳۳۸ شمسي بعدازظهرها در كتابخانه ملي ملك نيز مشغول بود و در معرفي مجموعه هاي خطي نفيس و تنظيم فهارس كتابخانه اهتمام داشت .
در مردادماه۱۳۴۳ به دعوت نيابت توليت وقت آستان قدس رضوي ـ (مرحوم سپهبد امير عزيزي) ـ براي تنظيم فهرست كتب خطي كتابخانه آستان قدس رضوي به مشهد سفر كرد و دوازده سال كارشناس امور كتابخانه ها و مشاور فرهنگي نيابت توليت بود، كه ثمره آن علاوه بر تأسيس گنجينه قرآن و تأليف كتاب راهنماي گنجينه قرآن و كارهاي ارزشمند ديگر، تأليف پنج جلد فهرست كتب خطي كتابخانه آستان قدس است بدين ترتيب استاد احمد گلچين معاني مجموعاً ۲۵سال دركتابخانه هاي ملك، مجلس شوراي ملي و آستان قدس رضوي ضمن تحقيق و غور و بررسي در متون تاريخي و ادبي گذشته، آنچنان غرق در علم و ادب گرديد كه حاصل آن بيش از سي جلد كتاب و بيش از يكصدو پنجاه مقاله علمي و ادبي و فني است .
غير از اين آثار چاپ شده حواشي مفصلي كه در تصحيح اشتباهات تذكره نويسان نوشته است خود، كاري است عظيم كه درمقدمه ديوان وي چنين آمده است .
در سال۱۳۵۶ شوراي دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه فردوسي مشهد به پيشنهاد استاد گرانقدر مرحوم دكترغلامحسين يوسفي و با تأييد شوراهاي مربوطه صلاحيت علمي مرحوم گلچين معاني را براي تدريس در دوره هاي فوق ليسانس و دكتراي زبان و ادبيات فارسي تصويب كرد و استاد چندصباحي به تعليم و تربيت دانشجويان دانشكده مشغول شد. از جمله دروسي كه مرحوم گلچين معاني براي دانشجويان تدريس مي كرد چگونگي استفاده از نسخه هاي خطي فارسي، ادبيات عصر صفوي و فرهنگ نويسي فارسي بود .
آغاز شاعري و ورود به انجمن هاي ادبي تهران
گلچين معاني از سيزده سالگي در وادي شاعري وارد شد و در نوزده سالگي به عضويت انجمن ادبي حكيم نظامي درآمد و به سلسله استاد فقيد مرحوم وحيد دستگردي پيوست .
در مطبوعات
مرحوم گلچين معاني علاوه بر فعاليت هاي علمي وادبي و هنري و كارهاي تحقيقي شگرف، در خدمت مطبوعات نيز بوده اند و اشعار فكاهي، سياسي، انتقادي خود را به روزنامه هاي وقت و هفته نامه ها و ماهنامه ها با امضاي مستعار ارسال مي داشته اند .
مجموعه اشعار
مجموعه اشعار استاد گلچين معاني بالغ بر ده هزاربيت است كه قريب پنج هزار بيت آن شامل فكاهيات و اشعار سياسي و انتقادي واجتماعي است كه تحت عنوان اشعار عصري در پايان نخستين جلد از ديوان ايشان، چاپ سال،۱۳۶۲ صص۳۰۰ـ۳۳۲ (جمعاً ۴۵۰بيت) به عنوان نمونه آمده است و بدين ترتيب مجموع اشعار چاپ نشده استاد در حال حاضر بالغ بر شش هزار بيت است .
ديوان گلچين شامل غزليات ـ قصايد ـ تركيبات ـ مقطعات ـ مثنويات ـ رباعيات ـ مراثي و تواريخ ـ اخوانيات ـ مطايبات ـ فكاهيات و متفرقات است .
استاد گلچين به سبك عراقي بيشتر علاقه داشته اند و اين نكته در اشعار او مشخص است
مجدالدین میرفخرایی معروف به گلچین گیلانی
جزو نخستین گروه از شعرای سراینده ی شعر نو ایران است. وی در شهریور سال 1287 در شهر بارانهای همیشگی، رشت، در خانه ای نزدیک سبز میدان متولد شد . دبستان را در رشت و دوره دبیرستان را در مدارس سیروس و دارالفنون تهران  گذراند . در در دارالفنون شاگرد اساتیدی چون وحید دستگردی وعباس اقبال آشتیانی بود. هنوز دانش آموز بود که دو شعر از وی در مجله   «فروغ» رشت منتشر شد. در جلسات   «انجمن ادبی ایران » به سرپرستی شیخ الرئیس افسر شرکت می کرد. از سال 1307 اشعارش در مجله « ارمغان»   به سردبیری وحید دستگردی منتشر شدند .
 سال 1312 در آزمون اعزام دانشجو به اروپا پذیرفته  شد. نخست در فرانسه و سپس در انگلستان به ادامه تحصیل پرداخت. در زمان جنگ جهانی دوم و بسته شدن دانشگاههای لندن و متعاقب آن قطع کمک هزینه های تحصیلی برای امرار معاش به کارهای متفاوتی از جمله رانندگی آمبولانس و گویندگی فیلم‌ها و رادیو، ترجمه‌ی خبر و مقاله پرداخت. در سال 1947میلادی در رشته بیماری‌های عفونی و بیماری‌های سرزمین‌های گرمسیری، دکترای تخصصی گرفت و کار پزشکی را آغاز کرد . نیمی از عمرش در غربت گذشت و سه بار ازدواج کرد .
اشعارش در مجلات ادبی   «روزگار نو » ، « جهان نو » و « سخن» منتشر می شدند. در سالهای 1325-1320 اشعار ضد جنگ می سرود ، اما در مجموع آثارش کمتر سیاسی بوده و بسیاری از آنها متاثر از طبیعت زیبا و لطیف گیلان سروده شدند و به قول بعضی «شاعر باران» ماند. علیرغم دوری از میهن با تعداد زیادی از بزرگان ادب زمان تماس مستمر داشت. از جمله با محمدعلی اسلامی ‌ندوشن، ‌صادق چوبک، هوشنگ ابتهاج، ‌محمد زهری، مسعود‌فرزاد، محمد مسعود و پرویز خانلری .
 چندین دفتر شعر از وی منتشر گردیده که معروفترین شان   «برگ» ، « نهفته » ، « مهر و کین » و « گلی برای تو»   است. معروفیت گلچین با انتشار شعر   «باران» در مجله   «سخن »آغاز گردید و از شعر   «پرده پندار   » به عنوان اوج خلاقیت وی در عرصه شاعری نام می برند. نادر نادر پور درباره ی گلچین گفته است :
«سخنش، همچون سرود جاوید کودکی و جوانی، آهنگی شاد و سبکبار دارد»   .
 گلچین گیلانی در 29 آذر سال 1351 در لندن ، احتمالا در یک روز بارانی درگذشت .نسخه کامل شعر باز باران :
 باز باران
باز باران
 با ترانه
با گوهر های فراوان
می خورد بر بام خانه
من به پشت شیشه تنها
ایستاده :
در گذرها
رودها راه اوفتاده .
شاد و خرم
یک دوسه گنجشک پرگو
باز هر دم
می پرند این سو و آن سو
می خورد بر شیشه و در
مشت و سیلی
آسمان امروز دیگر
نیست نیلی  
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگل های گیلان :
کودکی دهساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک
از پرنده
از چرنده
از خزنده
بود جنگل گرم و زنده
آسمان آبی چو دریا
یک دو ابر اینجا و آنجا
چون دل من
روز روشن

بوی جنگل تازه و تر
همچو می مستی دهنده
بر درختان می زدی پر
هر کجا زیبا پرنده
برکه ها آرام و آبی
برگ و گل هر جا نمایان
چتر نیلوفر درخشان
آفتابی
سنگ ها از آب جسته
از خزه پوشیده تن را
بس وزغ آنجا نشسته
دمبدم در شور و غوغا
رودخانه
با دوصد زیبا ترانه
زیر پاهای درختان
چرخ می زد ... چرخ می زد همچو مستان

چشمه ها چون شیشه های آفتابی
نرم و خوش در جوش و لرزه
توی آنها سنگ ریزه
سرخ و سبز و زرد و آبی  
با دوپای کودکانه
می پریدم همچو آهو
می دویدم از سر جو
دور می گشتم زخانه  
می پراندم سنگ ریزه
تا دهد بر آب لرزه
بهر چاه و بهر چاله
می شکستم کرده خاله
می کشانیدم به پایین
شاخه های بیدمشکی
دست من می گشت رنگین
از تمشک سرخ و وحشی
می شنیدم از پرنده
داستانهای نهانی
از لب باد وزنده
راز های زندگانی
هرچه می دیدم در آنجا
بود دلکش ، بود زیبا
شاد بودم
می سرودم :
" روز ! ای روز دلارا !
داده ات خورشید رخشان
این چنین رخسار زیبا
ورنه بودی زشت و بی جان !
این درختان
با همه سبزی و خوبی
گو چه می بودند جز پاهای چوبی
گر نبودی مهر رخشان !
 روز ! ای روز دلارا !
گر دلارایی ست ، از خورشید باشد
ای درخت سبز و زیبا
هرچه زیبایی ست از خورشید باشد ... "
اندک اندک ، رفته رفته ، ابرها گشتند چیره
آسمان گردیده تیره
بسته شد رخساره خورشید رخشان
ریخت باران ، ریخت باران
جنگل از باد گریزان
چرخ ها می زد چو دریا
دانه های گرد باران
پهن می گشتند هر جا
برق چون شمشیر بران
پاره می کرد ابرها را
تندر دیوانه غران
مشت می زد ابرها را
 روی برکه مرغ آبی
از میانه ، از کناره
با شتابی
چرخ می زد بی شماره
گیسوی سیمین مه را
شانه می زد دست باران
باد ها با فوت خوانا
می نمودندش پریشان
سبزه در زیر درختان
رفته رفته گشت دریا
توی این دریای جوشان
جنگل وارونه پیدا  
بس دلارا بود جنگل
به ! چه زیبا بود جنگل
بس ترانه ، بس فسانه
بس فسانه ، بس ترانه
بس گوارا بود باران
وه! چه زیبا بود باران
می شنیدم اندر این گوهرفشانی
رازهای جاودانی ،پند های آسمانی
" بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا
زندگانی - خواه تیره ، خواه روشن -
هست زیبا ، هست زیبا ، هست زیبا ! "

با سپاس از همکار عزیز پرس لیت، اقای رضا بی شتاب که این مطلب را برای سردبیر فرستادند که نسبت به باز انتشار آن خودسرانه اقدام کرده ایم. برای یافتن مرجع یا منبع احتمالی جستاری انجام داده ایم که نشانی زیر را بعنوان یکی از نشانیها می آوریم تا از هر گونه سوء تفاهم برای خوانندگان پرهیز گردد.

پرس لیت

http://www.iran-newspaper.com/1380/800220/html/opinion.htm

چاپ کنید

بازگشت به صفحه نخست

تماس و ارسال مطالب تماس با سردبیر درباره ما