دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

باز هم یار به ما خشمِ گران می گیرد
گیل آوایی
نیمه شب 12ژانویه 2012


باز هم یار به ما خشمِ گران می گیرد
بهر آتش زدنِ ما سر وُ جان می گیرد

همه ی ما که زاندوه زمان خونین است
کودکی می کند وُ اشک نهان می گیرد

آه از این بازی پیرانه سرِ رابطه ها
کو چنین می کند وُ گاه چنان می گیرد

خصم ما می شود و راه رقیبان پوید
دل به دل می کندوُ دل توأمان می گیرد

چه شود باز چنین می کند این چرخ چموش
یار خطی کشد و خشم نشان می گیرد

غم فزون است و سبو نیست، فغان است مرا
ای دریغا که زغمها دلمان می گیرد

جای هر بوسه تو گویی غم دل کاشته است
که زهر بوسه دلا غم فَوَران می گیرد

ما فسردیم از این گاه چنین، گاه چنان
یار ما  همچو زمان هی نَوَسان می گیرد

شب ما ناله ی صد آهِ دل ماست، دریغ
بی وفا دلبری اش سود وُ زیان می گیرد

کسب وُ کار است وفاداری دلدار، دریغ
کاین مسیحا نفسی می دهد آن می گیرد

 

 

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست