دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

ماسه
الیس مونرو
27 جون 2011
برگردان فارسی: گیل آوایی

فشرده ای از زندگی ادبی آلیس مونرو

آلیس مونرو( زاده شده در 10 جولای 1931، وینگهام ، اونتاریو، کانادا) نویسنده کانادایی ست که با داستانهای کوتاه خود معروفیت جهانی یافت. داستانهایی که عموما از جنوب غربی اونتاریو مایه می گیرد و شخصیتهای داستانی اش مردمانی از همان منطقه با شناسه ی اسکاتلندی-ایرلندی ست.
نخستین مجموعه داستانهایش بنام رقص سایه های شاد ( 1968) منتشر شد. این یکی از سه مجموعه داستانهاست. دو مجموعه دیگر عبارتند از فکر می کنی که هستی ؟(1978) که با نام دختر گدا : داستانهای فلو و رُز نیز منتشر گردید)، و پیشرفت عشق (1986) که جایزه سالانه ی ادبی فرماندار کل برای داستان  را از آن خود کرد.
دومین مجموعه زندگی دختران و زنان (1971)، خواسته ام به تو بگویم (1974)، ماه های جوپیتر (1982)، دوست جوانی ام (1986)، یک ایستگاه توحش (1994)، و عشق یک زن خوب (1998)، را نیز شامل می شود.
 کتاب او بنام رازهای باز (1994) در بر گیرنده داستانهایی از تپه های نیمه متمدن جنوب اونتاریو تا کوه های آلبانیا است، در داستان فراری (2004) مونرو عمق زندگی مردم عادی را کشف می کند و چشم انداز از قلعه صخره ای (2007) ترکیبی از تاریخ، یاداشتهای خانوادگی و روایتهایی از درخواستهای پرسش برانیگز و پاسخهای مبهم است. مونرو در سال 2009 جایزه مان بوکر اینترناشنال را برد که در همان شال مجموعه داستانهای " شادی بیش از حد منتشر شد.
داستانهای کوتاه مونرو در باره فرسایشهای آلزایمر در داستان خرس به کوهستان آمد که با درونمایه های  نفرت، دوستی،اظهار عشق، عشق ورزی، ازدواج(2001) منتشر و درفیلمی بنام دور از او (2006) انعکاس یافت.
برگرفته از سایت بیوگرافی

 آن زمان در کنار یک گودال ماسه ای زندگی می کردیم. نه گودال عمیقی که با بیل های مکانیکی غول پیکر کنده باشند. فقط گودال کوچکی که باید توسط یک کشاورزی سالها پیش کنده شده باشد. در حقیقت گودال به اندازه ای کنده شده بود که ترا به اندیشه ای وا دارد که باید منظور دیگری برای کندن آن بوده باشد . پاکار برای خانه ای شاید که ساختن آن هرگز ادامه نیافت.
مادرم نخستین کسی بود که توجه همگان را به آن گودال
جلب کرد:
- ما کنار یک گودال ماسه ای غیر قابل استفاده ی ایستگاه خدمات بین راهی زندگی می کنیم.
چیزی که به مردم می گفت و می خندید. چون او خوشحال بود که همه چیز در ارتباط با خانه را به خیابان ریخته بود – همسری که با او پیشتر زندگی می کرد.
آن زندگی را خوب بیاد ندارم. بخاطر همین بخشهایی از آن را بوضوح یادم می آید اما بدون پیوندهایی که برای گرفتن تصویری کامل از آن لازم است. همه آنچه که در حافظه ام مانده خانه ای در شهر با کاغذهای دیواری ی خرس عروسکی در اتاق قدیمی ام، است. در این خانه ی تازه که براستی یک تریلر است، خواهرم " کارو " بود و تحتخوابهای باریک که بر روی هم، یکی روی دیگری قرار داشت. درآغاز وقتی که ما به آنجا نقل مکان کردیم، خواهرم کارو در باره خانه ی قدیمی مان برایم حرفهای زیادی زد و می کوشید که این یا آن را بیاد بیاورم. این حرفها زمانی می شد که در رختخواب بودیم و او دوست داشت از این حرفها بزند. عموما گفتگوی ما که به بخواب رفتن من، می انجامید، ختم می شد. گاه من فکر می کردم که براستی بیاد دارم، اما  از ترس اینکه بعضی چیزها را اشتباه کنم، وانمود می کردم که بیاد ندارم.
وقتی که به تریلر نقل مکان کردیم، تابستان بود. سگمان را با خود داشتیم.
- بلیتزی عاشق اینجاست
مادرم می گفت. و درست هم می گفت. چیزی که سگ دوست نداشت جابجایی در شهر، از یک خیابان به خیابان دیگر بود حتی جایی با خانه های بزرگ و چمنهای گسترده با فضای باز بیرون شهری؟ او به هر ماشینی که از جاده می گذشت، پارس می کرد. طوری که او خود را مالک جاده می دانست. و حالا هم مثل همیشه سنجاب و موش صحرایی اش را آورده که می کشتشان.
در آغاز کارو از این جابجایی مایوس بود. و نیل ناگزیر بود که با او در این باره حرف بزند. توضیح دهد که طبیعت یک سگ اینطور است که در چرخه زندگی اش چیزهایی باید چیزهای دیگر را بخورد.
او غذای مخصوص سگ را می گیرد.
کارو بحث می کرد اما نیل می گفت:
فرض کن که نگیرد؟ فرض کن روزی ما همه ناپدید شویم و او خودش باید از خودش دفاع کند؟
کارو می گفت:


Wingham
Dance of the Happy Shades (1968)
Who Do You Think You Are? (1978
Beggar Maid
The Progress of Love (1986)
annual Governor General's Literary Award
The Lives of Girls and Women (1971)
Been Meaning to Tell You (1974)
The Moons of Jupiter (1982)
Friend of My Youth (1986)
A Wilderness Station (1994)
The Love of a Good Woman (1998)
Open Secrets (1994)
Runaway (2004)
The View from Castle Rock (2007)
The Bear Came over the Mountain
Away from Her (2006).
teddy bear
Caro
Blitzee
Neal

ادامه

این داستان بصورت پی دی اف منتشر شده است. برای خواندن تمام داستان همینجا کلیک کنید

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست