تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید

سه داستان از سه نویسنده
رابرت کو ور ROBERT COOVER
تسا هادلی   TESSA HADLEY
دیوید شیکلر DAVID SCHICKLER
ترجمه فارسی: گیل آوایی

سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۳ - ۲۰ ژانویه ۲۰۱۵

پیشگفتار

از انبوه کارهای ناتمام و نیمه ترجمه شده، سه داستان از سه نویسنده را به فارسی برگردانده و کارشان را تمام کرده ام که در این مجموعه به علاقمندان پیشکش می کنم.
این داستانها بویژه از نگاه داستان پردازیِ ابتکاری یا به عبارت دیگر خلاقانه، جالبند اگرچه شخصاً، هیچگاه نوشته ای را به صرف نوشتن، نپسندیده ام. اینگونه نوشتن را همیشه به دو نوازنده تشبیه کرده ام.
نخست نوازنده ای که هوای سازش را می کند و با حال و هوایی که دارد، می نوازد.
و دوم نوازنده ای که با مهارت اما از روی وظیفه یا مسئولیت یا حتی اجبار می نوازد.
در شکل نخست، حسِ انسانی را بخوبی می توان دید اما در دومی اگر چه ماهرانه می نماید اما آن گونه که باید به دل نمی نشیند. قلمِ آدمی هم بگونۀ سازی ست که با آن خلوت می کنی. و چگونگی آن بستگی به خودت دارد چرا و چگونه با آن باشی.
براستی که قلم آدمی همچون آینه ای ست که درونت را می نمایاند درست مانند آینه ای که ظاهرت را نشان می دهد، قلم درون و فکر ترا نشان می هد. از همین نگاه، نوشتن بصورت انکار ناپذیری با حس و فکر و درون آدمی پیوند دارد اگر این پیوند اجباری و مصنوعی باشد، چنگی به دل نمی زند. هر چه که باشد!
همیشه بر این باور بوده ام که نوشتن باید سراغ نویسنده بیاید. درست مانند شعر است که اگر سراغت بیاید حس و فکر و روح ترا با خود دارد اما اگر بنشینی که شعر بسرایی، همه چیز ممکن است داشته باشد الا حس و روح شاعر را.
چنین نوشتن و سرودنی را نه هیچگاه پسندیده ام و نه هیچگاه تن داده ام. ترجمه هم برای من از این ماجرا جدا نیست. کارهای زیادی را نیمه تمام رها کرده ام، به همان دلیلی که در بالا گفته ام. چه وقت باز سراغشان بروم، شیطان داند، خدا نمی داند!
در این مجموعه نیز، متون اصلیِ داستانها را پیوست کرده ام تا هم امکان مقایسۀ با متن فارسی فراهم باشد و هم شاید بلحاظ یادگیری زبان انگلیسی، مورد استفاده قرار گیرد. تمامی زیر نویسها از سوی من است. و تمامی اسمها را نیز بصورت برجسته در متنِ فارسی آورده ام تا مشخص تر باشند.
امیدوارم کارهای از جمله ترجمه های مرا، صرفاً از روی عشق و علاقه ام به ادبیات بدانید، چه من در پی هیچ اسم و رسم و اعتبار و عنوانی از این راه نیستم.
پاره شعری دارم که در آن  گفته ام:

هیچم.
هیچِ من،
همه چیزم!

با مهر

 

گیل آوایی
ژانویه 2015

این کتاب با فورمات پی دی اف منتشر شده است. برای دریافت آن همین جا کلیک کنید

 

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست