تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۶ مه ۲۰۱۸

سه شعر فارسی
گیل آوایی

رقصِ شبح وارِ اندوهی
در پیچ وُ تابِ نگاهی مست!

بر ساحل سکوت
مستانه مست آوازی
دل از باد برده است.

سایه روشنِ ردّی ناموزون
گواهِ ویرانگذری به آوار خویش
سوسو می زند
گاه
به
گاه!.

تلنگرِ دریاست
موج
موجِ
گام
به
گام

پرنده ای
سراسیمه پر می کشد
نگاهی به دنبالش.


 

2

رقص شعله
بر تاج شمع
خیال می رقصاند باز
وهمِ شب در آن سوی پنجره
گیسو افشان
چونان شبحی سرگردان.

بی ماه، بی ستاره،
خیابان دلمُرده
شهر بی رهگذری مست!

واخوان می کند
پرنده ای نجوای مرا
سکوت می شکند
در پهنۀ نگاهی که هیچ جا نیست!،
همه جا هم!

3

با خودت در خودت تکرار می شوی
آنجا
همان جا
که خاک 
شادیِ دنیا را داشت در نگاه معصومانۀ خواهر
و بازیگوشیِ تو بود وُ جاروی* مادر.....
.
با خودت در خودت تکرار می شوی
.
حسی به جان تو می افتد
شعری گم شده در انبوه واژه های بهم ریخته
می کاوی واژه واژه
آرام آرام
اشک پاک می کنی از نگاه ماتی که رفته است
ستون وُ رَف وُ ایوان
باغ وُ درخت وُ پرچین
چاه وُ ماه وُ کردهخاله**
و آوازِ جیرجیرکی 
که آهنگِ لالایی مادر است
و
عطر خاک وُ وارشی*** که خیسش کرده است.

دست می سایی دست
مست می شوی با یاد وُ حسی که هیچ واژه ای برایش نیست
آرام آرام
با خودت
در خودت
تکرار می شوی به نجوایی بی آهنگ
.
آنجا
آری
همانجا
که دیگر 
هیچ جا 
نیست!
.
.
* جاروب
** کردهخاله(گیلکی) وسیله ای چوبی که یکسر آن به شکل عددِ 7 است و برای آب از چاه کشیدن استفاده می شود
*** وارشی(گیلکی)=بارشی، بارانی
 
 
.
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست