تعفن
فرهنگ قهقرایی
حکومت اسلامی
تا کجا باید
باشد!
گیل آوایی
سوم
نوامبر 2008
نمیدانم
با کدام واژه،
درد و خشم،
خون گریه هایم
را فریاد کنم.
براستی اینها
چه جانورانی
هستند!؟ از
کدام دین! از
کدام پیغمبر
از کدام خلیفه
و امام و صاحب
زمان و قرآن
سخن می گویند!؟
این جانیان از
کدام ریشه و
تبار و قوم و
قبیله ای
هستند!؟ ازگور
کدام جنایت و
خرافه و خون و
انتقام
برخواسته اند
که اینگونه یک
ملت را به
قهقرا برده
اند!؟
آدمی
از تصور و اندیشه
گی این همه
جنایت و فرهنگ
بیمارگونه و
جامعه ای پریشان،
هزار بار می میرد
و زنده می شود
تا چه رسد به
کسانی که بر
چنین فرهنگ و
دین و ایمان و
سیاست،
وقیحانه هر روز
فریبکارانه
هر راستی را
دروغ و هر جنایتی
را موجه و هر خیانت
و غارت و
نابرابری ای
را توجیه می
کنند. زشتی این
همه پلیدی
نشان از کدام
خدا و دین و ایمان
انسان است که
این جانیان
سالها از هر
مسجد و منبر
نشخوار کرده
اند!
هربار
در میان خبرها
که به دزدی و
دروغ و چپاول
و فقر و گرسنگی
مردم دیارم بر
می خورم، از
فریاد و
اعتراض هزار
باره وا می
مانم و مصداق
آب از سر
گذشته، لحظه می
شمارم که
سرانجام روز
حساب خواهد رسید
اما وقتی از
تجاوز به زنان
و دختران اسیر
در چنگال جانیان
اسلامی ( بنی یعقوبهای
سنندج و همدان
و تهران و...)
گرفته تا
تجاوز به دختران
بی سرپرست و
قربانی فقر
ناشی از همین
حاکمیت سیاه
در خانه های
بقول خود این
جانیان " امن "
مورد تجاوز
آخوندکانی که
از پیکر همین
مردم، مفت
خورده و
انگلوار گردن
کلفت کرده
اند، قرار می
گیرند و از قتل عام
خانوادگی
کازرون گرفته
تا به آتش کشیدن
دختر دانشجوی
شیرازی و کشتن
و زنده بگور
کردن دخترک بیگناه
بخاطر جنسیت
اش گرفته تا
هزار جنایت
آشکار و نهان
بیغوله گاهی
بنام جامعه
اسلام ناب
محمدی، وقتی
به بدار آویختن
امیر حسین شش
ساله می رسی،
از زیستن و
انسان بودن
خود شرم می کنی،
هزار بار مرگ
را بر زندگی و
روزگار لجنی
ترجیح می دهی
که کسانی بر
گرده همین
مردم سوار و
بنام دین و
قرآن و محمد و
صاحب زمان،
چنان گندی می
زنند که سی
سال مردم فریبی
قرنهایشان را
پا می فشارند
و هاله نور می
بینند و به
چاه جمکران می
روند و
استخاره می
کنند و اقتصاد
حرام و حلال
تحلیل می کنند
و همین تعفنی
می پراکنند که
ملتی برای رهایی
از نابرابری و
خفقان و
وابستگی به آیت
الله شان که آیت
خدا بودو سیدی
از اولاد پیغمبر
اعتماد می
کنند و به گندی
کشیده می شوند
که حتی در
قرون وسطا نیز
نمونه اش را
کمتر می توان
سراغ گرفت که
پدری فرزند خویش
بکشد و دختر
خویش بسوزاند
و.......
و
اینهمه دست
آورد حاکمیت
الله بر سرزمینی
است که وعده
ساختن دنیا و
آخرت مردم را از
دهان سیدش
نعره کشیده
بود.
در
میانه چنین
دست آوردهای
حکومت اسلام
ناب محمدی با
سه دهه از
غارت و چپاول
و دزدی و شبکه
های
هزاردستانی
اهریمنان و
اهریمن
زادگان، می بینیم
کسانی باز هم
به نشخوار
همان شعارهای
توخالی و فریبکارانه
و بی پشتوانه
می پردازند که
خود از عاملان
اصلی تحمیل و
ساخت فرهنگ و
باور و شناخت
دین و ایمانی
هستند که پس
از سه دهه چنین
جنایتی هایی
در جامعه تحت
حاکمیتشان را
سبب شده و می
شوند.
وقاحت
تا کجا باید
باشد!؟ چگونه
این جانیان سر
بلند می کنند
و از میان گند
تعفن فرهنگ
اسلام سیاسی
شان که با سه
دهه از حاکمیت
شومشان به
مرحله ای از
قهقرا و پریشانی
و اشفتگی رسیده
اند که از
مردمان تحت
حاکمیت اسلامی
چنین جنایتهای
هولناک سر می
زند!؟
پرسش
مشخص من از آیت
الله های صدمن
عمامه ایست که
در ایران
اسلامی،آخوندهای تربیت
شده در
مکتبشان
آشکارا جنایت
می کنند، دروغ
می گویند،
غارت می کنند،
تجاوز می کنند
و حتی به سفره
بی نان تهیدستان
نیز رحم نمی
کنند، با
خشونت و جنایت
و دروغ چنان
فرهنگی را
دامن زده اند
که از دل آن
جنایتهای
هولناک به امری
عادی و روزمره
تبدیل شده
است! چرا در
خرافه گاه های
صد سوراخ لمیده
اند و بر اینهمه
بی عدالتی و
سقوط اخلاقی و
گنداب دین سیاسی
و فرهنگ صاحب
زمانی، عمامه
از سر بر نمی گیرند
و در کوچه های
شهر وا اسلاما
سر نمی دهند. آیا
گند شرع مقدس
بدست منادیان
خرافه پیشه
شان از این
رسوا تر!؟
چگونه
است که ولایت
فقیه ( بخوانش
وقیح )، اهریمنان
بدتراز همه
شان –خبرگان- ،
شورای مصلحت
نظام، مجلس
اسلامی و قوه
قضائیه و مهره
های
رنگ و وارنگشان
که سخن گفتگوی
تمدنها بر
زبان می آورند
واز بزغاله های
هاله نور
انتقاد می
کنند، چنین
جنایتهای
هولناک را نمی
بینند!
مسبب
پریشانی و
اشفتگی جامعه
ای که تا به این
حد از اخلاق
باختگی رسیده
که هر لحظه
جنایتی در آن
روی می دهد که
کمر می شکند،
چه کسانی
هستند!؟
مگر
نه این است که
نظام سیاسی هر
کشوری مسئولیت
آموزش و پرورش
و اعتلای
فرهنگی جامعه
تحت حاکمیت خویش
را بعهده
دارد!؟
مگر
نه این است که
حاکمیت سیاسی
هر کشوری
فرهنگ و اخلاق
حکومت خویش را
بر جامعه
مستولی می کند
و تعمیم می
دهد!؟
نظام
اهریمنی بنام
جمهوری اسلامی
را چه کسانی
به این ملت
تحمیق کرده
اند!؟ مسئول این
همه سقوط و
خرافه و قهقرا
چه کسانی
اند!؟
هیچ
جنایتی در
حاکمیت شوم
اسلامی نیست
که با نام خدا
و ائمه و قرآن
و علی و حسین و
زهرا اجین
نبوده باشد!
هیچ
حاکمیتی تا بدین
حد جامعه ای
را به جنایت و
دروغ و فریبکاری
و چاپلوسی و
جعل و تجاوز نیالوده
است که حکومت
اسلامی بر سر
ایران و ایرانی
آورده است!
هر
روز هزاران
بار از دهان
تک تک نان به
نرخ روز خورهای
وزیر و وکیل و
رهبر شده
حکومت اسلامی، اسلام و
امام و محمد و
علی و حسین و آیه
های دهن پرکن
عدل و قسط و
انصاف و عطوفت
شنیده می شود
اما با چنان
وقاحت و بی
شرمی و انکار
برخورد می
کنند که گویی
نه فقری در
کشور اسلامی
شان است و نه بی
عدالتی و اعتیاد
و فحشاء، و نه جنایت
و غارت و دزدی
و بلبشوی مدیریتی
و نابخردی و
حماقت!
جنایتهای
هولناک فرزند
کشی و فروپاشی
اخلاقی جامعه
کنونی ایران
برآیند سه دهه
حکومت جنایتکاران
اسلامی است که
وقتی آنگونه
در زندانهای
اسلامی با یا
زهرا یا حسین
تجاوز و شکنجه
و قتل عام می
کنند،
وقتی
با درک
ابلهانه ای از
قوانین مدنی،
با تکیه
بر شرع مفدس
اسلامی! چنان
حکم رانده می
شود که سنگسار
و آویختن
انسان از جرثقیل
در ملاء عام و
تیرباران از
نوع خلخالی های
هنوز در حاکمیت،
عدل و قضاء
اسلامی
شناخته و
شناسانده می
شود
وقتی
تجاوز به عزت
و ناموس و زن و
فرزند مردم
تحت حکومت
اسلام ناب
محمدی، به
آسانی آب
خوردنی
لاپوشانی و
ماست مالی می
شود،
چنین
جنایتهای
هولناک نیز در
جامعه نهادینه
می شود و
جامعه ی روانی
و بیمار و پریشان
چنان اسیر
خرافه و بلاهت
برآمده از
حاکمیت اسلامی
می گردد که
پدری فرزند شش
ساله اش را
بدار می آویزد!
و
با چنین مدیریت
مالیخولیایی
و درک از
کرامت و شرافت
انسانی، که
رهبرش وقیحانه
از ترقی و عدل
و انصاف می گوید،
رئیس جمهورش
هشت سال
فریبکارانه
سر در برف فرو
می برد و وقیحانه
شعار
قانونمندی و
گفتگوی
تمدنها سر می
دهد،
بزغاله ای
هاله ی نور می
بیند و دزد ِ
رو از سنگ پا
برده، ادای امیرکبیر
در می آورد و انگار
نه انگار که
هفتاد میلیون
به خاک سیاه
کشانده شده
اند و چنین
جنایتهای
هولناک را نیز
از خود رو می
نمایاند که
تصورش حتی
کابوس آدمی
است.
براستی
تعفن فرهنگ
قهقرایی
حکومت اسلامی
تا کچا باید
باشد که مردمی
به دفاع از
اخلاق و فرهنگ
و زندگی انسانی
خویش بر خیزد!؟
در
چنین حاکمیتی
با چنین پریشانی
و آشفتگی و
سقوط، ایران و
ایرانی به کجا
می رود!؟
ما
چه می کنیم!؟
گیل
آوایی
سوم
نوامبر 2008